معرفی فیلم ترسناک شبیه بک رومز Backrooms

۴ فیلم ترسناک شبیه Backrooms که باید تماشا کنید

فرار غیرممکن

1%
  • 10/10
۴ فیلم ترسناک شبیه Backrooms که باید تماشا کنید ۰ 5 ساعت قبل مقالات جانبی (سینمایی) کپی لینک

اگر تماشای هزارتوی زردرنگ Backrooms شما را شیفته فضاهای لیمینال کرده، این ۴ فیلم برتر ترسناک تجربه‌ای شبیه به بک رومز و چه بسا به مراتب ویرانگرتر از ترس‌های روان‌شناختی را ارائه می‌دهند.

امسال فیلم بک‌رومز با تسخیر گیشه‌ها و عبور مقتدرانه از سد غول‌های پرهزینه سینمایی، تمامی سینمادوستان را شگفت‌زده کرد. این اثر که ریشه در ویدیوهای پربازدید کین پارسونز (Kane Parsons) در یوتیوب و افسانه‌های وهم‌آور اینترنتی (کریپی‌پاستا) دارد، مخاطب را به دل کابوسی عذاب‌آور می‌کشد. فیلم داستان مردی و روان‌درمانگرش را روایت می‌کند که در هزارتویی بی‌پایان از اتاق‌های زردرنگ، با بوی نمور فرش‌های کهنه و صدای وزوز کرکننده مهتابی‌ها گرفتار می‌شوند؛ دنیایی ایزوله که گویی هیچ تعلقی به بعد زمان و جهان آشنای ما ندارد. پارسونز با کارگردانی درخشان و خلق این فضاسازی خفه‌کننده، نه‌تنها تحسین منتقدان را برانگیخت، بلکه تماشاگران را در سالن‌های تاریک سینما میخکوب کرد و تجربه‌ای نفس‌گیر از وحشت را به ارمغان آورد.

اما باید اعتراف کرد که ایده فضاهای لیمینال یا همان مکان‌های برزخی و گذار، پدیده تازه‌ای در هنر هفتم نیست. اگرچه بک‌رومز توانست این مفهوم را به زیبایی در قالب یک اثر مدرن و همگام با دلهره‌های عصر اینترنت پیاده کند، اما در تاریخ سینما، آثار ارزشمندی وجود دارند که این فرم از وحشت روان‌شناختی را بسیار عمیق‌تر، تاریک‌تر و استادانه‌تر به تصویر کشیده‌اند. فضاهای لیمینال در واقع همان محیط‌هایی هستند که با وجود معماری آشنایشان، حسی از غربت، وهم و اضطرابی فلج‌کننده را به ما القا می‌کنند. این مکان‌ها در ناخودآگاه ما به عنوان گذرگاه» تعریف شده‌اند و دقیقا به همین دلیل است که گیر افتادن در آن‌ها، ترسی عمیق و اگزیستانسیال را بیدار می‌کند. در این مقاله، با معرفی ۴ مورد از بهترین فیلم های ترسناک با فضای لیمینال و شبیه Backrooms، همراه رسانه سرگرمی باشید.

۴. فیلم ویواریوم (Vivarium)

  • سال اکران: ۲۰۱۹ (۱۳۹۸)
  • محصول: سابان فیلمز (Saban Films)
  • کارگردان: لورکان فینگان (Lorcan Finnegan)
  • نمره IMDb: امتیاز ۵.۸

ویواریوم یک اثر هیجان‌انگیز روان‌شناختی و علمی تخیلی است که متاسفانه در زمان اکران خود چندان سروصدا به پا نکرد. این فیلم به‌جای یک فضای بسته یا اتاق‌ها، یک شهرک مسکونی به نام یاندر (Yonder) را به عنوان فضای لیمینال در نظر گرفته شده است. داستان فیلم حول محور یک زوج با نقش‌آفرینی جسی آیزنبرگ (Jesse Eisenberg) و ایموجن پوتس (Imogen Poots) می‌چرخد؛ زوجی که برای یافتن خانه رویاهایشان قدم به این محله می‌گذارند، اما خیلی زود می‌فهمند در کابوسی بدون راه فرار گرفتار شده‌اند. در واقع، محله کاملا خالی از سکنه است و هر تلاش برای خروج، آن‌ها را در یک حلقه تکرار، دوباره به نقطه اول بازمی‌گرداند. در این میان، نوزادی به آن‌ها تحویل داده می‌شود و شرط بی‌رحمانه آزادی‌شان، بزرگ کردن این کودک تا زمان بلوغ است.

فضاسازی این شهرک با ابرهای نقاشی‌شده و تقارنی بیمارگونه، دقیقا روی مرز دره وهمی (Uncanny Valley) حرکت می‌کند. فیلم با ظرافت مثال‌زدنی، ترس اگزیستانسیال (وجودی) از غرق شدن در روزمرگی زندگی خانوادگی را به یک شکنجه روانی تبدیل می‌‎کند. پایان‌ فیلم مانند یک پتک بر سر مخاطب فرود می‌آید و این حقیقت تلخ را دیکته می‌کند؛ اینکه وقتی در جبر چنین زندگی برنامه‌ریزی‌شده‌ای گرفتار شوید، دیگر هیچ راهی برای فرار نیست.

۳. فیلم بزرگراه گمشده (Lost Highway)

  • سال اکران: ۱۹۹۷ (۱۳۷۵)
  • محصول: اکتبر فیلمز (October Films)
  • کارگردان: دیوید لینچ (David Lynch)
  • نمره IMDb: امتیاز ۷.۶

دیوید لینچ (David Lynch) سال‌هاست که در آثار خود، از کله‌پاک‌کن (Eraserhead) و جاده مالهالند (Mulholland Drive) گرفته تا شاهکار تلویزیونی‌اش یعنی توئین پیکس (Twin Peaks)، در خلق فضاهای لیمینال به درجه استادی رسیده است. او حتی در فیلم‌های کمتردیده‌شده‌اش، مانند اثر تاریک و پیچیده بزرگراه گمشده  نیز از آن‌ها با تاثیری شگرف بهره برده است.

در این فیلم بیل پولمن (Bill Pullman) در نقش یک نوازنده ساکسیفون جاز به نام فرد مدیسون (Fred Madison) بازی می‌کند که نوارهای ویدیویی بدون نشانه‌ای دریافت می‌کند که نشان می‌دهد شخصی در حال تماشای او و خانه‌اش است. هنگامی که او به اتهام قتل همسرش دستگیر و روانه زندان می‌شود، ناگهان به مکانیک جوانی به نام پیت دیتون (Pete Dayton) با بازی بالتازار گتی (Balthazar Getty) تبدیل می‌شود.

کل این فیلم یک تریلر روان‌شناختی ترسناک است که در آن هیچ‌چیز آن‌گونه که به نظر می‌رسد نیست. همین امر باعث شده فضاهای لیمینال برای برهم زدن تعادل ذهنی بینندگان در طول زمان پخش فیلم، تا این حد اهمیت پیدا کنند. لینچ  برای روایت داستان خود درباره هویت ازهم‌گسیخته، پارانویا و احساس گناه، از فضاهای لیمینال از جمله جاده‌های پرپیچ‌وخم بیابانی، راهروهای تاریک و فضای متافیزیکی‌تر میان بیداری و خواب استفاده می‌کند. وحشت اصلی فیلم دقیقا در همین لحظات پراسترس شکل می‌گیرد؛ درست زمانی که مخاطب برای تشخیص مرز میان واقعیت و خیال دست‌وپا می‌زند.

۲. فیلم درخشش (The Shining)

  • سال اکران: ۱۹۸۰ (۱۳۵۹)
  • محصول: برادران وارنر (.Warner Bros)
  • کارگردان: استنلی کوبریک (Stanley Kubrick)
  • نمره IMDb: امتیاز ۸.۴

ملموس‌ترین نمونه فضاهای لیمینال در دنیای واقعی را می‌توان در معماری هتل‌ها یافت. مکان‌هایی با راهروهای بی‌پایان، فرش‌هایی با الگوهای هیپنوتیزم‌کننده و هویتی که صرفا برای گذر طراحی شده‌اند. هتل به صورت ناخودآگاه به روان انسان یادآوری می‌کند که شما به اینجا تعلق ندارید و صرفا یک مسافر هستید. استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) این ایده ناب روان‌شناختی را در اثر سینمایی خود به نام درخشش، به کمال رساند و هتل اورلوک (The Overlook Hotel) را به یک هیولای لیمینال غول‌پیکر و زنده تبدیل کرد.

حس خفگی در تمام شریان‌های هتل جریان دارد؛ چه زمانی که دنی (Danny) با سه‌چرخه بیگ‌ویل (Big Wheel) خود در میان هزارتوی سکوت راهروها رکاب می‌زند و چه در آن سکانس نفس‌گیر تعقیب و گریز که جک (Jack) تشنه به خون همسرش وندی (Wendy) است. کوبریک این فضاسازی محبوس‌کننده را با استادی به محیط بیرون نیز می‌کشاند؛ جایی که در اوج یک کولاک وحشتناک، جک در هزارتوی یخی شمشادها به دنبال دنی می‌افتد و در نهایت، مسیر را گم کرده و تسلیم سرمای مرگبار می‌شود. ضربه نهایی کوبریک زمانی وارد می‌شود که نشان می‌دهد جک، گویی از همان ابتدا و برای همیشه بخشی از تار و پود این هتل بوده است. به جرات می‌توان گفت که درخشش یکی از دلهره‌آورترین فیلم در مکتب فضاهای لیمینال است.

 

۱. فیلم مکعب (Cube)

  • سال اکران: ۱۹۹۷ (۱۳۷۶)
  • محصول: تریمارک پیکچرز (Trimark Pictures)
  • کارگردان: وینچنزو ناتالی (Vincenzo Natali)
  • نمره IMDb: امتیاز ۷.۱

اگر به دنبال اثری می‌گردید که پیش‌گام و الهام‌بخش مستقیم فیلمی چون بک‌رومز باشد، مکعب دقیقا همان شاهکار شماست. این فیلم، ایده فضای لیمینال را به خالص‌ترین و ریاضی‌وارترین شکل ممکن ارائه می‌دهد. به‌جای پرسه زدن در اتاق‌های زردرنگ، شخصیت‌های داستان در یک سیستم بی‌انتها از اتاق‌های مکعبی‌شکل هم‌اندازه به دام افتاده‌اند؛ سازه‌ای که در ظاهر یکپارچه است، اما هر اتاق آن می‌تواند تله‌ای برای تکه‌تکه کردن انسان‌ها باشد. جالب است بدانید که این اثر، سال‌ها پیش از ظهور فرنچایز اره (Saw)، ایده بقا در میان تله‌های مرگبار یک فضای بسته را به سینمای وحشت معرفی کرد.

این فیلم مستقل نفس‌گیر محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی وینچنزو ناتالی (Vincenzo Natali)، داستان هفت غریبه را روایت می‌کند که ناگهان در یک هزارتوی مکانیکی مرموز بیدار می‌شوند. برخی از اتاق‌ها امن هستند، اما نتیجه باز کردن در برخی دیگر، به کار افتادن تله‌هایی است که با الگوریتم‌های پیچیده ریاضی و اعداد اول عمل می‌کنند. گروه در میان پارانویا و بی‌اعتمادی، باید دلیل حضورشان در این برزخ هندسی را کشف کرده و برای زنده ماندن، معماها را حل کنند. مکعب یک اثر کلاستروفوبیک بی‌نظیر است که از تمامی ظرفیت‌های یک فضای لیمینال برای تزریق وحشتی خالص و فلج‌کننده، به بی‌نقص‌ترین شکل ممکن استفاده می‌کند.

به طور خلاصه، فیلم بک‌رومز بار دیگر به همه ثابت کرد که مفهوم فضاهای لیمینال تا چه اندازه می‌تواند برای خلق یک ترس روان‌شناختی، قدرتمند و اثرگذار باشد. همان‌طور که در این مقاله دیدیم، آثاری شاخص مانند درخشش، مکعب و بزرگراه گمشده پیش از این توانسته‌اند با استفاده از لوکیشن‌های آشنا اما دلهره‌آور، مرزهای اضطراب را در سینما گسترش دهند. با این حال، اگر از تماشای این فیلم‌ها لذت برده‌اید، دنیای آثار لیمینال عناوین جذاب و کمترشناخته‌شده دیگری را نیز برای تماشا به شما پیشنهاد می‌دهد.

به عنوان مثال، فیلم اسکینامارینک (Skinamarink) با ناپدید کردن درها و پنجره‌ها، محیط امن خانه را به عنوان یک هزارتوی تاریک و دلهره‌آور نشان می‌دهد که مخاطب را در کنار دو کودک خردسال در یک انزوای مطلق حبس می‌کند. جدا از این عنوان، اثر روان‌شناختی جلسه نهم (Session 9) با گشت‌وگذار در راهروهای وسیع، آفتاب‌گیر اما متروکه یک تیمارستان واقعی، به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه جنون و وحشت در فضاهای خالی و فراموش‌شده شکل می‌گیرد.. اقتباس سینمایی سایلنت هیل (Silent Hill) نیز با خلق شهری مه‌آلود، پوشیده از باران خاکستر و جداافتاده از جریان زمان، یکی از نمادین‌ترین برزخ‌های لیمینال را به تصویر می‌کشد که در آن هیولاها به اندازه خود محیط محبوس‌کننده ترسناک نیستند.

در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با معرفی بهترین فیلم‌های ترسناک شبیه Backrooms و با محوریت فضاهای لیمینال چیست؟ آیا فیلم دلهره‌آور دیگری را می‌شناسید که بتواند حسی مشابه با تجربه بک‌رومز را تداعی کند و بخواهید آن را به این فهرست اضافه کنید؟ آیا تا به حال در دنیای واقعی در یک فضای لیمینال، مثل سالن خالی فرودگاه، راهروی تاریک هتل یا مدرسه‌ای متروکه در شب گیر افتاده‌اید؟ چه حسی به شما دست داد؟ فراموش نکنید که نظرات و پیشنهادهای خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای