-
0/10
ده بازی شوتر که از یک ماجراجویی ساده به یک کابوس تاریک تبدیل میشوند
آثاری که در بخش پایانی خود فضایی بسیار تاریک را ترسیم میکنند
در این مطلب به معرفی ده بازی شوتر اول شخص میپردازیم که علیرغم شروع به عنوان یک ماجراجویی ساده، در بخش پایانی به یک کابوس تاریک تبدیل میشوند.
بازیهایFirst Person Shooter یا شوتر اول شخص به دلیل تجربههای غوطهورکننده و سرشار از اکشن، هم در حالت تکنفره و هم در حالت چندنفره شناخته میشوند. اما چند بازی FPS به طور ویژه، در کمپینهای داستان محورشان سرنوشت خاصی را برای کاراکترها و البته پلیرها در انتهای مسیر خود تدارک دیدهاند.
برخی از بازیهای این ژانر به طور هوشمندانه، چرخشها یا لحظات شوکهکننده داستان را از تبلیغات خود خارج کرده تا پلیرها را با رویدادهای تاریک که البته تغییر لحن قابل توجهی را نیز در بازی ایجاد میکنند، متحیر کنند و پایانبندیهای هیجانانگیز یا وحشتانگیزی برایشان رقم بزند.
این چرخشها همیشه مؤثر نیستند و اگر به درستی زمینهچینی نشده یا توسط اتفاقات یا اقدامات شخصیتهای قبلی کمکم معرفی نشده باشند ممکن است داستان بازی را خراب کنند. برای مثال در بازی Halo 5: Guardians بازگشت ناگهانی کورتانا بهعنوان یک متفکر امپریالی مخوف، نمونهای نامناسب از این موضوع به شمار میرود.
با این حال، زمانیکه چرخشها و لحظههای داستانی به درستی طراحی شده باشند، میتوانند بازیها را هیجانانگیزتر، جذابتر و ترسناکتر کنند. اکثر این چرخشها سبب میشوند بازیهایی را که در ابتدا بهعنوان ماجراجوییهای ساده آغاز شدهاند در انتها به قصههای تاریک و البته فراموش نشدنی تبدیل شوند. در ادامه به ده بازی شوتر میپردازیم که علیرغم شروع به عنوان یک ماجراجویی ساده به یک کابوس تاریک در پایان تبدیل میشوند.
10 – بازی Star Wars: Battlefront 2
بازی Star Wars: Battlefront 2 محصول سال 2005 یکی از بهترین بازیهای Star Wars است که به دلیل گیمپلی ساده ولی اعتیادآور در دو حالت اول شخص و سوم شخص، در نبردهای زمینی و فضایی در سرتاسر دنیای اصلی Star Wars شناخته میشود.
با این حال یکی از جنبههای کمتر مورد بحث Battlefront 2، کمپین آن است. در این کمپین، یک کلونتروپر از سپاه 501st Legion را دنبال کرده که از نبرد گئونوزیس تا Order 66 و حتی تا زمان حکومت امپراطوری کهکشان به عنوان یک استورمتروپر مسیر خود را ادامه میدهد.
هر مرحله، کلونتروپر را در حال گزارش از نبردهای گذشتهاش نشان میدهد؛ در حالی که مراحل اولیه به عنوان ماموریتهای ساده برای محدود کردن تلاشهای جداییطلب در جنگ کلونها شروع میشود، به سرعت تبدیل به موارد نگرانکننده میشود، زیرا کلونتروپر به ظاهر میگوید که کلونها نهایتا در برابر جدایها خیانت خواهند کرد؛ این امر پیش از ایجاد چیپهای مهارکننده کلون در Star Wars اتفاق میافتد.
با وجود تمام نبردهای موفق که به همراه جدایها انجام دادهاند، کلونتروپر همچنان از Order 66 پیروری میکند، در عملیات Knightfall در معبد جدای شرکت میکند و در طول حکومت امپراطوری، در پیگیری و حذف بازماندگان جدای و نیروهای شورشی، از نیروهای میلیسی نبو تا سلولهای شورشی جداییطلب فعالیت میکند.
9 – بازی Killzone Shadow Fall
در دهههای بعد از پایان Killzone 3 با انفجار تقریبا نسلکشیکننده سلاحهای پتروسیت به نام Terracide که باعث مرگ اکثر نژاد هِلگاست شد و چند بازمانده باقیمانده بهعنوان پناهنده به وِکتا منتقل شدند، بازی Killzone Shadow Fall بلافاصله در وضعیتی شبیه جنگ سرد بین نیروهای وِکتا و نیروهای نیو هِلگهان آغاز میشود.
بر خلاف بازیهای قبلی Killzone، عنوان Shadow Fall به جای پیگیری سربازان در یک جنگ میان کهکشانی، به جای آن شادو مارشال لوکاس کِلان جوان را دنبال میکند. او و آژانس امنیتی وِکتان (VSA) ظاهرا تلاش میکنند تا صلح میان وِکتان و هِلگست را حفظ کنند در حالی که تروریستهای هِلگست را حذف میکنند.
در حالی که بسیاری از هِلگستها به طوری قابل درکی از تخریب سرزمین مادری خود ناراحت هستند، شخصیت اصلی به صورت آرام موفق به پردهبردازی از یک توطئه به کمک ماموری به اسم اکو که یک دو رگه هلگست و وِکتا است میکند که پشت آن توطئه نیز، سازمان VSA قرار دارد.
متوجه میشویم که VSA تنشهای بین هِلگست و وِکتا را تحریک کرده تا بقاهای نظامی هِلگست را به منظور ساخت یک سلاح نابودکننده جدید تحت تاثیر قرار دهد، اما سپس سلاح را سرقت میکند، کِلان را میکشد و برنامهریزی میکند تا از آن برای پاکسازی کامل هِلگست استفاده کند.
8 – بازی Wolfenstein: The Old Blood
سری بازی قدیمی اول شخص شوتر Wolfenstein به خاطر برداشتهای تاریخی جایگزین آن از نازیها و نتیجهی جنگ جهانی دوم، شناختهشده است. در Wolfenstein نازیها اغلب با استفاده از رباتهای مک روباتیک و اشیا جادویی، متحدان را شکست میدهند.
با این حال Wolfenstein: The Old Blood سری را به قبل از لحظهی تسخیر نازیها بر جهان برمیگرداند و بهجای آن، بیجی بلاژکوویچ مامور جبهه متحدان را در جریان جنگ جهانی دوم دنبال میکند؛ او برای یافتن محل ویلهم استراس ملقب به Deathshead، به صورت مخفیانه به قلعه Wolfenstein نفوذ میکند.
اگرچه این میتواند به صورت ماموریت نفوذ واقعی و مستقیم به نظر برسد، اما به سرعت تبدیل به کابوس آشوبناک میشود. سران قلعه با سگهای سایبورگ، مکها، درونهای روباتیک و حتی گازی که انسانها را به زامبی تبدیل میکند، بر بلاژکوویچ و نیروهای مقاومت اطراف حمله میکنند.
تمام این صحنهها با تلاش الهگّا فون شابز، باستانشناس نازی، که میکوشد یک غول قدیمی شبیه گولم را کنترل کند و از آن برای کشتن بلاژکوویچ بهرهبرداری کند، به اوج میرسد. در نهایت این هیولا بهصورت دیوانهواری شابز را زخمی میکند و بلاژکوویچ را مجبور میکند تا آن را بکشد، پیش از اینکه بتواند مکان Deathshead را کشف کند.
7 – بازی Far Cry 5
سری بازیهای Far Cry ساخته یوبیسافت به دلیل داشتن برخی از شگفتانگیزترین و سختگیرانهترین داستانها در میان بازیهای شوتر اول شخص در جهانباز، مشهور هستند. اما بدون شک داستان بازی Far Cry 5 شوکهکنندهترین روایت در میان آثار این فرنچایز را در اختیار دارد.
در این بازی که در شهرستان خیالی هوپ در ایالت مونتانا رخ میدهد، یک معاون محلی جوان را دنبال کرده که سعی دارد جوسیف سید را شکست دهد؛ یک رهبر فرقهای که با کمک پیروان مسلح و متوهمش که باور دارند سید، مسیحی است که برای نجات مردم از خطرهای بیرونی فرستاده شده، شهرستان را با زور در اختیار گرفته است.
بیشتر داستان Far Cry 5 حول محور جذب نیروهای مقاومت محلی توسط معاون بینام و نشان، پایین آوردن فرماندهان سید و نجات پلیسهای دستگیر شده میچرخد؛ اما پایان بازی بهطور قابل توجهی تاریک میشود.
اگر بازیکنان انتخاب کنند که سید را دستگیر کنند، بمبارانهای هستهای منفجر میشود و نشان میدهد که رویاهای او درباره روز جزا در واقع واقعی بودهاند، که منجر به جهان پسآخرزمانی Far Cry New Dawn میشود. البته این تنها یکی از پایانهای ممکن در Far Cry 5 است.
6 – بازی Dead Space: Extraction
سری بازیهای Dead Space ساخته کمپانی EA عمدتا از زاویه دید سوم شخص روایت میشوند اما یکی از نسخههای فرعی آن یک بازی اول شخص شوتر است. این بازی بهطور رسمی به عنوان یک اثر ریل شوتر (Rail shooter) طبقهبندی شده و Dead Space: Extraction نام دارد.
عنوان Extraction در اصل دومین بازی در مجموعه Dead Space است که منتشر شده اما در واقع نقش یک پیشدرآمد برای نسخه اول را دارد. این بازی نشان میدهد خدمه کشتی USG Ishimura چگونه مارکر قرمز را بر روی Aegis VII کشف کرد و از آن به بعد شاهد درگیری و آشوب میشود.
بازی در واقع با قرار دادن پلیر در نقش یک معدنکار به نام سم کالدور آغاز میشود که به دنبال کمک به منظور حفر مارکر بوده در حالی که آن را فقط به عنوان یک سنگ ساده میداند. اما مارکر باعث میشود که همتیمیهایش دیوانه شوند و در همین راستا، شخصیت اصلی در تصمیم به منظور دفاع از خودش، توسط نیروهای امنیتی به عنوان یک قاتل خونسرد در نظر گرفته میشود و هدف گلوله قرار گرفته و کشته میشود.
از آنجا به بعد، در Extraction بازیکنان در نقش پنج شخصیت دیگر قرار گرفته که هر کدام سعی میکنند در برابر موجودات نکرومورف جان سالم به در ببرند، در حالی که بسیاری از بازماندگان، خودشان هم عقلشان را از دست داده یا به تخریب برنامههای فرارشان میپردازند تا کمکی برای گرفتن مارکر و رساندن آن به گروه فرقهای Unitologistها شوند.
5 – بازی Call of Duty: Black Ops
سری بازی Call of Duty بهخصوص برای کمپینهای دراماتیک یا تفکربرانگیز مشهور نیستند اما Call of Duty: Black Ops با داشتن قصهای پر از پیچیدگی و نوارهای ترسناک، این تصور را تغییر داده و بیش از ده سال پیش از پایان آن، بازیکنان را به تفکر وا میدارد.
عنوان Black Ops با شخصیتی به نام الکس میسون به عنوان یک مامور سیا آغاز میشود که به صورت دستبسته به یک صندلی گره خورده و توسط افرادی ناشناخته درباره اعداد مرموزی از او سوال میشود.در این لحظه، میسون گذشتهاش را در طول جنگ سرد همراه با تلاش ناموفق به منظور کشتن فیدل کاسترو شرح میدهد که به زندانی شدن او توسط اتحاد جماهیر شوروی شرح میدهد.
از آنجا، میسون با همزندانی و بازمانده ارتش سرخ ویکتور رزنو دوست میشود. آنها به همراه یکدیگر از زندان شوروی فرار میکنند و در سالهای بعد، در تلاشهای میسون برای تعقیب رهبران شوروی از جمله فریدریک استاینر و نیکیتا درگوویچ و جلوگیری از انتشار گاز مرگبار نووا 6 بر سر آمریکا، چندین بار سر راه یکدیگر قرار میگیرند.
با این حال در نهایت آشکار میشود که رزنو هرگز از زندان شوروی فرار نکرده و بهجای آن، به شکل توهم ظاهر میشود، پس از اینکه میسون توسط درگوویچ شستشوی مغزی شد تا رئیسجمهور جان اف. کندی را بکشد و سپس توسط رزنو مجددا شستشوی مغزی شد تا درگوویچ و استاینر را بکشد.
4 – بازی F.E.A.R
اگر بازیکنانی که با سری F.E.A.R. آشنایی ندارند، ابتدا بازیاش را بدون درک داستان ببینند، ممکن است فکر کنند فقط با یک بازی شوتر تاکتیکی عادی روبهرو هستند. اما در واقع F.E.A.R. یک بازی ترسناک عمیقا آزاردهنده بوده که با مکانیزم تیراندازی اغراق شده و مکانیزم اسلوموشن به منظور آهسته کردن زمان، مخفی میشود.
عنوان F.E.A.R شخصیتی به نام گروهبان پوینت من را از واحد First Encounter Assault Recon دنبال میکند. او و تیمش در یک واحد فناوری Armacham Technology Corporation مستقر میشوند تا مامور روانپرشی به نام Fettel را شکست دهند. فِتل قدرت کنترل ارتش کلونهای نظامی را به دست گرفته و سایر افراد در مرکز را کشته است.
وقتی پوینت من فِتل را تعقیب میکند و ارتش کلونهای او را نابود میکند، شروع به دیدن رویاهای وحشتناک میکند و اشیاء در هوای اطرافش حرکت میکنند؛ این اتفاقات به دختر کوچک مرموزی ارتباط دارد که تواناییهای ذهنیاش حتی از فِتل هم قویتر است.
در نهایت آشکار میشود که پوینت من و فِتل نه تنها برادران بلکه نمونههای شبیهسازی شده سلاحهای ذهنی از دختری به نام آلما هستند. آلما به طور طبیعی دارای قدرتهای ذهنی بسیار قوی بود و در کما قرار گرفته بود تا مورد آزمایشات مختلف قرار بگیرد اما همچنان توانست با فتل ارتباط ذهنی برقرار نماید تا انتقام آزار و اذیت توسط ATC را بگیرد.
3 – بازی BioShock Infinite
سری BioShock احتمالا همانقدر که بهخاطر پیچشهای شوکهکنندهاش مشهور است، به خاطر محیطهای زیبا و وهمآورش نیز شناخته میشود، اما نسخهای که در واقع شگفتانگیزترین افشاگریها را دارد بدون شک BioShock Infinite است.
عنوانInfinite با مردی به نام بوکر دوویت آغاز میشود که او را با قایق به یک فانوس دریایی مرموز میبرند تا دختری به نام الیزابت را از کشور شناور در آسمان کلمبیا دزدیده و به نیویورک ببرد تا بدهیاش را صاف کند.
در حالی که شهر شناور کلمبیا به جز معماری و طراحی خیالانگیزش از نظر تعصبات بسیار ترسناک است، این مأموریت برای مدتی نسبتا ساده باقی میماند تا زمانی که دوویت واقعا الیزابت را ملاقات میکند و مشخص میشود که او تواناییهای چندبعدی دارد.
پس از اینکه در نهایت بنیانگذار کلمبیا به نام کاماستاک را شکست میدهد، الیزابت به دوویت آشکار میکند که او در واقع خودِ کاماستاک و پدر الیزابت است و اینکه چرخه خشونت آنها در سراسر دنیاهای موازی گسترش یافته است. و این موضوع چندین الیزابت را مجبور میکند تا دوویت را در اوایل زندگیاش غرق کنند تا از گسترش جنون خشونتآمیز او و زندگی خودشان جلوگیری کنند.
2 – بازی Singularity
بهعنوان اثری از استودیو ریون سافتویر (Raven Software) که امروز بیشتر به عنوان یک توسعهدهنده پشتیبان برای سری Call of Duty شناخته میشود، بسیاری از گیمرها ممکن است به Singularity نگاه کنند و فکر کنند فقط با یک FPS پر از اکشن دیگر مواجه هستند. و در حالی که بخش قابل توجهی اکشن در بازی وجود دارد، یکی از شگفتانگیزترین و دستکمگرفتهشدهترین داستانهای نسل هفتم کنسولها را ارائه میدهد.
بازی Singularity با سروان نیروی دریایی آمریکا ناتانیل رنکو و تیم کوچک او آغاز میشود که در سال 2010 یک افزایش مرموز در تابش را در جزیره متروک روسی به نام کارتگا-12 بررسی میکنند.
پس از جدا شدن از زمان خود بر اثر یک EMP، رنکو ناگهان و به طرزی مرموز به سال 1955 برمیگردد، جایی که ناآگاهانه دانشمند شوروی، نیکلای دمیچف، را از مردن در آتش نجات میدهد و تاریخ را تغییر میدهد بهطوریکه اتحاد جماهیر شوروی تحت فرمان دمیچف دنیا را تسخیر کرده است.
در طول بازی، رنکو در نهایت سه انتخاب دارد، که همگی منجر به این میشوند که دنیا توسط دیکتاتورهای ستمگر تسخیر شود: یا رنکو خودِ گذشتهاش را میکشد اما اجازه میدهد دانشمند شوروی، ویکتور باریسوف، حکومت کند یا رنکو باریسوف را میکشد و به دمیچف میپیوندد؛ یا هر دو را میکشد تا خودش بر جهان حکومت کند.
یکی از بهترین بازیهایی که تقریبا در نیمه مسیر خود کاملا تغییر لحن میدهد، بدون شک عنوان شاخص فرست پارتی ایکسباکس یعنی Halo: Combat Evolved است.
عنوان Combat Evolved با مفهومی نسبتا رایج برای بازیهای علمیتخیلی شروع میشود بدین شرح که نیروی نظامی نسبتا کوچک و کمقدرت UNSC در تلاش برای شکست گروه بیگانه جنایتکار و از نظر فناوری برتر به نام کاوننت است.
با وجود اینکه در میانه بازی کنترل اتاق فرمان حلقه مرموز Halo بهدست میآید، بازی خیلی سریع از یک عنوان اکشن محض به یک بازی اکشن ترسناک تبدیل میشود، با رها شدن موجود انگلی باستانی به نام Flood که هر نوع زندگی در کهکشان را میبلعد و دوباره جان میبخشد.
همین موضوع به تنهایی Flood را وحشتناک میکند، اما چیزی که آنها را حتی ترسناکتر میکند زمانی است که کورتانا و 343 Guilty Spark آشکار میکنند که Flood پیشتر تقریبا تمام زندگی در کهکشان را بلعیدهاند و حتی Forerunnerها، سازندگان حلقههای Halo، نیز نتوانستهاند آنها را کاملا متوقف کنند، و این باعث میشود Flood به تهدیدی تقریبا شکستناپذیر تبدیل شود.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید