-
0/10
۱۰ کمیک برتر دهه ۲۰۲۰ که خبری از ابرقهرمانها در آنها نیست؛ از بهترین تا معمولیترین
بدون ردپایی از ابرقهرمانها
وقتی صحبت از دنیای کمیک میشود، معمولا اولین چیزی که به ذهن میرسد ابرقهرمانهایی با قدرتهای خارقالعاده و نبردهای عظیم است؛ اما کمیک در دهه ۲۰۲۰ نشان داده که این مدیوم بسیار فراتر از دنیای Marvel و DC است. در سالهای اخیر، آثار غیرابرقهرمانی متعددی با روایتهای متفاوت، جهانسازی چشمگیر و داستانهایی جسورانه منتشر شدهاند که بعضی از آنها را میتوان در فهرست بهترین کمیک های برتر این دهه قرار داد.
با اینکه ژانر ابرقهرمانی همیشه بهعنوان شناختهشدهترین چهره دنیای کمیک مطرح بوده است، دهه ۲۰۲۰ نشان داده که جذابیت این مدیوم به شنل و قدرتهای فراطبیعی محدود نمیشود. در سالهای اخیر، مجموعهای از آثار درخشان در ژانرهای مختلف منتشر شدهاند که بدون تکیه بر قهرمانان نقابدار توانستهاند توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کنند. از حماسههای علمیتخیلی که مخاطب را به اعماق فضا میبرند تا داستانهای ترسناک و پساآخرالزمانی که تصویری تاریک از آینده بشر ارائه میدهند، این آثار مرزهای داستانگویی در کمیک را گستردهتر کردهاند. برخی از آنها نیز با ترکیب چند ژانر و پرداختن به مسائل اجتماعی و انسانی، چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده ارائه میدهند. به همین دلیل، اگر بهدنبال یک کمیک برتر هستید که تجربهای متفاوت از آثار ابرقهرمانی رایج ارائه دهد، دهه ۲۰۲۰ گزینههای چشمگیری پیش روی شما قرار داده است.
این آثار ثابت میکنند که دنیای کمیک میتواند بستری برای روایت داستانهای پیچیده، جسورانه و حتی غیرمنتظره باشد. نویسندگان و هنرمندان این دهه سراغ موضوعاتی مانند بقا، فروپاشی تمدن، بیگانگی، بحرانهای اجتماعی، آینده فناوری و ترسهای عمیق انسانی رفتهاند و از قالب کمیک برای خلق جهانهایی متفاوت استفاده کردهاند. بعضی از این داستانها مخاطب را به سفری حماسی در میان ستارگان میبرند، در حالی که برخی دیگر او را با آیندهای ویرانشده یا جامعهای گرفتار بحران روبهرو میکنند. در ادامه، ۱۰ اثر غیرابرقهرمانی که میتوان آنها را در میان بهترین کمیکهای منتشرشده در دهه ۲۰۲۰ قرار داد، رتبهبندی شدهاند؛ آثاری که نشان میدهند برای خلق یک داستان ماندگار، همیشه به یک ابرقهرمان نیاز نیست.
A Righteous Thirst For Vengeance
A Righteous Thirst for Vengeance یکی از کمیکهای جنایی و تریلر برجسته دهه ۲۰۲۰ است که توسط Rick Remender نوشته شده و André Lima Araújo وظیفه طراحی و تصویرسازی آن را بر عهده داشته است. این مجموعه که توسط Image Comics منتشر شده، داستان مردی مرموز را دنبال میکند که در ظاهر زندگی آرام و بیحاشیهای دارد، اما خیلی زود مشخص میشود گذشته او با شبکهای مخوف از قاتلان و جنایتکاران حرفهای گره خورده است. ماجرا زمانی آغاز میشود که او بهطور اتفاقی با مردی روبهرو میشود که قرار است قربانی یک قتل شود. همین اتفاق، او را وارد مسیری خطرناک میکند که بازگشت از آن تقریبا غیرممکن است.
یکی از نقاط قوت A Righteous Thirst for Vengeance فضای سنگین و پرتنش آن است. داستان بهجای تکیه بر دیالوگهای طولانی، بخش قابلتوجهی از روایت را از طریق تصاویر، سکوت و جزئیات محیط منتقل میکند و همین موضوع حس اضطراب دائمی را به وجود میآورد. Rick Remender در این اثر مرز میان انتقام، عدالت و خشونت را به چالش میکشد و مخاطب را وادار میکند درباره انگیزه واقعی شخصیت اصلی قضاوت کند. در کنار داستانگویی حسابشده، طراحیهای André Lima Araújo نیز نقش مهمی در شکلگیری فضای تاریک اثر دارند. اگر به دنبال یک کمیک برتر با حالوهوای جنایی، خشونت کنترلشده و روایتی معمایی هستید، این مجموعه میتواند یکی از انتخابهای متفاوت و جذاب دهه ۲۰۲۰ باشد.
Skinbreaker یکی از آثار متفاوت و کمترشناختهشده ژانر وحشت در میان کمیکهای دهه ۲۰۲۰ است که با ترکیب وحشت بدنی، فانتزی تاریک و فضای رازآلود، تجربهای آزاردهنده و در عین حال کنجکاویبرانگیز برای مخاطب رقم میزند. داستان در جهانی شکل میگیرد که مرز میان انسان و موجودات ناشناخته چندان مشخص نیست و شخصیتهای آن باید با تهدیدی روبهرو شوند که تنها به نابودی جسم محدود نمیشود. عنوان اثر نیز به یکی از عناصر کلیدی داستان اشاره دارد و از همان ابتدا این پرسش را مطرح میکند که چه چیزی واقعا زیر ظاهر شخصیتها پنهان شده است. روایت Skinbreaker بهتدریج اطلاعات بیشتری درباره جهان داستان و ماهیت تهدید اصلی آشکار میکند و به همین دلیل، بخش مهمی از جذابیت آن در کشف تدریجی رازهای داستان نهفته است.
این کمیک بیش از آنکه به دنبال ترساندن مخاطب با جامپاسکر و خشونت مستقیم باشد، تلاش میکند فضایی سنگین و ناراحتکننده ایجاد کند؛ فضایی که در آن احساس ناامنی تقریبا در تمام لحظات داستان حضور دارد. استفاده از تصاویر خشن و طراحی موجودات عجیب نیز به تقویت جنبه وحشت اثر کمک میکند و باعث میشود بعضی صحنهها مدتها در ذهن مخاطب باقی بمانند. Skinbreaker برای خوانندگانی که از کمیکهای ابرقهرمانی فاصله گرفته و به دنبال داستانهای تاریکتر هستند، گزینهای قابلتوجه محسوب میشود. این اثر نشان میدهد که یک کمیک برتر لزوما به شخصیتهای قدرتمند و نبردهای عظیم نیاز ندارد و گاهی یک ایده ترسناک و اجرای درست آن میتواند تاثیر بسیار بیشتری بر مخاطب بگذارد.
Everything Dead & Dying
Everything Dead & Dying یکی از آثار قابلتوجه در موج کمیکهای ترسناک و پساآخرالزمانی دهه ۲۰۲۰ است که داستان خود را در جهانی فروپاشیده و گرفتار مرگ، خشونت و ناامیدی روایت میکند. این مجموعه با فاصله گرفتن از تصویر کلیشهای آخرالزمان، بیشتر روی انسانهایی تمرکز دارد که پس از نابودی نظم معمول زندگی، باید با پیامدهای روانی و عاطفی این فروپاشی کنار بیایند. در چنین جهانی، زنده ماندن دیگر تنها به معنای فرار از موجودات خطرناک یا پیدا کردن غذا نیست، بلکه شخصیتها باید با فقدان، ترس و تصمیمهای اخلاقی دشواری روبهرو شوند که مرز میان انسانیت و غریزه بقا را از بین میبرد. همین رویکرد باعث میشود داستان تنها یک روایت آخرالزمانی معمول نباشد و ابعاد انسانی پررنگی پیدا کند.
یکی از نقاط قوت Everything Dead & Dying فضای سنگین و افسرده آن است؛ فضایی که در آن امید بهشکل بسیار شکنندهای میان ویرانی و مرگ باقی مانده است. داستان از عناصر وحشت و خشونت برای نمایش جهانی استفاده میکند که دیگر شباهتی به گذشته ندارد و در عین حال، تلاش شخصیتها برای پیدا کردن دلیلی برای ادامه زندگی را در مرکز توجه قرار میدهد. ترکیب وحشت، درام و مضمونهای انسانی به اثر هویتی متفاوت میبخشد و آن را از بسیاری از داستانهای مشابه جدا میکند. اگرچه Everything Dead & Dying برای مخاطبانی که به دنبال روایتهای سبک و سرگرمکننده هستند ساخته نشده، اما برای علاقهمندان به داستانهای تاریک و بیرحمانه، میتواند یک کمیک برتر و متفاوت در میان آثار غیرابرقهرمانی دهه ۲۰۲۰ باشد.
The Sacrificers یکی از کمیکهای فانتزی قابلتوجه دهه ۲۰۲۰ است که با ترکیب جهانسازی عظیم، درام خانوادگی و مضمونهایی درباره قدرت و فداکاری، روایتی متفاوت از یک دنیای ظاهرا ایدهآل ارائه میدهد. این مجموعه توسط Rick Remender نوشته شده و Max Fiumara وظیفه تصویرسازی آن را بر عهده دارد. داستان در جهانی میگذرد که در آن پنج خانواده سلطنتی برای حفظ صلح و ثبات، فرزندان خود را بهعنوان قربانی انتخاب میکنند. این کودکان از همان ابتدا میدانند که سرنوشتشان به حفظ نظم این جهان وابسته است و باید بهای سنگینی برای رفاه دیگران بپردازند. در مرکز داستان، شخصیتهایی قرار دارند که هرکدام با مفهوم وظیفه، عشق و فداکاری دستوپنجه نرم میکنند و همین مسئله به روایت عمق بیشتری میدهد.
نقطه قوت The Sacrificers تنها در جهان فانتزی چشمگیر آن خلاصه نمیشود، بلکه کمیک از همین جهان برای طرح پرسشهایی درباره ساختار قدرت و هزینهای که انسانها برای حفظ یک نظم ظاهرا بینقص میپردازند استفاده میکند. تضاد میان شکوه ظاهری این جامعه و سرنوشت تلخ کودکانی که باید قربانی شوند، فضای داستان را بهتدریج تاریکتر میکند. طراحیهای Max Fiumara نیز با خلق مناظر باشکوه، موجودات عجیب و صحنههای خشن، به شکلگیری هویت بصری منحصربهفرد اثر کمک کرده است. The Sacrificers در نتیجه ترکیبی از فانتزی حماسی و تراژدی انسانی است و برای خوانندگانی که به دنبال یک کمیک برتر با داستانی عمیقتر از ماجراهای ابرقهرمانی معمول هستند، یکی از گزینههای جذاب دهه ۲۰۲۰ محسوب میشود.
The Many Deaths of Laila Starr
The Many Deaths of Laila Starr یکی از متفاوتترین کمیکهای فانتزی و فلسفی دهه ۲۰۲۰ است که ایده مرگ را از زاویهای انسانی و غیرمنتظره بررسی میکند. این مجموعه توسط Ram V نوشته شده و Filipe Andrade تصویرسازی آن را بر عهده داشته است. داستان از جایی آغاز میشود که در آینده، بشر موفق شده به جاودانگی دست پیدا کند و دیگر کسی نمیمیرد. این اتفاق برای Laila Starr که تجسم الهی مرگ است، به معنای از دست دادن جایگاهش است. او از مقام خود برکنار میشود و در قالب یک دختر جوان در شهر بمبئی به زمین فرستاده میشود. با این حال، هنوز سرنوشتش به انسانی به نام Darius گره خورده است، مردی که اختراع او میتواند مفهوم مرگ را برای همیشه از جهان حذف کند. همین ارتباط، Laila را وارد مسیری عجیب میکند که در آن بارها با مرگ روبهرو خواهد شد.
نکته جذاب The Many Deaths of Laila Starr این است که برخلاف عنوانش، تمرکز اصلی آن روی مرگ نیست، بلکه درباره زندگی است. کمیک از طریق رابطه Laila و Darius، مفاهیمی مانند فقدان، عشق، خانواده، پشیمانی و معنای زمان را بررسی میکند و نشان میدهد که فانی بودن چگونه به زندگی انسان ارزش میبخشد. تصویرسازیهای Filipe Andrade نیز با سبک هنری منحصربهفرد خود، حالوهوایی رویاگونه و گاهی سوررئال به داستان داده است. نتیجه، اثری احساسی و تأملبرانگیز است که بدون نیاز به ابرقهرمانها، داستانی بزرگ درباره یکی از بنیادیترین بخشهای تجربه انسانی روایت میکند. به همین دلیل، The Many Deaths of Laila Starr بهراحتی میتواند در فهرست یک کمیک برتر دهه ۲۰۲۰ قرار بگیرد.
Eight Billion Genies یکی از خلاقانهترین کمیکهای فانتزی و علمیتخیلی دهه ۲۰۲۰ است که ایدهای ساده اما بسیار گسترده را به یک داستان انسانی درباره آرزو، قدرت و پیامدهای انتخاب تبدیل میکند. این مجموعه نوشته Charles Soule و تصویرسازی Ryan Browne را دارد و داستان خود را با اتفاقی عجیب آغاز میکند: در یک لحظه، به هر انسان روی زمین یک جن داده میشود که میتواند تنها یک آرزوی او را برآورده کند. در نتیجه، حدود هشت میلیارد انسان ناگهان صاحب قدرتی میشوند که میتواند زندگی آنها و حتی آینده کل جهان را تغییر دهد. مشکل اینجاست که هیچکس نمیداند دیگران چه آرزویی خواهند کرد و همین موضوع، جهان را در عرض چند ثانیه وارد آشوبی بیسابقه میکند. داستان سپس به جای تمرکز صرف بر پیامدهای عظیم این اتفاق، سراغ گروهی از انسانهای معمولی میرود و نشان میدهد که وقتی هر فرد امکان تغییر واقعیت را داشته باشد، چه اتفاقی برای جامعه رخ خواهد داد.
یکی از جذابترین ویژگیهای Eight Billion Genies بررسی ماهیت انسان در شرایطی است که تقریبا هیچ محدودیتی برای تحقق خواستههایش وجود ندارد. بعضی آرزوها از روی عشق و امید شکل میگیرند و بعضی دیگر از ترس، خشم یا خودخواهی؛ اما هر انتخاب، پیامدی به همراه دارد. Charles Soule در کنار ایده فانتزی اصلی، موضوعاتی مانند خانواده، بقا، قدرت، مسئولیت و نیاز انسان به ارتباط با دیگران را وارد داستان میکند. در طرف مقابل، سبک تصویری Ryan Browne به کمیک اجازه میدهد تا در کنار لحظات احساسی، صحنههای عظیم و غیرقابلپیشبینی را نیز به تصویر بکشد. ترکیب ایده جاهطلبانه، داستانگویی انسانی و جهانسازی خلاقانه، Eight Billion Genies را به یک کمیک برتر غیرابرقهرمانی تبدیل کرده است که نشان میدهد یک آرزوی کوچک میتواند آغازگر بزرگترین تغییرات ممکن باشد.
Escape
Escape یکی از کمیکهای متفاوت دهه ۲۰۲۰ است که با ترکیب عناصر علمیتخیلی، تریلر و درام روانشناختی، داستانی درباره آزادی و تلاش برای رهایی از شرایطی غیرقابلتحمل روایت میکند. این اثر مخاطب را وارد جهانی میکند که در آن فرار تنها به معنای ترک یک مکان نیست، بلکه بهتدریج به مفهومی گستردهتر درباره هویت، اختیار و حق انتخاب تبدیل میشود. شخصیتهای داستان در شرایطی قرار میگیرند که مجبورند برای بهدست آوردن آزادی، با ترسهای خود و ساختاری قدرتمند مقابله کنند؛ ساختاری که کنترل زندگی آنها را در دست گرفته است. روایت نیز با آشکار کردن تدریجی اطلاعات، فضای معمایی و پرتنشی ایجاد میکند و مخاطب را وادار میکند تا درباره حقیقت پشت وقایع قضاوت کند.
نقطه قوت Escape در همین فضای سنگین و غیرقابلپیشبینی آن قرار دارد. داستان بهجای آنکه صرفا بر تعقیبوگریز یا اتفاقات هیجانانگیز متکی باشد، تلاش میکند پیامدهای روانی گرفتار شدن در یک موقعیت بدون راه فرار را بررسی کند. شخصیتها در طول مسیر با انتخابهایی دشوار مواجه میشوند و هر تصمیم میتواند سرنوشت آنها را تغییر دهد. همین ترکیب میان تعلیق، درام و مضمونهای انسانی باعث شده Escape برای مخاطبانی که به دنبال یک کمیک برتر خارج از فضای رایج ابرقهرمانی هستند، گزینهای قابلتوجه باشد. اثر با استفاده از مفهوم فرار بهعنوان هسته اصلی داستان، پرسشهایی درباره آزادی و بهای رسیدن به آن مطرح میکند و تجربهای متفاوت برای خواننده رقم میزند.
Bleeding Hearts یکی از کمیکهای متفاوت دهه ۲۰۲۰ است که با ترکیب درام، وحشت و عناصر فراطبیعی، داستانی تاریک درباره عشق، فقدان و پیامدهای انتخابهای گذشته روایت میکند. این اثر به جای تکیه بر قهرمانان قدرتمند و نبردهای بزرگ، روی شخصیتهایی تمرکز دارد که درگیر روابط پیچیده و زخمهای عاطفی خود هستند. فضای داستان بهتدریج از یک روایت شخصی و احساسی به ماجرایی پرتنش تبدیل میشود و مخاطب را با موقعیتهایی روبهرو میکند که در آن مرز میان عشق، وابستگی و وسواس چندان مشخص نیست. همین تغییر تدریجی فضای داستان باعث میشود Bleeding Hearts تنها یک روایت عاشقانه یا ترسناک معمول نباشد و جنبه روانشناختی پررنگی پیدا کند.
یکی از ویژگیهای قابلتوجه این کمیک، استفاده از عناصر تاریک برای بررسی احساسات انسانی است. شخصیتهای داستان باید با پیامدهای تصمیمهای خود مواجه شوند و در مسیری قرار بگیرند که هرچه بیشتر پیش میرود، گذشته و حال آنها را به یکدیگر گره میزند. فضای بصری اثر نیز در شکلگیری حس اضطراب و سنگینی داستان نقش مهمی دارد و به لحظات احساسی آن عمق بیشتری میبخشد. Bleeding Hearts در نهایت اثری درباره زخمهایی است که همیشه با گذشت زمان از بین نمیروند و گاهی میتوانند شکل تازهای به خود بگیرند. برای خوانندگانی که به دنبال یک کمیک برتر غیرابرقهرمانی با فضای تاریک، روابط پیچیده و داستانی شخصیتمحور هستند، این اثر میتواند انتخابی متفاوت در میان آثار دهه ۲۰۲۰ باشد.
It’s Lonely at the Centre of the Earth
It’s Lonely at the Centre of the Earth یکی از متفاوتترین و جسورانهترین کمیکهای دهه ۲۰۲۰ است که مرز میان داستانگویی، خاطرات شخصی و روایت تصویری را از بین میبرد. این اثر نوشته و تصویرسازی Zoe Thorogood است و برخلاف بسیاری از کمیکهای رایج، داستانی کلاسیک با قهرمان، ضدقهرمان و ماجراجویی خطی ارائه نمیدهد. در عوض، نویسنده بخشی از تجربههای شخصی خود را در قالب یک روایت نیمهخودزندگینامهای به تصویر میکشد و مخاطب را با افکار، احساسات و بحرانهای درونی شخصیت اصلی همراه میکند. ساختار اثر نیز کاملا غیرمعمول است و با تغییر مداوم سبک بصری و زاویه روایت، ذهن آشفته شخصیت را به شکلی مستقیم به خواننده منتقل میکند. نتیجه، کمیکی صمیمی و در عین حال تلخ است که بیشتر از آنکه درباره اتفاقات بیرونی باشد، درباره تجربه زیستن و تلاش برای پیدا کردن معنا در میان آشفتگیهای ذهنی است.
یکی از نقاط قوت اصلی It’s Lonely at the Centre of the Earth، جسارت Zoe Thorogood در استفاده از فرم کمیک برای روایت احساسات پیچیده است. صفحات اثر میتوانند از طراحیهای مینیمال و ساده به تصاویر سوررئال و سنگین تغییر کنند و همین تغییرات، وضعیت احساسی شخصیت را بدون نیاز به توضیحات طولانی منتقل میکنند. موضوعاتی مانند تنهایی، هویت، روابط انسانی و مواجهه با آینده در سراسر داستان حضور دارند و باعث میشوند مخاطب صرفا شاهد زندگی یک شخصیت نباشد، بلکه با پرسشهای شخصی او نیز درگیر شود. این ترکیب منحصربهفرد از روایت شخصی و تجربه بصری، It’s Lonely at the Centre of the Earth را به یک کمیک برتر و یکی از نمونههای برجسته کمیکهای غیرابرقهرمانی دهه ۲۰۲۰ تبدیل کرده است.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید