-
0/10
بهترین نقشهها در بازیهای سولزلایک
یکی از جوانب بسیار مهم در طراحی این ژانر از بازیهای ویدئویی
در این لیست مروری خواهیم داشت به بهترین نقشهها در بازیهای ژانر سولزلایک که از اهمیت قابل توجهی نیز در ساختار طراحی این بازیها برخوردار هستند.
در هر عنوان سولزلایک (Soulslike) که برای خود احترام قائل است، طراحی محیط، مراحل و نقشه ارزشی حیاتی و استراتژیک دارد. اینکه یک بازی اکشن مبتنی بر دقت، با مبارزاتی چالشبرانگیز و باسفایتهای نفسگیر داشته باشیم یک بحث بوده اما پیوند دادن تمام اینها در دنیایی که کاوش در آن داری پاداش و لذتبخش باشد، بحثی کاملا متفاوت محسوب میشود.
اینجاست که مشخص میشود همهی سولزلایکها یکسان ساخته نشده و کاملا آشکار است که برخی توسعهدهندگان اصلی این سبک، این جنبه مخصوص از بازیها را به حد کمال رساندهاند. بله، بازیهای عالی زیادی در این ژانر وجود دارند اما آنهایی که در آزمون زمان سربلند بیرون میآیند، همیشه موفق میشوند طراحی خود را یک قدم فراتر ببرند.
به همین دلیل امروز قصد داریم نگاهی به ده سفر مختلف بیندازیم که بهترین نقشهها را در ژانر سولزلایک ارائه میکنند. عواملی مثل چیدمان، اتمسفر و طراحی بصری برای رتبهبندی این موارد در نظر گرفته شده است. و از هماکنون باید بگوییم که در نهایت آثار استودیو فرام سافتور (FromSoftware) به نوعی بر این لیست مسلط شدهاند اما واقعا میتوان غیر از این هم انتظار داشت؟
10 – بازی Another Crab’s Treasure
این لیست را با یک انتخاب غیرمنتظره شروع میکنیم. بازی Another Crab’s Treasure اگرچه عنوان کمتر شناخته شدهای در این ژانر بوده اما از هر جهت میتوان از آن به منظور نشستن سر میز بزرگان ژانر سولزلایک دفاع کرد.عنوان مورد بحث ورودی بسیار مدیریت شدهتر و قابل هضمتری به این ژانر بوده و در عین حال تجربه آن از هر نظر لذتبخش است.
این حس خوب به چیدمان نقشهی بازی هم سرایت کرده است. اول از همه نقشه در جاهایی که لازم است، بسیار زنده و پر از رنگ است و در عین حال هر جا که لازم باشد، تاریکی و عمق وحشتناک کف اقیانوس را به خوبی به تصویر میکشد.
بازی همچنین پر از رازهای مختلف، مناطق شبه جهانباز برای کاوش و پیدا کردن لوت و باسهایی است که ناگهان با آنها برخورد میکنید. تمام مراحل بازی به خوبی طراحی شدهاند و گشتوگذار در آنها به راستی سرگرمکننده است. درست است، این بازی شاید از نظر وسعت خیرهکنندهترین نمونه در این لیست نباشد اما احتمالا سرگرمکنندهترین آنها به شمار برود.
9 – بازی Blasphemous 2
یکی از عناوین سولزلایک مترویدوانیا که در سالهای اخیر توجه زیادی به طراحی جهان و نقشهاش جلب کرده، Blasphemous 2 است. برخلاف بسیاری از بازیهای سولزلایک سه بعدی که در دنیای بزرگ و جهانباز و نیمه جهانباز شناخته میشوند، Blasphemous 2 در سبک دوبعدی با طراحی سطحهای بهم پیوسته و ساختار محکم نقشه ظاهر میشود که بدون شک یکی از بهترین طراحیهای محیط در این سبک به شمار میرود.
نقشهی Blasphemous 2 از یکپارچگی و پیچیدگی قابل توجهی برخوردار است که بازیکن را به گشتوگذار و کشف مسیرهای مخفی تشویق میکند. هر منطقه نه فقط از نظر زیبایی بصری بلکه در نحوهی اتصال بخشها و ارتباط با هم، حس جهانی سرشار از معنا را القا میکند. چیزی که کمتر در عناوین دو بعدی به این شکل دیده شده است.
یکی از نقاط قوت این نقشه، نحوهی طراحی گذارها و میانبرهاست؛ پلیر ممکن است بارها از یک نقطه عبور کند بدون آنکه بداند در انتها چه چیز جدیدی انتظارش را میکشد. مسیرها به شکل بسیار هنرمندانهای با هم متصل شدهاند، به طوری که با هر بار بازگشت به بخشهای قبلی، احساس کشف دوباره و یادگیری بهتر محیط پدید میآید.
بهعلاوه به رغم طراحی خطیتر بعضی بخشها نسبت به بازیهای جهانباز، عنوان Blasphemous 2 موفق شده حس فضای بزرگ و عمیق را در نقشهی خود حفظ کند. ترکیب مضمونی مذهبی، فضای تاریک و بیرحمانه، و طراحی هوشمند مسیرها باعث شده تا این بازی نه فقط از نظر گیمپلی بلکه از نظر سطح طراحی نقشه هم در دسته برترینها قرار گیرد.
8 – بازی Lies of P
بازی Lies of P به طور کلی یک تجربهی نسبتا خطی در سبک سولزلایک است، اما این موضوع به هیچ وجه از ارزش طراحی مناطق مختلف آن کم نمیکند چرا که هر بخش از بازی به شکلی باورنکردنی دقیق برنامهریزی شده و سرشار از رازها، میانبرها و مسیرهای جایگزین است. درست است که سطح پیوستگی نقشه در مقایسه با برخی دیگر از عناوین پایینتر این لیست کمتر است اما برای هدفی که Lies of P دنبال میکند، این طراحی کاملا مناسب است.
شهر کرات اگرچه به وضوح از Bloodborne و شهر یارنام الهام گرفته شده، اما به همان اندازه مسحورکننده و نفسگیر است. شهری پر از کنجها و گوشهکنارهای دنج که در هر قدم، شما را به جستجوی آیتمها وا میدارد. همچنین نباید خود هتل کرات را فراموش کنیم که به عنوان هاب یا منطقه مرکزی بازی عمل کرده و شباهتهایی با Firelink Shrine در سری Dark Souls دارد و انصافا نیز یکی از بهترین نمونههای ساخته شده در این سبک است.
تمام محیطهای اطراف شهر کرات نیز فوقالعاده هستند؛ از کارخانههای متروکهی عروسکسازی گرفته تا کلیساهای عجیب و غریب و هر آنچه در این میان قرار دارد و به همین دلیل Lies of P یکی از بهترین نقشهها در میان بازیهای سولزلایک را در اختیار دارد.
7 – بازی Sekiro: Shadows Die Twice
بازی Sekiro: Shadows Die Twice یکی دیگر از نقشههای سولزلایک است که ممکن است در مقایسه با بقیه، به عنوان اثری نسبتا خطی نادیده گرفته شود اما چنین قضاوتی به معنای نادیده گرفتن عمودیت یا Verticality است که فرام سافتور با این بازی به فرمول همیشگیاش اضافه کرد. به لطف مکانیزم قلاب یا Grappling Hook که در اختیار شخصیت وولف قرار گرفته، نقشه سکیرو به شکلی باز و در دسترس میشود که در هیچیک از بازیهای قبلی یا حتی بعدی فرام سافتور سابقه نداشته است.
این حس عمود بودن باعث میشود بخشهایی از نقشه که در حالت عادی کوچک به نظر میرسند حالا سرشار از پتانسیل و احتمالات باشند چرا که شبیخون زدن به دشمنانی که روی زمین و زیر پای شما هستند، ذهنتان را طوری ورز میدهد که برای عبور از محیط به مسیرهای بسیار خاص و برنامهریزیشده فکر کنید.
قلمرو آشینا نیز در تمام طول مسیر بسیار تماشایی است. برداشت استودیو فرام سافتور از این نسخه خیالی و عرفانی ژاپن فئودال، بسیار صیقلخورده و جذاب به نظر میرسد و گشتوگذار در آن لذتبخش است. البته زمانی که توسط برخی از بیرحمانهترین مبارزات تاریخ این ژانر، مدام به زمین کوبیده نمیشوید.
6 – بازی Dark Souls 3
بازی Dark Souls 3 احتمالا پختهترین نسخه در میان سهگانه این مجموعه به شمار برود و البته این عنوان نزد اکثر طرفداران این سبک بسیار محبوب است اما وقتی صحبت از نقشه میشود، کمتر کسی به طور خاص از آن تعریف میکند. در واقع، یک شوخی رایج وجود دارد که Dark Souls 3 فقط مجموعهای از راهروها بوده و مسلما خطیترین بازی تاریخ فرام سافتور به حساب میآید.
میتوان پذیرفت که این بازی از نظر طراحی مراحل نسبت به سایر عناوین این مجموعه خطیتر است اما همانطور که قبلا درباره بازیهایی مثل Lies of P صحبت کردیم، وقتی نقشه تا این حد دقیق برنامهریزی شده، دشمنان دقیقا همانجایی هستند که باید باشند و محیطها اینقدر خیرهکننده طراحی شدهاند که خطی بودن چندان ضعف به شمار نمیرود.
لحظهی بیرون خزیدن از کاتاکومبها و دیدن شهر Irithyll of the Boreal Valley برای اولین بار یکی از زیباترین لحظات در میان عناوین این ژانر به شمار میرود. بله، شاید در بازی Dark Souls 3 نیازی نباشد که خیلی عمیق به برنامهریزی مسیرتان فکر کنید اما همچنان دلیل نمیشود که عنوان مورد بحث یکی از بهترین نقشهها را در میان بازیهای سولزلایک در اختیار نداشته باشد که در تمام طول مسیر تجربه بازی نیز، ظاهر و حسی فوقالعاده منتقل میکند.
5 – بازی Bloodborne
به طور جذابی، بازی Bloodborne یکی از محبوبترین ساختههای تاریخ استودیو فرام سافتور بوده که برخلاف سری Souls، سرعت مبارزات در آن بسیار بالاتر بوده و بیشتر به عناوین هک ان اسلش شباهت دارد و همین موضوع سبب میشود تا طرفداران از ژانرهای مختلف نیز به آن جذب شوند. از سوی دیگر شهر یارنام یکی از جذابترین، اتمسفریکترین و پررمز و رازترین محیطها در تاریخ بازیهای ویدئویی به شمار میرود.
در اینجا ما شاهد هستیم که فرام سافتور در اوج قدرت خود عمل میکند به طوری که با دهها میانبر و دروازه برای باز کردن تا بتوانید به فانوسهایی که قبلا پیدا کردهاید برگردید و با هر قدم، مسیرهای جدیدی را در دل این وحشت خلق کنید. به عنوان ترسناکترین بازی فرام سافتور، اتمسفر و حال و هوای Bloodborne در تمام طول بازی فراتر از حد انتظار است.
شاید تنها نکته منفی در خصوص این بازی، محدود بودن آن روی نرخ 30 فریم بر ثانیه بوده چرا که سونی نه اقدام به معرفی نسخه ریمستر شده آن میکند و نه صرفا با انتشار یک بهروزرسانی، قابلیت تنظیمات گرافیکی بهتر را روی آن در دسترس قرار میدهد. اما فقط تصور کنید که سرانجام روزی بتوان این بازی را با کیفیت فورکی و نرخ 60 فریم بر ثانیه یا حتی بالاتر اجرا کرد. آن وقت احتمالا چند پله دیگر هم در این لیست بالا میآمد.
4 – بازی Elden Ring
عنوان Elden Ring استانداردی نو در بازیهای ویدئویی ارائه کرد. استودیو فرام سافتور با استفاده از تمامی تجربیات گذشته خود تصمیم گرفت این بار فرمول همیشگی خود را در فضایی جهان باز پیادهسازی نماید و جوانبی چون پیمایش محیط با استفاده از اسبسواری را نیز به آن اضافه کرد. استفاده از ظرفیتهای محیط کاملا جهانباز در فرمول سولزلایک سبب شد تا Elden Ring به یک پدیده در صنعت بازی تبدیل شود و از هر نظر نیز شایسته چنین اتفاقی بود.
از اینها که بگذریم بخش عظیمی از آنچه Elden Ring را تا این حد ماندگار میکند قلمرو سرزمین میانه است. دنیایی که فضای فوقالعاده وسیعی از نقشه را اشغال کرده است بهخصوص وقتی منطقه بسته الحاقی آن تحت عنوان Shadow of the Erdtree را هم به آن اضافه کنید. واضح است که این نقشه گاهی در مقایسه با سایر عناوین فرام سافتور کمی خالیتر به نظر میرسد، اما این موضوع ذرهای از برجسته بودن طراحی آن کم نمیکند.
هرگز نمیتوانید لحظاتی را که برای اولین بار به اعماق زمین رفته و متوجه میشوید مناطقی مثل Siofra و Ainsel چه وسعت عظیمی به کل بازی اضافه کردهاند را فراموش کنید. یا انتقال ناگهانی و بدون هشدار به Farum Azula که همزمان هیجانانگیز و وحشتناک بود. حقیقتا نقشه Elden Ring سرشار از لحظات نمادین و فراموشنشدنی است و به همین دلایل به آسانی شایسته دریافت لقب یکی بهترین نقشهها در تاریخ بازیهای ویدئویی و سولزلایک است.
3 – بازی Wuchang: Fallen Feathers
این مورد ممکن است کمی بحثبرانگیز باشد به خصوص بعد از آن همه تعریفی که از چیدمان نقشه Elden Ring صورت گرفت اما بازی Wuchang: Fallen Feathers میتواند شایستگی رتبه دوم بهترین نقشهها در میان بازیهای سه بعدی ژانر سولزلایک را در اختیار داشته باشد. عنوان Wuchang اثری است که شاید وقتی در ابتدا به سراغش بروید نمیدانید باید چه انتظاری از آن داشته باشید اما در نهایت، نقشه و پیچیدگیهایش کاملا شما را مجذوب خود میکند.
از زمان نسخه اصلی Dark Souls به بعد، با هیچ دنیای بازی سه بعدی روبرو نمیشوید که اینقدر بههمپیوسته باشد، با میانبرهای مختلف به هم زنجیر شده باشد و چنین ریتم استادانهای داشته باشد. بسیاری از مراحل بازی حس فوقالعادهای از عمودیت را القا میکنند و نتیجهاش این شده که منطقه به منطقه، لبریز از مکانهایی است که باید خودتان آنها را کاوش و کشف کنید.
چه نامش را تقلید بگذارید و چه الهامبرداری، شما المانهای ثابت فرام سافتور مثل مسیرهای نامرئی، بونفایرهای قلابی و هر چیز دیگری که از یک سولزلایک انتظار دارید را در اینجا پیدا خواهید کرد. عنوان Wuchang همهی اینها را به شکلی بینقص انجام میدهد و شبکهای از راهها و ورودیها را چنان به هم میبافد که وقتی میفهمید منطقه X در نهایت به منطقه Y متصل شده، مدام شگفتزده میشوید.
2 – بازی Hollow Knight: Silksong
نمایندهی بعدی دو بُعدی در این لیست، بازی Hollow Knight: Silksong به طرز عجیبی یکی از پیچیدهترین، گستردهترین و خلاقانهترین چیدمانهای نقشه و محیطی را دارد که تا به حال مشاهده کردهاید. به صورت کلی Silksong یکی از موردانتظارترین بازیهای چند سال اخیر بود که سرانجام در سال گذشته منتشر شد و توانست مطابق انتظار، طرفداران بیشماری را مشغول تجربه خود کند اما احتمالا نقشه آن، یکی از بهترین جوانب بازی بوده است.
این نقشه همچنین به شکلی باورنکردنی متحرکسازی شده است؛ همزمان زیبا، مشمئزکننده، ترسناک و منحصر به فرد است. این واقعیت را هم اضافه کنید که کل این نقشه باید به عنوان بستری برای یک تجربهی پلتفرمینگ به شدت دقیق و حساس عمل کند. آن وقت متوجه میشوید کاری که استودیو تیم چری (Team Cherry) با این بازی انجام داده، واقعا دیوانهوار است.
1 – بازی Dark Souls
جایگاه نخست این لیست بدون هیچ شکی به نسخهی اصلی Dark Souls تعلق میگیرد. با گذشت این همه سال، هنوز هیچ نمونهی دیگری در کل ژانر سولزلایک وجود ندارد که نقشهای تا این حد استادانه طراحی و چیدمان شده باشد.
بخش Firelink Shrine یک مکان نمادین است. هابی که تمام شاخکهای جدید نقشه از آن جوانه میزنند و پیش از آنکه به منطقهای گسترده و بههمپیوسته تبدیل شوند، از آن فاصله میگیرند. اما پس از مدتی، متوجه میشوید که چگونه برخی مناطق دوباره به یکدیگر پیوند میخورند. یا اینکه چطور برخی میانبرها شما را دوباره دقیقا به همان Firelink برمیگردانند. یا اینکه چندین گزینهی مختلف برای رسیدن به Blighttown دارید، و چطور همان Blighttown شما را به Ash Lake متصل میکند. تمام اینها دیوانهوار است و در اولین تجربه، کشف این پیوندها بیپایان به نظر میرسد.
و سپس بعد از اتمام کامل بازی، وقتی برخی از نمودارهای نقشه را میبینید که نشان میدهند هر منطقه چقدر عمودی، متصل و لایهلایه روی هم قرار گرفته است، شگفتزده میشوید. نقشه نخستین نسخه از Dark Souls یک شاهکار در مهندسی بازیهای ویدیویی است و ژانر سولزلایک هنوز نتوانسته چیزی برتر از آن خلق کند.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید