چرا ساخت فیلم لایو اکشن Akira قطعاً یک شکست خواهد بود؟
یک شکست همه جانبه!
ساخت فیلم لایو اکشن Akira برخلاف چیزی که بنظر میرسد، تبدیل صفحات مانگا به قابهای فیلمبرداری نبوده و ماجرا بسیار پیچیدهتر است.
پس از نزدیک به یک چهارم قرن ایده پردازی و برنامه ریزی، وارنر سرانجام تصمیم گرفت پرونده Akira و اقتباس طولانی مدت خود از آن را ببندد. احتمالاً داستانهایی درباره «جهنم توسعه» شنیدهاید؛ سالها بازنویسی و شروعهای بدون سرانجام که مثال بارزش را میتوان در فیلم Total Recall مشاهده کرد. همچنین اقتباسهای Dune و Planet Of The Apes درگیر مشکل مشابهی شده و نسخههای متعددی از آنها هرگز منتشر نشد. با این حال، جهنم توسعهای که اقتباس سینمایی آکیرا در آن گرفتار شده، اصطلاحاً در لیگ دیگری قرار دارد!
وارنر نخستین بار در سال ۲۰۰۲ میلادی اعلام کرد امتیاز Akira را از شرکت ژاپنی Kodansha خریداری کرده که این اتفاق، آغاز دورهای از تغییر مداوم کارگردانان و نویسندگان در سالهای بعد بود. در آخرین مرحله، قرار بود تایکا وایتیتی (Taika Waititi) فیلم را بسازد و او نسبت به بسیاری از فیلمسازان دیگر به ساخت پروژه خود نزدیکتر بود: حتی تاریخ انتشار فیلم برای ماه مه ۲۰۲۱ تعیین شده بود و فیلمبرداری قرار بود در تابستان ۲۰۱۹ آغاز شود. اما نهایتاً همان چیزی رخ داد که میدانیم.
در ادامه نگاهی خلاصه وار به تلاشها برای ساخت فیلم لایو اکشن Akira انداخته و سپس عوامل را بررسی میکنیم که چنین پروژهای را غیرممکن میکنند.

نگاهی خلاصه وار به تلاش برای ساخت لایو اکشن
زمانی که انیمیشن منحصربفرد و چشم نواز Akira در سال ۱۹۸۸ برای نخستین بار منتشر شد، مخاطبان شیفته فضای سایبرپانک و فلسفه پست مدرن آن شدند. شرکت سونی خیلی سریع در دهه ۹۰ میلادی امتیاز مانگای Akira را با هدف ساخت نسخه لایو اکشن خریداری کرد. با این حال، این طرحها در نهایت ناکام ماند و پروژه قبل از آغاز قرن جدید کنار گذاشته شد. سپس شرکت وارنر وارد عمل شد و با معاملهای چند میلیون دلاری امتیاز ساخت فیلم لایو اکشن Akira را به دست آورد. با وجود خرید حقوق در سال ۲۰۰۲، این پروژه هیچ گاه به مرحله اجرا نرسید و سالها در وضعیت «جهنم توسعه» باقی ماند؛ دلیلش هم مخالفتهای جدی درباره انتقال داستان از ژاپن به جایی دیگر و همچنین انتخاب بازیگران سفید پوست برای نقشهای اصلی بوده است.
در طول ۲۳ سالی که از خرید امتیاز نسخه لایو اکشن Akira توسط وارنر گذشته، نامهای برجسته بسیاری به این پروژه احتمالی پیوند خوردهاند. کارگردانانی مثل استیون نورینگتون، روآیری رابینسون، برادران هیوز و ژائومه کولت-سرا و همچنین فیلمنامه نویسانی از جمله جیمز رابینسون، گری ویتا و استیو کلاوز همگی در فاصله سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۷ بهنوعی روی آن کار کردهاند.
بازیگران مشهور صنعت سینما از جمله کریس ایونز، جوزف گوردون-لویت، جیمز فرانکو، رابرت پتینسون، کیانو ریوز, گرت هدلاند، کریستن استوارت، گری اولدمن، کن واتانابه، هلنا بونهام کارتر، کیرا نایتلی، پل دینو، آلدن ارنرایک و توبی کبل در طول سالها یا برای نقشها انتخاب شدند، یا پیشنهاد بازی را دریافت کرده و نپذیرفتند و یا در آزمونهای بازیگری برای شخصیتهای فیلم حضور داشتند. پس از سال ۲۰۱۷، کارگردانان مشهوری مثل جردن پیل، جاستین لین و جورج میلر پس از دریافت پیشنهاد کارگردانی، پروژه را رد کردند و در اواخر همان سال اعلام شد تایکا وایتیتی کارگردانی نسخه لایو اکشن را بر عهده خواهد گرفت. با این حال، فیلم لایو اکشن Akira به کارگردانی تایکا وایتیتی لغو شد؛ زیرا شرکت برادران وارنر امتیاز ساخت آن را تمدید نکرد و قرارداد در ژوئن امسال منقضی شد.

مهمترین چالش: هویت جدانشدنی
مشکل اصلی که تایکا وایتیتی و تعداد زیادی از فیلمسازان دیگر با آن مواجه بودند، پیچیدگی Akira بود؛ هم از نظر داستان پیچیده و هم از نظر زمینه فرهنگی آن. افرادی که تنها بهطور سطحی با فیلم آشنا هستند، تصویری ذهنی از موتور قرمز بینظیر و صحنه لغزش آن از مقابل دوربین در انیمیشن دارند؛ صحنهای که طی ۳۷ سال گذشته بارها توسط فیلمسازان اقتباس شده است. با این حال، Akira چیزی بیشتر از موتورهای خیره کننده است. (بهعنوان مثال، جردن پیل که پیشنهاد کارگردانی Akira را رد کرد، در فیلم علمی تخیلی ترسناک خود یعنی Nope، از صحنه لغزش موتور استفاده کرد.) Akira، ساخته نویسنده و هنرمند کاتسوهیرو اوتومو، اثری گسترده و بلندپروازانه است که صدها صفحه و دهها فصل را در بر میگیرد و بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۰ منتشر شد. داستان در سال ۲۰۱۹ جریان دارد و در نئو توکیو شهری ژاپنی روایت میشود که پس از یک فاجعه بازسازی شده و این فاجعه شباهت عجیبی به بمباران اتمی پایان دهنده جنگ جهانی دوم دارد.
Akira از دیدگاههای مختلف روایت میشود اما تمرکز اصلی آن بر تجربههای دو نوجوان موتورسوار به نامهای کاندا و تتسوو است. تتسوو در نهایت در دام یک آزمایش مخفی دولتی میافتد که قدرتهای تله کینتیک عظیمی به او میدهد اما او آنقدر دچار مشکل و نابالغ است که نمیتواند این قدرتها را بهدرستی کنترل کند. در همین حال، کاندا با اعتماد به نفس بالا به شبکهای از انقلابیون میپیوندد تا به آزمایشگاه دولتی نفوذ کرده و به دوستش کمک کند از دست دولت خلاص شود. مانگا اصلی بسیار زیبا و جاهطلبانه است اما بسیاری از مردم غرب احتمالاً Akira را از طریق فیلم ۱۹۸۸ ساخته خود اوتومو میشناسند (فیلم قبل از پایان داستان مانگا در حال ساخت بود و به همین دلیل، تا حدی قابل توجهی میانشان تفاوتهایی دیده میشود).
Akira یک نقطه عطف در صنعت انیمیشن بلند به شمار میرود. با بودجه بزرگی برای آن زمان ساخته شد و پیچیدگی انیمیشن دستی آن هنوز هم جذاب است. تاثیر فیلمسازانی چون ریدلی اسکات و استنلی کوبریک بر فیلم اوتومو مشهود است اما همه اینها در اثری ترکیب شده که کاملاً منحصر به فرد است. صحنه تعقیب شبانه در نئو توکیو بهاندازه هر تعقیب لایو اکشن هیجان انگیز است؛ وسعت ویرانی در یک سوم پایانی در دوران ماقبل جلوههای ویژه کامپیوتریِ پیشرفته تقریباً غیرقابل بازسازی بود. با ورود فیلم به غرب در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ و یافتن طرفداران خاص، تثیر فرهنگی آن به حدی بود که تهیه کنندگان هالیوود به ارزش اقتباس از آن پی بردند؛ حتی گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد سونی پیکچرز ابتدا حقوق Akira را در دهه ۱۹۹۰ خریداری کرده و سپس در سال ۲۰۰۲ به وارنر منتقل کرده است. در میان فیلمسازانی که در ساخت اقتباس وارنر حضور داشتند، میتوان به آلبرت و آلن هیوز اشاره کرد که اخیراً فیلم علمی تخیلی The Book Of Eli را ساخته بودند. در این مرحله، آلبرت هیوز تخمین زد که وارنر قبل از حضور او ۹ میلیون دلار برای پیش تولید هزینه کرده و در طول حضور او ۳ میلیون دلار دیگر صرف شده است.

آلبرت هیوز در سال ۲۰۲۳ میلادی گفت: «من یک طراح تولید، یک دفتر کامل، استوری برد داشتم و همه چیز به این مسائل بیمعنی خلاصه میشد مثل انتخاب بازیگران مناسب. یعنی خب، اسمش Akira است، امتیاز ساختش را داریم اما میترسیدند آن را بسازند و بعد از مدتی میتوانستید بویش [ترس] را حس کنید.» یکی از مشکلات حل نشدنی، حداقل از دیدگاه استودیو، این بود که چگونه هزینه ساخت فیلم را با چشم اندازهای تجاری آن هماهنگ کنند. با توجه به اینکه مناظر سایبرپانک و صحنههای فیلم نیازمند بودجه زیادی بودند، یکی از راههای سنتی استودیوها برای کاهش ریسک، آوردن بازیگران مشهور بود تا مخاطبان برای دیدن آنها به سینما بیایند. به همین دلیل، در طول دوره طولانی توسعه Akira بازیگرانی مانند کیانو ریوز، کیرا نایتلی، کن واتانابه و کریس ایوانز حضور داشتند. برای جذاب کردن داستان برای مخاطبان آمریکایی، حداقل یک نسخه از فیلم داستان را به نیو منهتن منتقل کرده بود، با ایوانز در نقش کاندای بسیار عضلانی؛ جوزف گوردون-لویت هم در مقطعی به عنوان تتسوو در نظر شده بود.
با این حال، همانطور که سازندگان نسخه لایو اکشن Ghost In The Shell متوجه شدند، انتخاب بازیگران سفید پوست در اقتباسی از یک داستان ژاپنی میتواند منجر به اتهامات سفیدپوست سازی شود. بازاریابان فیلم تلاش کردند نشان دهند Ghost In The Shell در توکیو جریان دارد و بازیگران ژاپنی در آن حاضر هستند اما انتخاب اسکارلت جوهانسون به عنوان شخصیت اصلی، این موضوع را تا زمان اکران تحت الشعاع قرار داد. تایکا وایتیتی اصرار داشت که نسخه او از Akira از چنین اتهاماتی اجتناب کند و بازیگرانش از آسیایی-آمریکاییها تشکیل شوند. اما حتی اگر وایتیتی موفق میشد تا بازیگران ایدهآل را جمع کند، هنوز این سوال باقی بود که چه چیزی از Akira پس از غربی سازی باقی خواهد ماند؟ اگرچه داستان در سال ۲۰۱۹ جریان دارد، تمها و مضامین آکیرا ریشه در تاریخ ژاپن پس از جنگ جهانی دوم دارند. تا دهه ۱۹۶۰، کشور در دوره بازسازی شگفت انگیزی بود و المپیک توکیو ۱۹۶۴ فرصتی بود تا جهان ببیند ژاپن در کمتر از ۲۰ سال تا چه حد مدرن و تحول یافته است. در همین زمان، خیابانهای شهر پر از بوسوزوکو (دستههای نوجوانان موتورسوار) بود. در کنار رشد رفاه، اعتراضاتی هم وجود داشت، از جمله تظاهرات گسترده بر سر پیمان امنیتی آمریکا و ژاپن.
Akira به این لحظات فرهنگی و تاریخی و دیگر موارد اشاره دارد که احتمالاً خارج کردن آن از ریشههای ژاپنیاش را دشوار میکند. البته تمهای کلیتر درباره فساد و ظرفیت انسان برای خشونت هم در Akira وجود دارد اما جزئیات خاص درباره ژاپن، آکیرا را منحصر به فرد میکند. فیلم اوتومو همچنین محصول کشوری است که تحت تخریب فاجعهبار بمب اتمی قرار گرفته است؛ رویدادی که شوک عاطفی آن نسلها را تحت تاثیر قرار داد و در داستانگویی ژاپن یک موج ایجاد کرد. فیلمسازان زیادی ماهها و حتی سالها تلاش کردند تا Akira را اقتباس کنند. در این مسیر، برخی هنرمندان مفاهیم بسیار زیبایی خلق کردند که نشان میدهد از نظر بصری، نسخه غربی Akira میتوانست به شکلی قابل قبول ظاهر شود (کارهای کریس وستون برای برادران هیوز با طراحی فنی پیچیده اوتومو احترامآمیز بود).
با در نظر گرفتن همه این موارد، شاید بهتر بود که نسخه غربی Akira ساخته نشد. نبردهای تلهکینتیک، تعقیبهای موتوری و لحظات وحشت بدنی ممکن است در حافظه بمانند اما Akira بیشتر از اینهاست؛ چشم اندازی گیجکننده و اغلب تماشایی از یک هنرمند یکتا. این اثر محصول زمان و مکان مشخصی است. به بیان سادهتر، Akira قبل از سال ۱۹۸۸ نمیتوانست ساخته شود و پس از فروپاشی اقتصاد ژاپن در ۱۹۹۱ هم نمیتوانست با چنین هزینهای تولید شود. گاهی اوقات، آثاری وجود دارند که بهتر است بهعنوان لحظات یکتا و غیرقابل تکرار باقی بمانند. آکیرا، دستکم فعلاً، یکی از آن آثار است.

جلوههای بصری چالش برانگیز
همانطور که گفته شد، شکست نسخه لایو اکشن Ghost in the Shell یک درس بزرگ برای فیلمسازان غربی بوده و هر چقدر کیفیت اثرتان بالا باشد، نمیتوانید ضعفِ عدم استفاده از بازیگران ژاپنی در یک اثر ژاپنی را جبران کنید. بنابراین، تعداد کم بازیگران ژاپنی که در طول سالها با نسخه لایو اکشن Akira مرتبط بودهاند، یکی از موارد نگران کننده بوده است. علاوه بر این، جلوههای بصری فیلم برای داستان آن حیاتی هستند و این جلوهها در قالب انیمیشن به خوبی عمل میکنند. انیمیشن به عنوان یک رسانه به کارگردانان، تدوینگران، انیماتورها و نویسندگان اجازه میدهد قوانین واقعیت را مطابق با نیاز داستان انعطاف دهند. حتی زمانی که به حس واقعگرایی ما متکی هستند، فیلمهای انیمیشنی بهطرز شگفت آوری از نظر طراحی بصری آزاد و خلاقانهاند؛ زیرا محدود به رعایت قوانین طبیعی همانگونه که ما تجربه میکنیم، نیستند.
یکی از جنبههای Akira که آن را اینقدر فراموش نشدنی و نمادین میکند، طراحی بصری خیرهکننده است. دنیایی که داستان در آن جریان دارد، هماهنگیهای حرکتی مبارزات و بدلکاریهای وحشیانه خودروها، همه ممکن شدهاند؛ زیرا از محدودیتهای دنیای واقعی آزادند. بازسازی فیلم به صورت لایو اکشن خطر آن را دارد که آزادی را از داستان بگیرد و بهطور ناخواسته تاثیر آن بر مخاطبان را تضعیف کند.

بودجه عظیمی نیازمند است
وجود فیلمهای علمی تخیلی دیستوپیایی و سیاسی مانند Blade Runner و پیش درآمدهای Star Wars که برخی از بهترین شخصیتهای علمی تخیلی تاریخ سینما را دارند، نشان میدهد که احتمالاً راهی برای بازسازی Akira به صورت لایو-اکشن وجود دارد؛ یک اقتباس که هم به منبع اصلی احترام گذاشته و هم وفادار به آن بماند. با این حال، چنین کاری نیازمند بودجهای بسیار عظیم خواهد بود. بازآفرینی معماری و نقشه نئو توکیو نیازمند میلیونها دلار باری جلوههای ویژه کامپیوتری است تا جلوهای صاف و جذاب مانند نسخه انیمیشنی داشته باشد. بدلکاریها و صحنههای مبارزه هم ارزان نخواهند بود و با توجه به اینکه فیلم هنوز تنها طرفداران خاص خود را دارد، احتمال بازگشت سرمایه از فروش گیشه بسیار کم است.

انتظارات بیش از حد بالای طرفداران
هواداران Akira هر جنبهای از این شاهکار انیمیشنی را دوست دارند. این فیلم یکی از برجستهترین انیمیشنهای تاریخ است و نقدهای جامعه شناختی و سیاسی آن هنوز هم کاربرد دارند. هیجان و جریان آدرنالینی که هنگام تماشای فیلم تجربه میکنید و برداشتهایی که پس از پایان فیلم به دست میآورید، عملاً غیرقابل جایگزینی هستند. بنابراین، اگر روزی نسخه لایو اکشن Akira ساخته شود، هواداران نسخه اصلی که بزرگترین بخش مخاطبان هدف را تشکیل میدهند، طبیعتاً و انتظارات بسیار بالایی از آن خواهند داشت و برخی ممکن است حتی حاضر به تماشای آن نشوند. احتمالاً همیشه ساخت اقتباس لایو اکشن از انیمههایی مانند Akira، ایدهای نادرست خواهد بود.
بنظر شما، ساخت فیلم لایو اکشن Akira روزی به حقیقت تبدیل خواهد شد؟
نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید