معرفی ۱۰ مورد از بهترین فیلم‌های سامورایی محور
1%
  • 0/10

معرفی ۱۰ مورد از بهترین فیلم‌های سامورایی محور

بیایید به فرهنگ کهن ژاپن برگردیم

معرفی ۱۰ مورد از بهترین فیلم‌های سامورایی محور ۰ 4 ساعت قبل ترین‌ها (سینمایی) کپی لینک

سینمای Japan در طول دهه‌ها با آثاری شناخته شده است که تصویر سامورایی را از یک قهرمان شمشیر به دست ساده فراتر برده و به نمادی فرهنگی و تاریخی تبدیل کرده است. فیلم‌های سامورایی نه فقط میدان نمایش نبردهای تن‌به‌تن و مهارت‌های رزمی هستند، بلکه پنجره‌ای رو به اخلاق، وفاداری، قدرت و زوال یک دوره تاریخی باز می‌کنند و به همین دلیل هنوز هم برای خواننده‌ای که دنبال درک عمیق‌تر از تاریخ سینما و فرهنگ شرق است، جذابیت دارند.

اگر به اندازه کافی سینمای Japan را دنبال کرده باشید، خیلی زود پای‌تان به دنیای فیلم‌های سامورایی باز می‌شود. هر فیلمی که شخصیت سامورایی داشته باشد یا آثار رزمی با تمرکز بر نبرد تن‌به‌تن با شمشیر، در این دسته جای می‌گیرند. حتی فیلم‌هایی که بیشتر درام تاریخی‌اند و اکشن کمتری دارند هم می‌توانند واجد شرایط باشند، چون زمانه و فضای سامورایی را بازنمایی می‌کنند و به سنت‌های ژانر وفادار می‌مانند. این نگاه باعث می‌شود مخاطب بفهمد فیلم‌های سامورایی فقط دوئل و حرکات نمایشی نیستند، بلکه گاهی تصویری عمیق از تاریخ، اخلاق و مناسبات اجتماعی ارائه می‌دهند.
در این فهرست تمرکز بر آثاری است که به مرز کمال نزدیک شده‌اند و بعضی‌شان واقعا بی‌نقص‌اند. تاکید بر تولیدات Japan است و نه فیلم‌های American یا English-language که از سامورایی الهام گرفته‌اند، بنابراین باید با آثاری مثل Kill Bill و The Last Samurai فعلا خداحافظی کرد. این انتخاب، رویکردی رسانه‌ای و تحلیلی دارد و تصویری منسجم از جایگاه فیلم‌های سامورایی در تاریخ سینما ارائه می‌دهد که هم برای مخاطب جدی سینما قابل اتکا است و هم برای خواننده‌ای که دنبال راهنمای دقیق می‌گردد.

۱۰. 13 Assassins

در مرکز فیلم ۱۳ Assassins یک ایده ساده و در عین حال حساب شده قرار دارد، ایده‌ای که آرام آرام به مجموعه‌ای از صحنه‌های پرتنش و هیجان‌انگیز ختم می‌شود. اوج این هیجان در پرده پایانی و در دل یک نبرد بزرگ و نفس‌گیر شکل می‌گیرد، اما تا پیش از آن، فیلم بیشتر حال‌وهوای یک درام جدی را دارد که بر بی‌عدالتی گسترده و ستم یک ارباب فاسد تمرکز می‌کند، کسی که قدرتی خطرناک در اختیار دارد و هیچ حد و مرزی برای سوءاستفاده از آن نمی‌شناسد. همین ترکیب تدریجی درام و تعلیق باعث می‌شود مخاطب نه فقط منتظر انفجار اکشن، بلکه درگیر فضای اخلاقی و تاریخی روایت شود و بفهمد چرا این داستان در میان فیلم‌های سامورایی جایگاهی ویژه پیدا می‌کند.
در ادامه، گروهی متشکل از ۱۳ قاتل کنار هم جمع می‌شوند تا نقشه‌ای دقیق برای از میان برداشتن این ضدقهرمان طراحی و اجرا کنند و تقریبا تمام ضرب‌آهنگ‌هایی که از چنین فیلمی انتظار می‌رود، با دقت و کیفیت بالا به هدف می‌خورند. ۱۳ Assassins به شکلی هوشمندانه اکشن سبک‌پردازی شده را با واقع‌گرایی خشن و درامی تلخ در هم می‌آمیزد و نتیجه اثری متعادل، درگیرکننده و احساسی است که تماشاگر را تا پایان با خود همراه نگه می‌دارد. این فیلم نشان می‌دهد چگونه می‌توان در چارچوب سنت‌های شناخته شده سینمای Japan، روایتی ساخت که هم از نظر هیجان بصری قانع‌کننده باشد و هم از نظر روایت و فضا، وزنی جدی و تاثیرگذار داشته باشد.

۹. Zatoichi Goes to the Fire Festival

بعضی‌ها ممکن است بگویند تعداد فیلم‌های Zatoichi بیش از حد زیاد است، اما معمولا همین آدم‌ها کسانی هستند که همه آثار این مجموعه را ندیده‌اند و در نتیجه نمی‌دانند چه چیزهایی را از دست داده‌اند. وقتی واقعا وقت بگذارید و این مجموعه را دنبال کنید، یک نکته به شکل غافلگیرکننده‌ای روشن می‌شود: تقریبا همه فیلم‌هایی که درباره این شمشیرزن تنها، سرکش و کاملا نابینا ساخته شده‌اند، از نظر کیفیت در بازه خوب تا عالی قرار می‌گیرند. این تداوم کیفی باعث شده Zatoichi نه فقط یک شخصیت محبوب، بلکه بخشی مهم از تاریخ فیلم‌های سامورایی باشد و نشان دهد چگونه می‌توان در قالبی سریالی، هم سرگرمی ارائه داد و هم استانداردهای روایی و بصری را حفظ کرد. همین ویژگی است که مجموعه را برای مخاطب امروز هم قابل پیگیری و جذاب نگه می‌دارد و آن را از بسیاری آثار هم‌دوره متمایز می‌کند.
انتخاب بهترین فیلم از میان این مجموعه کار ساده‌ای نیست، اما بسیاری معتقدند فیلم بیست‌ویکم یعنی Zatoichi Goes to the Fire Festival می‌تواند این عنوان را به خود اختصاص دهد. این اثر هم از نظر میزان اکشن دست پر است، هم شخصیت‌های فرعی قدرتمندی دارد و هم با شرورهایی روبه‌رو می‌شویم که به شکل خاصی در ذهن می‌مانند و چالش جدی برای قهرمان اصلی ایجاد می‌کنند. نتیجه کار فیلمی است که دقیقا همان چیزی را ارائه می‌دهد که از یک اثر ماجراجویانه در دل فیلم‌های سامورایی انتظار می‌رود و حتی بیش از پنجاه سال پس از نخستین اکرانش، هنوز هم تماشای آن هیجان‌انگیز و سرگرم‌کننده باقی مانده است. این ماندگاری نشان می‌دهد که ترکیب درست شخصیت‌پردازی، ریتم و اکشن می‌تواند اثری بسازد که فراتر از زمان خود عمل کند.

۸. Sanjuro

فیلم Sanjuro در مقیاس آثار Akira Kurosawa احتمالا کمی دست‌کم گرفته شده است، هرچند به نوعی می‌توان آن را دنباله‌ای نه‌چندان مستقیم برای Yojimbo دانست. Toshiro Mifune در هر دو فیلم حضور دارد و به احتمال زیاد همان شخصیت را بازی می‌کند، اما پیوند روایی این دو اثر به اندازه مجموعه وسترن‌های Sergio Leone با بازی Clint Eastwood سفت‌وسخت نیست. جالب این‌که A Fistful of Dollars که نخستین همکاری آن زوج بود، شباهت‌هایی بیش از حد به Yojimbo داشت و همین مقایسه تاریخی، جایگاه Sanjuro را در میان فیلم‌های سامورایی پررنگ‌تر می‌کند. این فیلم از نظر ساختار و لحن، تلاش می‌کند روی پای خود بایستد و بیش از آن‌که صرفا ادامه یک مسیر باشد، هویت مستقل خود را شکل دهد و به مخاطب نشان دهد که Kurosawa چگونه می‌تواند با عناصر آشنا، روایت تازه‌ای بسازد.
داستان Sanjuro کمی پیچیده به نظر می‌رسد، اما به تدریج شکل می‌گیرد و مسیر خود را به شیوه‌ای جذاب باز می‌کند، در حالی که مقدار قابل توجهی طنز و اکشن هم در دل روایت جا داده شده است. تماشای این‌که Mifune با جذابیت خاص خودش از موقعیت‌های دشوار عبور می‌کند لذت‌بخش است و هر وقت این روش جواب نمی‌دهد، خیلی مستقیم شمشیرش را بیرون می‌کشد و راه را با قاطعیت باز می‌کند. همین ترکیب هوشمندانه شوخ‌طبعی، تنش و کنش، باعث می‌شود فیلم هم برای مخاطب جدی سینما و هم برای علاقه‌مندان ماجراجویی، تجربه‌ای متعادل و درگیرکننده باشد و نشان دهد چرا چنین آثاری هنوز هم در بحث‌های مربوط به فیلم‌های سامورایی جایگاهی قابل توجه دارند.

۷. The Twilight Samurai

فیلم The Twilight Samurai هیچ ربطی به آن مجموعه معروف دیگر به نام Twilight ندارد، هرچند ترکیب خون‌آشام‌ها و سامورایی‌ها روی کاغذ می‌توانست ایده جالبی باشد. با این حال، این اثر از آن دسته فیلم‌های سامورایی است که بیش از آن‌که بر اکشن تکیه کند، به عنوان یک درام تاریخی نفس می‌کشد. هر زمان که درگیری و نبردی در فیلم دیده می‌شود، تاثیرش غافلگیرکننده است، چون بخش عمده روایت درباره یک سامورایی رده‌پایین و درگیر معیشت است که تلاش می‌کند هم خانواده‌اش را تامین کند و هم به اصول و کدی که باید بر اساس آن زندگی کند پای‌بند بماند. همین تمرکز بر زندگی روزمره و فشارهای اجتماعی و اخلاقی، باعث می‌شود فیلم از قالب معمول قهرمان‌محور فاصله بگیرد و تصویری ملموس‌تر و انسانی‌تر از یک سامورایی ارائه دهد، تصویری که در میان فیلم‌های سامورایی کمتر به این شکل آرام و دقیق دیده می‌شود.
در طول داستان، چالش‌های اخلاقی مختلفی پیش روی او قرار می‌گیرد و بازگشت کسی که زمانی دوستش داشته، این کشمکش درونی را پررنگ‌تر می‌کند. فیلم با صداقت نشان می‌دهد که یک سامورایی به ظاهر معمولی احتمالا چگونه زندگی می‌کرده و چه انتخاب‌های سختی پیش رو داشته است. همین نگاه واقع‌گرایانه، The Twilight Samurai را به یک درام دوره‌ای قابل توجه تبدیل می‌کند که موضوعی ساده را به روایتی آرام اما عمیقا درگیرکننده و در نهایت احساسی بدل می‌سازد. نتیجه، اثری است که بدون اتکا به هیاهوی مرسوم، ارزش خود را در سکوت و جزئیات پیدا می‌کند و نشان می‌دهد حتی در ژانری که اغلب با شمشیر و نبرد شناخته می‌شود، هنوز جا برای روایت‌های انسانی و تاثیرگذار وجود دارد.

۶. Lone Wolf and Cub: Baby Cart at the River Styx

در The Twilight Samurai فشارهای اخلاقی پی‌درپی و بازگشت کسی که قهرمان زمانی دوستش داشته، مسیر زندگی او را وارد مرحله‌ای تازه می‌کند و فیلم با صداقتی کم‌اغراق نشان می‌دهد یک سامورایی معمولی احتمالا چگونه روزگار می‌گذرانده است. همین رویکرد، اثر را به یک درام دوره‌ای قابل توجه تبدیل می‌کند که از دل موضوعی به ظاهر ساده، روایتی آرام اما تاثیرگذار بیرون می‌کشد و تماشاگر را به شکلی بی‌سروصدا درگیر می‌کند. نتیجه کار اثری است که بدون تکیه بر نمایش مداوم نبرد، بیشتر بر انتخاب‌ها، مسئولیت‌ها و هزینه وفاداری تمرکز دارد و یادآوری می‌کند فیلم‌های سامورایی فقط میدان قدرت‌نمایی شمشیر نیستند، بلکه می‌توانند روایت‌هایی انسانی و عاطفی هم ارائه دهند که تا مدت‌ها در ذهن می‌مانند.
در سوی دیگر، مجموعه Lone Wolf and Cub اگرچه به اندازه سری Zatoichi پرشمار نیست، اما همچنان بدنه‌ای قابل توجه دارد و شش فیلم اصلی آن بین سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۴ ساخته شده‌اند. تمام این آثار به شکل چشمگیری پرهیجان، خشن و پرانرژی هستند و در میان آن‌ها Lone Wolf and Cub: Baby Cart at the River Styx اغلب به عنوان بهترین نمونه یاد می‌شود. هسته مشترک مجموعه، سفر انتقام‌جویانه یک جنگجوی تنها است که پسر خردسالش او را همراهی می‌کند و هر قسمت با شخصیت‌ها و موقعیت‌های تازه‌ای گره می‌خورد، گاهی به یاری دیگران و گاهی در تقابل مستقیم با آن‌ها. Baby Cart at the River Styx عصاره نقاط قوت این مسیر را در یک فیلم جمع کرده و در کنار Lone Wolf and Cub: Sword of Vengeance انتخابی ساده برای طرفداران فیلم‌های سامورایی است، به ویژه برای کسانی که با خشونت بی‌پرده این گونه آثار مشکلی ندارند و دنبال تجربه‌ای پرتنش و نفس‌گیر می‌گردند.

۵. The Sword of Doom

فیلم The Sword of Doom به شکلی بی‌پروا و سرشار از نیهیلیسم روایت می‌شود، اما خب، خود عنوان Doom هم تقریبا هشدار کافی را می‌دهد. شخصیت مرکزی فیلم مهارت‌های یک سامورایی واقعی را دارد، اما هیچ‌گونه کد اخلاقی را رعایت نمی‌کند؛ او ارزش چندانی برای جان انسان‌ها قائل نیست و هرچه آسیب بیشتری به اطرافیانش وارد می‌کند، از نظر روانی بی‌ثبات‌تر و خطرناک‌تر می‌شود. این نگاه تاریک و بی‌رحم، فیلم را به یکی از متفاوت‌ترین آثار ژانر فیلم‌های سامورایی تبدیل کرده و تصویری از قهرمانی که تماما از اصول اخلاقی فاصله گرفته ارائه می‌دهد.
تمام اوج فیلم به یک صحنه نبرد شمشیر خیره‌کننده ختم می‌شود، صحنه‌ای که آن‌قدر چشمگیر است که تقریبا هر آنچه پیش از آن رخ داده را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. اما با کمی تامل، باقی فیلم نیز به همان اندازه شگفت‌انگیز و تاثیرگذار است، با فضایی تاریک و حتی تا حدی کابوس‌وار. اگر با دقت نگاه کنید، می‌توان آن را تقریبا معادل یک فیلم ترسناک در قالب سامورایی دانست؛ تجربه‌ای پرتنش، نفس‌گیر و عجیب که استانداردهای اکشن و دلهره را همزمان رعایت می‌کند و نشان می‌دهد چگونه یک فیلم سامورایی می‌تواند مرزهای ژانر خود را به چالش بکشد.

۴. Yojimbo

اگرچه Yojimbo به اندازه Sanjuro که پیش‌تر ذکر شد، پر از اکشن نیست، اما از ایده‌ای تیزتر و ساختاری پربارتر برخوردار است و اجرای Toshiro Mifune در آن، به‌جرأت، یکی از بهترین‌های اوست. از نظر کلی نیز شاید بتوان گفت Yojimbo اثر بهتری باشد، هرچند صرف‌نظر از میزان علاقه به Akira Kurosawa، توصیه می‌شود هر دو فیلم دیده شوند، چرا که با هم نوعی دوالوژی عجیب و جذاب می‌سازند و نشان می‌دهند Kurosawa هنگام ساخت فیلم‌های سامورایی تا چه حد در اوج خلاقیت و توانمندی بوده است.
ایده اصلی Yojimbo ساده و در عین حال هوشمندانه است: داستان مردی تنها که سعی می‌کند دو گروه خلافکار را با وانمود کردن به عضویت هر دو گانگ و دستکاری وقایع طوری هدایت کند که در نهایت هر دو گروه یکدیگر را از بین ببرند، دنبال می‌شود. فیلم با تنش پیوسته و ترکیبی از طنز ملایم و انفجارهای گاه‌به‌گاه اکشن، مخاطب را تا پایان با خود همراه نگه می‌دارد و Yojimbo به‌عنوان نقطه شروعی عالی برای کسانی که تازه می‌خواهند با سینمای کلاسیک سامورایی آشنا شوند، کاملا مناسب است.

۳. Ran

پیش‌تر دو فیلم از Akira Kurosawa ذکر شدند، اما چه بخواهید و چه نخواهید، دو اثر دیگر هم باقی مانده‌اند که یکی از آن‌ها Ran است. این فیلم آخرین اثر کارگردان بزرگ محسوب نمی‌شود، اما شاید حماسی‌ترین اثر او باشد و آخرین تلاشش در ژانر درام تاریخی/سامورایی لقب گیرد، به‌ویژه به دلیل اینکه داستان در قرن شانزدهم می‌گذرد و صحنه‌های نبرد و جنگ با دقت و عظمت نمایش داده شده‌اند. Ran با مقیاس وسیع و جلوه‌های بصری خیره‌کننده‌اش، علاوه بر اینکه یک بازخوانی شکوهمند از King Lear اثر Shakespeare است، تجربه‌ای سینمایی و دیداری فراموش‌نشدنی ارائه می‌دهد.
صحنه‌هایی در Ran وجود دارند که بعد از دیدن‌شان برای همیشه در ذهن باقی می‌مانند و تعداد کمی از فیلم‌ها تا این حد از رنگ و نور به شکل مؤثر استفاده کرده‌اند، همان‌طور که Kurosawa در این اثر انجام داده است. برخی از فیلم‌های سامورایی پیش‌تر ذکر شده نزدیک به کمال بودند، اما Ran و دو اثر باقی‌مانده به‌راستی کامل‌اند؛ فیلم‌هایی که هم از نظر بصری و هم از نظر روایت و خلق شخصیت، استانداردهایی بی‌نظیر ارائه می‌دهند و ثابت می‌کنند چرا Kurosawa همچنان یکی از بزرگ‌ترین استادان سینما، به‌ویژه در ژانر فیلم‌های سامورایی، باقی مانده است.

۲. Harakiri

فیلم Harakiri به‌اندازه‌ای قدرتمند است که می‌توان آن را یکی از بهترین آثار سینمای بین‌المللی دانست و همزمان جزو تاریک‌ترین فیلم‌های سامورایی ساخته‌شده به شمار می‌رود. این اثر اساسا داستان انتقام را روایت می‌کند، اما دلایل پشت این انتقام به آرامی و با ظرافت آشکار می‌شوند، بنابراین Harakiri فیلمی کندسوز است، اما هرگز خسته‌کننده نمی‌شود. از صحنه‌ای به صحنه دیگر، همیشه انرژی ناآرام و پرتنشی حس می‌شود که مخاطب را درگیر نگه می‌دارد و حس انتظار و اضطراب را تقویت می‌کند.
اوج فیلم در صحنه‌های پایانی به شکلی نسبتا پیش‌بینی‌شده منفجر می‌شود، اما حتی در آنجا نیز Harakiri احساس بازخوانی و تحلیل ژانر سامورایی و سبک زندگی این جنگجویان را حفظ می‌کند. فیلمی سرشار از یأس و گاهی تلخ و غم‌انگیز است، اما همین ویژگی‌ها آن را همزمان قدرتمند و تاثیرگذار می‌سازد. Harakiri اثری است که چه از منظر روایت، چه از نظر احساسات و عمق موضوعی، به‌راستی بزرگ محسوب می‌شود و وقتی آن را می‌بینید، دلیل شهرت و جایگاه خاصش در میان فیلم‌های سامورایی کاملا روشن می‌شود.

۱. Seven Samurai

بدیهی است که بهترین فیلم سامورایی Seven Samurai است. مگر می‌تواند چیزی جز این باشد؟ این حماسه اکشن در واقع کتاب چگونه ساختن یک حماسه اکشن را نوشت، بنابراین اینکه آن را یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌های اکشن تمام دوران بخوانیم، تقریبا کم‌گویی است. داستان حول یک وضعیت ناامیدکننده می‌چرخد، گروهی از قهرمانان جمع می‌شوند، نقشه‌ای برای نبرد طراحی می‌شود و سپس نبرد اجرا می‌شود. همین ساختار ساده در ظاهر، ستون فقرات فیلم را شکل می‌دهد.
اما چیزی که Seven Samurai را به اوج می‌رساند، همه آن چیزهایی است که در زیر سطح داستان رخ می‌دهند. همه شخصیت‌ها به یادماندنی‌اند، اتفاقات مورد نیاز برای پیشبرد داستان واضح و مشخص‌اند، و بخش‌هایی که اکشن نیستند، چه از نظر درام و چه از نظر کمدی، مخاطب را کاملا جذب می‌کنند. صحنه‌های اکشن هم با تمام جزئیاتشان به شکلی بی‌نقص اجرا می‌شوند و هیجان واقعی را منتقل می‌کنند. Seven Samurai همه عناصر لازم را در بیش از سه ساعت روایت به نمایش می‌گذارد و نه تنها یک فیلم سامورایی عالی است، بلکه یکی از بزرگ‌ترین آثار سینمایی تمام دوران به شمار می‌رود.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments