-
10/10
بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 با تلفیق اتمسفر سنگین و واقعگرایانه داستانی با اکشن جذاب بخش چندنفره و حالتهای جدیدش، بازگشتی شکوهمندانه برای حسنختام سری مدرن وارفر رقم میزند. در این مقاله، به نقد و بررسی بازی جدید کالاف دیوتی میپردازیم و نقاط قوت و ضعف آن را مرور میکنیم.
بازی کالاف دیوتی: مدرن وارفر ۴ درست در بزنگاهی تاریخی برای این مجموعه پا به میدان میگذارد؛ روزگاری که فراز و نشیبهای اخیر، بذر تردید و دلسردی را در دل هواداران کاشته بود. پس از عملکرد نسبتا ضعیف نسخه گذشته، استودیوی اینفینیتی وارد (Infinity Ward) کوهی از مسئولیت را برای اعاده حیثیت بر شانههای خود احساس میکرد؛ رسالتی که با توجه به نقش این بازی به عنوان حسن ختامی بر حماسه ریبوت مدرن وارفر، دوچندان میشد. نتیجه کار شگفتانگیز است! سازندگان با تکیه بر یک کمپین داستانی درگیرکننده، بخش چندنفره بینقص و انبوهی از محتوای جدید، نه تنها تمامی اشتباهات قبل را جبران کردند، بلکه اثری فراتر از سطح انتظارات را به تصویر کشیدهاند.
داستان را درست از همان جایی که در بازی Modern Warfare 3 رها کرده بودیم، از سر میگیریم. کاپیتان پرایس (Price) که حالا مصممتر از همیشه است، تمام تمرکزش را روی شکار ماکاروف (Makarov) و مهرههای پشتپرده او گذاشته است. اما اوضاع زمانی بحرانیتر شده که یک خاندان حاکم خیالی در کره شمالی، آتش جنگ را در مرزهای همسایه جنوبی روشن میکند. حالا در دل این هرجومرج و هجوم همهجانبه، تفنگداران دریایی آمریکا و کره باید بازماندگان را متحد کرده و خط مقاومت را شکل دهند. داستان بازی ما را مدام بین نگاههای مختلف با خود همراه میکند؛ گاهی در کنار چهرههای محبوبی مثل گز (Gaz) هستیم و گاهی با یک گروهان جدید از سربازان کرهای پیش میرویم. پویایی روابط این آدمها و صمیمیتی که بینشان جریان دارد، حسوحال ناب سهگانه کلاسیک بازی را زنده میکند. این اتمسفر گیرا، بهخصوص وقتی با یگان کرهجنوبی به رهبری پارک (Park) با بازی یانگ مازینو (Young Mazino)، ستاره سریال بیف (Beef) وارد ماموریتهای نبردهای زمینی پیادهنظام میشویم، خود را به بهترین شکل نشان میدهد.
مجموعه کالاف دیوتی (Call of Duty) در سالهای اخیر بهجای تمرکز روی روایت داستانهای عمیق، غرق در درخشش نبردهای پرزرقوبرق شده بود و با وجود انتقادها، خبری از روایتهای پرمخاطره و دراماتیک نبود. با این حال، MW4 از این قاعده مستثنی است. با اینکه بازی تا حد زیادی المانهای مخفیکاری و مکانیکهای مدرن رو کنار گذاشته، اما وقتی درگیر فضای داستان میشوید، میبینید که این تغییر رویکرد چقدر با حالوهوای داستان جور در میآید. در طول این روایت، لحظاتی پیش میآید که بازی شما را مجبور به انجام کارهایی میکند که از نظر اخلاقی بحثبرانگیز است؛ موقعیتهایی که ناخودآگاه آدم را یاد مرحله جنجالی No Russian در بازی Modern Warfare 2، محصول سال ۲۰۰۹ میاندازد.
کالاف دیوتی مدرن وارفر ۴ در اتمام پرونده داستان اصلی این سری ریبوتشده کارش را خوب انجام میدهد، اما متاسفانه یکی از مشکلاتی که تو ذوق بزند، کوتاهی بیش از حد قصه است. در واقع، اتمام کل این ماجرا نهایتا شش ساعت طول میکشد و وقتی نوبت به رشد شخصیتها و اتفاقات کلیدی قصه میرسد، زمان به سرعت سریع میگذرد.
این مشکل را میتوانید در مسیر ماجرای کاپیتان پرایس به وضوح حس کنید؛ جایی که وقتی به فصلهای آخر نزدیک میشویم، حضور او کمرنگ و کمرنگتر میشود. پایان کار این شخصیت، آن هم برای کسی که انتظار میرفت مهمترین نقطه عطف کل داستان را رقم بزند، آنقدر که باید به دل نمینشیند و نمیتواند احساسات گیمرها و هواداران دوآتیشه را درگیر کند. از طرفی، اینکه میبینیم استعداد بخش بزرگی از تیم بازیگری، بهخصوص شخصیت آرچر (Archer) با بازی مس میکلسن (Mads Mikkelsen) و ری جو یانگ (Ri Joo-young) با بازی پریسکا کیم (Prisca Kim) با وجود نقشآفرینی فوقالعادهشان به هدر رفته، حسرتآور است.
البته، فکر نکنید که چیزی از اکشن بازی کم شده است! کمپین پر از سکانسهای سینمایی تماشایی است؛ از تعقیبوگریزهای نفسگیر در خیابانهای پاریس و پارکور روی پشتبامهای منهتن بگیرید تا یک درگیری خفن در محوطه راهآهن که دقیقا حس ترکیب دو بازی آرکید Frogger و Time Crisis را تداعی میکند. همه اینها در نهایت به اوج هیجان خود در نبرد پایانی ختم میشوند؛ جایی که در یک پایگاه هوایی در کره شمالی، ترکیب نبردهای تکتیراندازی و حملات هلیکوپترهای جنگی، یکی از بزرگترین و نفسگیرترین مبارزات کل بازی را برایتان رقم میزند.
یکی دیگر از غافلگیریهای جذاب این نسخه، زمانی است که بازی شما را در یک منطقه برفی و جهانباز رها میکند. در اینجا دیگر خبری از مسیرهای از پیش تعیینشده نیست؛ میتوانید آزادانه در محیط بگردید، همزمان که خط داستان اصلی را پیش میبرید، به سراغ ماموریتهای فرعی بروید و با جمعآوری منابع، اسلحهها و تجهیزات خودتان را قویتر کنید. این بخش برفی مثل یک زنگ تفریح در میان تیراندازیهای خطی است و نکته جالبش این است که بدون اینکه به هیجان و ریتم تند داستان آسیبی بزند، اجازه میدهد کمی از درگیریهای پشتسرهم فاصله بگیرید و نفسی تازه کنید.
از کاستیهای بخش داستانی بازی MW4 که بگدریم، به نقطه قوت همیشگی سری کالاف دیوتی یعنی بخش چندنفره میرسیم که همچنان سرگرمکننده است. هرچند این بخش آن روانی و سیستم حرکتی نسخههای اخیر بلک آپس (Black Ops) را ندارد، اما عمق سیستم شخصیسازی و طراحی فوقالعاده نقشهها، ارزش ساعتها تجربه را دارد. البته، با وجود اینکه بعد از مدتی، ریتم بازی کمی رنگبوی تکراری به خود میگیرد، اما به لطف تنوع بینظیر نقشهها، از نبردهای تنبهتن و نزدیک در کوچهپسکوچههای بمبئی (Mumbai) و ناتیکال (Nautical) گرفته تا نبردهای وسیع و پرآشوب در کول (Coal) و راکتور یو ۹۲ (Reactor U92)، بازی هنوز هم هیجان خود را حفظ میکند.
وقتی وارد بخش چندنفره میشوید، گویا خون تازهای در رگهای میدان نبرد جاری شده است. وجود دوباره حالتهای محبوبی مثل Team Deathmatch و Kill Confirmed، همان حس رقابت آشنا و لذتبخش همیشگی را برایمان رقم میزند، اما این حالتهای جدیدی مثل هایجک (Hijack) و کامبت اوتپست (Combat Outpost) هستند که شما را درگیر یک تجربه متفاوت و جدید میکنند. در حالت کامبت اوتپست، نبردها از درگیریهای کوچک به جنگهای عظیم ۲۴ نفره در هر تیم تبدیل میشوند؛ جایی که سنگر گرفتن پشت تانکهای خودی، اسنایپ کردن اهداف از راه دور و فتح قدمبهقدم پاسگاهها، آدرنالین خونتان را بالا میبرد؛ البته تا زمانی که یک راکت آرپیجی بیرحمانه تمام نقشههایتان را دود نکرده باشد! اگر هم به دنبال یک تجربه حسابشدهتر هستید، حالت جدید Collateral با ساختار دورمحورش منتظر شماست. در اینجا، هرچه بهتر بجنگید، پول بیشتری به دست میآورید تا در ابتدای راند بعدی، سلاحها و تجهیزات مرگبارتری بخرید؛ یک سیستم اقتصادی جذاب که شما را مجبور میکند برای رسیدن به بهترین سلاحها، هوشمندانهتر بازی کنید.
با تمام این اوصاف، ستاره بیچونوچرای بخش چندنفره، حالت جدید و عجیب Kill Block است که در یک مرکز آموزشی ماژولار اتفاق میافتد. جذابیت ماجرا اینجاست که قبل از شروع هر راند، بازی سه محیط تصادفی را از بین دهها طراحی مختلف انتخاب کرده و مثل قطعات پازل به هم میچسباند تا نقشه نهایی شکل بگیرد. این بدان معناست که هیچکس نمیتواند مسیرها را از قبل حفظ و برای آن، برنامهریزی کند. مهمتر از این، جالب است بدانید که سلاحها هم کاملا تصادفی هستند. برای مثال، ناگهان در یک راند کامل، همه بازیکنان مجبورند فقط با تپانچه یا اسنایپر به جان هم بیفتند! همین رفتار غیرقابل پیشبینی، هر مسابقه در Kill Block را به یک چالش جدید سرگرمکننده تبدیل کرده است.
وقتی ساعتها در دنیای بازی غرق میشوید، تازه میفهمید که امکانات ساختن یک اسلحه بیعیبونقص چقدر پرجزئیات و شگفتانگیز است. اینکه بنشینید و با حوصله قطعات مختلف را بالا و پایین کنید تا بهترین دوربین، مهمات، قنداق و سرلوله را پیدا کنید و متوجه شوید هر کدام چه تاثیری روی کارکرد سلاح میگذارند، یکی از لذتبخشترین کارها برای دستیابی به سبک بازی دلخواهتان است. البته، سازندهها برای اینکه بازیکنان بین این همه قطعه گیج نشوند، یک دستیار هوشمند به اسم گانی (Gunny) را به بازی اضافه کردهاند که سلاح را بر اساس نحوه بازی شما تنظیم میکند؛ اما راستش را بخواهید، بهتر است کمتر به سراغ این ویژگی بروید و خودتان آچار به دست شوید. در دنیای بازیهای شوتر اولشخص، خیلی کم پیش میآید که یک بازی تا این حد روی جزئیات اسلحهها وسواس به خرج دهد و همین تعهد مدرن وارفر ۴، کاری کرده که با اختلاف از تمام رقبایش جلوتر باشد.
حالت جدید بازی، یعنی دیامزد (DMZ)، از همان لحظات ابتدایی اقتدار خود را به رخ میکشد. پس از چند تلاش مقدماتی در سالهای گذشته، اکنون با پختهترین و کاملترین شوتر استخراجی (Extraction Shooter) در تاریخ فرنچایز مواجه هستیم که میتوانید آن را در به صورت تکنفره (Solo) یا در قالب تیمهای دونفره (Duos) و سهنفره (Trios) تجربه کنید. روند بازی بدین شکل است که بازیکنان با چتر نجات به قلب جهانباز و وسیع هاجین (Hajin) فرود میآیند و باید از طریق انجام ماموریتهای محیطی، منابع و تجهیزات موردنیاز را جمعآوری کرده و در نهایت با درخواست پشتیبانی هوایی، با موفقیت خارج شوند. این جهان پهناور از یک سیستم آبوهوای پویا نیز بهره میبرد که در کنار تنوع فعالیتها، حس پویایی و حضور در یک محیط زنده و پیشبینیناپذیر را دوچندان میکند.
در طول این ماموریتها، بازیکنان با گیمرهای دیگری نیز در نقشه روبهرو میشوند که میتوانند از با آنها وارد درگیری نشوند یا حتی برای تصاحب غنائمشان وارد نبرد شوند. هرچند در طول تجربه این حالت با بازیکنان واقعی متعددی برخورد نداشتم، اما چالشهای محیطی بهقدری بالاست که این بخش حتی برای حرفهایترین افراد نیز نفسگیر خواهد بود. محیط بازی به هیچوجه با شما سر شوخی ندارد و کوچکترین ریسکی میتواند به قیمت از دست دادن همهچیز تمام شود. برای زنده ماندن در این جهنم، داشتن یک تیم هماهنگ، چیدن یک لوداوت (Loadout) هوشمندانه و انتخاب درست پرکها از هرچیزی واجبتر است. ناگفته نماند که یک سیستم پیشرفت شخصیت مبتنی بر درخت مهارت سهشاخه نیز در بازی تعبیه شده است. بازیکنان با کسب امتیاز تجربه (XP) میتوانند قابلیتهایی نظیر برداشتن غنیمت بیشتر از دشمنان، احیای سریعتر همتیمیها و کاهش آسیب ناشی از انفجارها را آزاد کرده و شخصیت خود را متناسب با نیازهای تیم ارتقا دهند. این پیشرفتها در کنار طراحی بینقص مراحل و گانپلی لذتبخش، ضربآهنگی تند و درگیرکننده خلق کردهاند.
با تمام این تفاسیر، اگرچه هسته اصلی گیمپلی بهخوبی برای طرفداران عناوینی چون ماراتن (Marathon) بسیار آشنا و جذاب است، اما موفقیت بلندمدت بخش DMZ بازی کالاف دیوتی در گرو استقبال کاربران و توانایی اکتیویژن در حفظ جامعه بازیکنان قرار دارد. این حالت برای بقا و رقابت با آثاری محبوبی همچون Arc Raiders و Escape from Tarkov، مسیر دشواری در پیش دارد؛ چالشی که شاید پیروزی در آن، از طراحی و توسعه خود بازی نیز دشوارتر باشد.
فارغ از اینکه مشغول تجربه کدام بخش از بازی هستید، Modern Warfare 4 بدون شک یکی از خوشگرافیکترین و چشمنوازترین نسخههای تاریخ Call of Duty است. بازسازی شهرهای نیویورک و پاریس بهقدری زنده و واقعگرایانه انجام شده که به بهترین شکل ممکن، هویت بصری مدرن و رئال همیشگی این سری را به رخ میکشد. این کیفیت خیرهکننده تنها به جلوههای بصری محدود نمیشود؛ بلکه جزئیات صوتی دقیق بازی نیز در ترکیب با طراحی محیطها، به خلق تجربهای سینمایی و پرزرقوبرق کمک میکنند که همواره یکی از مشخصههای اصلی این مجموعه بوده است. با این وجود، تجربه بازی از ایرادات فنی خالی نیست و در بخش داستانی، شاهد چندین مشکل فنی هستیم. در حقیقت، افت فریم در شلوغترین سکانسها هم گاهی آزاردهنده میشود و مشکل دیر لود شدن بافتها نیز در گوشهوکنار محیط به چشم میخورد. البته، هیچکدام از این موارد تجربه نهایی را خراب نمیکند، اما به اندازهای هستند که نتوانید بهسادگی از کنارشان عبور کنید.
در نهایت، هرچند داستان بازی کالاف دیوتی: مدرن وارفر ۴ در برخی نقاط حساس لنگ میزند و کاملا بینقص ظاهر نمیشود، اما محتوای غنی و حالتهای متنوع و مهیج بخش چندنفره، به ویژه تجربه حالت DMZ، به خوبی یادآوری میکند که استودیوی اینفینیتی وارد هنوز هم تبحر خاصی در خلق شوترهای اول شخص نظامی دارد. بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 شاید یک شاهکار همهچیزتمام نباشد، اما قطعا گامی بلند برای بازگشت به روزهای خوب مجموعه محسوب میشود و در مجموع، توانسته پایانبندی شایسته و قابلاحترامی را برای این زیرمجموعه ریبوت شده رقم بزند.
بخش چندنفره بسیار غنی و هیجانانگیز
تکامل چشمگیر حالت DMZ
سیستم عمیق و پرجزئیات شخصیسازی سلاحها
گرافیک خیرهکننده و واقعگرایانه محیط
نبردهای عظیم و تنوع خوب نقشهها
حالت نوآورانه Kill Block
روایت داستانی شتابزده
استفاده ناکافی و هدر رفتن پتانسیل ستارگان بازی
مشکلات فنی مقطعی مانند افت فریم و دیر لود شدن بافتها

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید