بهترین انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند!
1%
  • 0/10

بهترین انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند!

آینه‌ای از آشفتگی‌های درونی انسان معاصر

بهترین انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند! ۰ 3 ساعت قبل مقالات جانبی انیمه کپی لینک

انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند، به مثابه رسانه‌ای برای گفت‌وگوی اجتماعی در باب مسائلی عمل می‌کنند که در سکوت تحمل می‌شوند.

انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند با فراتر رفتن از سرگرمی صرف، به قلمروی پیچیدهٔ سلامت ذهن وارد می‌شوند. این آثار با واکاوی تنهایی، افسردگی، اضطراب و هویت، آینه‌ای تمام‌نما از آشفتگی‌های درونی انسان معاصر ارائه می‌دهند. آن‌ها نه تنها نشانه‌شناسی رنج را به تصویر می‌کشند، بلکه بر فرآیندهای شکنندهٔ بهبودی و تاب‌آوری نیز تأکید می‌ورزند. با استفاده از استعاره‌های بصری قدرتمند، روایت‌های غیرخطی و شخصیت‌پردازی‌های ظریف، مخاطب را به درک همدلانه‌ای از تجربیات ذهنی دعوت می‌کنند. در نهایت، این انیمه‌ها به مثابه رسانه‌ای برای گفت‌وگوی اجتماعی در باب مسائلی عمل می‌کنند که غالباً در سکوت تحمل می‌شوند.

The Tatami Galaxy

انیمه The Ttatami Galaxy که به عنوان یکی از بهترین انیمه‌هایی شناخته شده است که از زخم‌ های روان می‌گویند، از سبک هنری بسیار خاصی برخوردار است و نگاهی منحصر به فرد به تاثیر جهان‌های موازی در زندگی افراد مختلف دارد و به همین خاطر نیز، در مدت زمان کوتاهی موفق به جذب طرفداران بسیاری در سراسر جهان شد. این داستان در رابطه با یک دانشجوی بی‌نام است که در دانشگا کیوتو (Kyoto) توکیو مشغول به تحصیل می‌باشد.  

قهرمان و شخصیت اصلی داستان The Tatami Galaxy  که در نقش یک دانشجو ظاهر می‌شود، به دلیل آنکه از وضعیت فعلی خود به هیچ عنوان رضایتی ندارد، بارها و بارها، خود را در سناریوهای غیرواقعی تصور می‌کند که در باشگاه‌های مختلف دانشگاه شرکت کرده و عضو آنها می‌شود؛ اما با این حال، در نهایت هربار مجبور می‌شود تا به دنیای واقعی خود بازگردد و با مسائل حقیقی دست و پنجه نرم کند. داستان انیمه The Tatami Galaxy در رابطه با این مسئله است که چگونه هر کدام از تصمیمات افراد، می‌تواند به شیوه‌های مختلف زندگی آن فرد را تحت تاثیر خود قرار دهند.

Orange

یکی دیگر از بهترین انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند، انیمه شناخته شده با نام “Orange” است. این انیمه که در ابتدا همانند یک داستان عاشقانه و معمایی معمولی به نظر می‌رسد، تنها پس از گذشت چند قسمت از آن، مشخص می‌شود که در داستان این انیمه به بررسی مسائل عمیقی پرداخته شده است؛ مسائلی همچون اهمیت سلامت روان، غم و اندوه، خودکشی و همچنین احساس تنهایی که در خط داستانی این انیمه به بهترین شکل ممکن مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

قهرمان و شخصیت اصلی خط داستانی انیمه Orange کسی است که با نام «ناهو» شناخته شده است. داستان از جایی شروع می‌شود که ناهو یک نامه از آینده خود دریافت می‌کند که در آن نوشته شده است او از “کاکرو”، همکلاسی انتقالی جدیدش، مراقبت کند و سعی کند تا او از زندگی‌اش لذت ببرد زیرا که در آینده‌ای نه چندان دور قرار است جان خود را از دست بدهد. ناهو در ابتدا با بی‌میلی این کار را انجام می‌دهد. اما در ادامه متوجه می‌شود که القای حس خوب به کسی که از زندگی دست کشیده است، به هیچ عنوان، کار راحتی نیست. 

Monster

انیمه‌ی مانستر که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه‌هایی شناخته شده است که از زخم‌ های روان می‌گویند، داستان دکتر کنزو تنما، جراح مغز و اعصابی نخبه را روایت می‌کند که زندگی خود را وقف نجات جان پسری جوان به نام یوهان لیبرت می‌کند. این تصمیم، سرآغاز گردباد حوادثی تاریک می‌شود. دکتر تنما در مسیر تعقیب و گریزی نفس‌گیر، با پرسش‌های اخلاقی عمیقی مواجه می‌گردد: آیا زندگی هر انسانی ارزش نجات دادن را دارد، حتی اگر آن فرد خود، تجسم شرارت محض باشد؟

مانستر اثری فلسفی محسوب می‌شود زیرا فراتر از یک تریلر معمولی، به کندوکاو در ماهیت ذات انسان می‌پردازد. این انیمه با ظرافت مفاهیمی چون انتخاب، سرنوشت، شر مطلق و تقابل خیر و شر را می‌کاود. شخصیت‌ها در طیف خاکستری پیچیده‌ای قرار دارند و روایت، مخاطب را وادار می‌کند تا در مورد مفهوم مسئولیت اخلاقی، بهای یک جان انسان و شرایط شکل‌گیری یک هیولا تأمل کند. در نهایت، مانستر بیش از آنکه درباره‌ی شکار یک قاتل باشد، سفری درونی برای درک تاریکی‌های نهفته در قلب انسان و معنای واقعی انسانیت است.

Serial Experiments Lain

در جهان پرابهام “سریال اکسپریمنت لین”، با اثری روبرو هستیم که سه دهه پیش از زمان خود سخن می‌گفت. این مجموعه با پیش‌بینی دنیایی که در آن مرز بین واقعیت و فضای مجازی محو می‌شود، بحران‌های عصر دیجیتال را با بینشی کم‌نظیر به تصویر کشیده است. داستان از جایی آغاز می‌شود که دختری خجالتی به نام لین، در پی دریافت ایمیل از همکلاسی متوفایش، به تدریج در شبکه عظیم “وایرَد” غرق می‌شود. آنچه این اثر را به پیشگویی تبدیل کرده، نه تنها تکنولوژی، بلکه تمرکز آن بر پیامدهای روانی این تحول است. لین در مسیر کشف حقیقت، نه تنها با توطئه‌های پیچیده روبرو می‌شود، بلکه هویت خود را نیز در معرض تردید می‌بیند. صحنه‌هایی که در آن خاطرات دستکاری می‌شوند و شخصیت‌های مجازی در واقعیت ظاهر می‌گردند، امروز برای بیننده‌ای که با واقعیت افزوده آشناست، به شدت ملموس و هشداردهنده است.

سبک روایی غیرخطی و استفاده از نمادهای پیچیده، “لین” را به متنی غنی برای تحلیل‌های فلسفی تبدیل کرده است. این مجموعه که به عنوان یکی از بهترین انیمه‌هایی شناخته شده است که از زخم‌ های روان می‌گویند، با مطرح کردن پرسش‌های بنیادین درباره حافظه، هویت و آگاهی، مخاطب را وادار می‌کند تا در دنیایی که هر روز دیجیتالی‌تر می‌شود، بار دیگر معنای انسان بودن را بازتعریف کند.

Paranoia Agent

یک مجرم، شناخته شده با نام Lil’ Slugger ساکنان شهر موساشینو را به وحشت انداخته است. دستگیر کردن این مجرم که با اسکیت در بین مردم می‌چرخد و با چوب بیسبال طلایی‌اش مردم را کتک می‌زند، کار بسیار سختی به نظر می‌رسد. کسانی که این مجرم به آن‌ها حمله کرده است دچار مشکلات روانی زیادی می‌شوند و به همین خاطر نیز، دو کارآگاه تصمیم می‌گیرند تا وارد عمل شوند و راز پشت این مجرم را کشف کنند. معمای پیرامون لیل اسلاگر و انگیزه‌های او به آرامی در طول سیزده قسمت آشکار می‌شود. درحالی که هر قسمت از این انیمه همانند یک داستان ترسناک است اما معمای بزرگ با نتیجه رضایت‌بخشی همراه است که دیدن این انیمه را بسیار سرگرم‌کننده خواهد کرد.

این مسئله خود به تنهایی می‌تواند بسیار وحشتناک باشد که افراد یک جامعه به صورت مداوم ترس کشته شدن توسط یک قاتل سریالی را داشته باشند. اما وحشتناک‌تر از آن هم این است که افراد یک جامعه از قاتلی بترسند که حتی مطمئن نیستند آیا به راستی وجود دارد یا نه. داستان این انیمه از جایی آغاز می‌شود که یک پسر نوجوان با چوبدستی خود به یک زن حمله می کند. پس از این حمله، این کارکتر به افراد مختلف دیگری در شرایط گوناگونی حمله می‌کند.

Perfect Blue

در جهان انیمه‌ های دهه ۹۰، “پرفکت بلو” همچون توفانی سهمگین ظاهر شد؛ اثری که بی‌پروا به کاوش در تاریک‌ترین زوایای روان انسان پرداخت. داستان ما را در مسیر سقوط روانی “میما کیریگوئه” همراهی می‌کند – خواننده‌ای پاپ که برای بازیگری در نقشی جدی، تصویر عمومی خود را به خطر می‌اندازد. این گذار از معصومیت به بلوغِ اجباری، به قیمت گسست هویت او تمام می‌شود. ساتوشی کون در این شاهکار سینمایی، با بینشی حیرت‌انگیز، دیوانگی عصر اینترنت را پیش‌بینی می‌کند. صحنه‌هایی که در آن مرز بین واقعیت و توهم محو می‌شود، امروز برای بیننده‌ای که با فضای مجازی و فشار ناشی از شهرت دیجیتال آشناست، به شدت ملموس است. تعقیب‌کننده‌ی گمنام میما در وبسایت‌ها، پیش‌درآمدی ترسناک بر فرهنگ مزاحمت در شبکه‌های اجتماعی امروزی است.

تدوین انقلابی و سکانس‌های رویاگونه‌ی اثر، الهام‌بخش آثار بزرگی چون “قوی سیاه” و “مرثیه‌ای برای رؤیا” شد. “پرفکت بلو” ثابت کرد که انیمیشن ژاپنی می‌تواند فراتر از اکشن و فانتزی، به حوزه‌های روان‌کاوانه و جامعه‌شناختی وارد شود و بی‌پروا تاریکی‌های جامعه مدرن را به تصویر بکشد. این اثر که به عنوان یکی از بهترین انیمه‌هایی شناخته شده است که از زخم‌ های روان می‌گویند، نه تنها در زمان خود پیشرو بود، بلکه همچون آیینه‌ای شفاف، تصویری هشداردهنده از عواقب شهرت در عصر دیجیتال ارائه می‌دهد.

March Comes in Like a Lion

انیمه March Comes in Like a Lion به کارگردانی آکییوکی شینبو، یکی از عمیق‌ترین و احساس‌برانگیزترین انیمه‌های دهه اخیر است. این داستان که بر اساس مانگای مشهور «چیکا اومینو» ساخته شده، زندگی «رِی کیریاما»، نابغه‌ی جوان شوگی (شطرنج ژاپنی)، را روایت می‌کند که درگیر تنهایی، غم و فشارهای ناشی از شهرت زودهنگام است. آنچه این انیمه را خاص می‌کند، ترکیب بی‌نظیر روان‌کاوی شخصیت‌ها با تصاویر نمادین و فضاسازی‌های هنرمندانه است. زوایای خلاقانه، پالت رنگی منعطف (که بین دنیای خاکستری رِی و گرمای خانواده کاواموتو در نوسان است) و سکوت‌های معنادار، همگی به غنای روایی داستان می‌افزایند. شخصیت‌پردازی‌های چندلایه طوری طراحی شده‌اند که مخاطب را به دنیای درونی آن‌ها وصل می‌کند. 

در انیمه March Comes in Like a Lion به موضوعاتی مانند افسردگی، خانواده‌ی ناکارآمد، رقابت سالم و کشف معنای زندگی، با ظرافتی کم‌نظیر پرداخته شده‌ است. حتی صحنه‌های شوگی بهانه‌ای است برای کندوکاو در مبارزات انسانی: ترس از شکست، اشتیاق برای اثبات خود و ارزش ارتباطات انسانی. این انیمه مانند یک قطعه موسیقی ملایم است که گاه با نوایی غمگین و گاه با امیدی لطیف، قلب مخاطبان خود را می‌نوازد. این اثر نه فقط یک انیمه، بلکه تجربه‌ای انسانی است که مدت‌ها پس از تماشا در ذهن می‌ماند.

A Silent Voice

خط داستانی انیمه «صدای خاموش» که یکی به عنوان دیگر از بهترین انیمه‌هایی شناخته شده است که از زخم‌ های روان می‌گویند، پیامی بسیار قدرتمند را در هسته خود جای داده است که آن را با چنان ظرافتی به تصویر می‌کشد که مخاطبان به هیچ عنوان نمی‌توانند مجذوب گیرایی آن نشوند. این فیلم زیبا در رابطه با یک دختر دبیرستانی ناشنوا است که در داستان با نام شوکو نیشیمیا (Shoko Nishimia) شناخته شده است. این کارکتر، گذشته بسیار سختی را پشت سر گذاشته است که هنوز هم باعث آزار و اذیت روحی او می‌شود. 

کارکتری دیگر نیز به نام شویا ایشیدا (Shoya Ishida) وجود دارد که به شوکو آسیب‌های بزرگی وارد کرده است. سال‌ها بعد، شویا به خاطر کارهایی که در گذشته انجام داده است، احساس بسیار بدی پیدا می‌کند زیرا او و دوستانش در دبستان عادت داشتند شوکو را به خاطر ناشنوا بودش اذیت کنند. داستان از جایی آغاز می‌شود که شویا یک روز به صورت اتفاقی شوکو را ملاقات می کند. از آن پس، این کارکتر همواره سعی می‌کند راه خود را به زندگی شوکو باز کند تا شاید بتواند اشتباهات خود را جبران کند.

Welcome to the N.H.K

«خوش آمدید به ان‌اچ‌کی» به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند، داستانی منحصر به فرد و فراموش‌نشدنی ارائه می‌دهد که با ترکیب سیاه‌نمایی اجتماعی، طنز تلخ و روان‌کاوی عمیق، زندگی ساتو تاتسوهیرو، جوانی منزوی را روایت می‌کند. این اثر که بر اساس رمانی از تاتسوهیکو تاکیموتو ساخته شده، پنجره‌ای بی‌رحم اما صادقانه را به دنیای تنهایی، توهمات و مبارزات درونی یک فرد گوشه‌گیر می‌گشاید. ساتو که ماه‌هاست خانه‌نشین شده، با توهمات توطئه‌آمیز (مثل باور به وجود «سازمان ان‌اچ‌کی» که مسئول انزوای اوست!) و اعتیاد به بازی‌ها و انیمه‌ها زندگی می‌کند.

جالب است بدانید که داستان Welcome To The NHK دارای شخصیت‌های چندبعدی می‌باشد که هر یک از آن‌ها نماینده‌ای از آسیب‌های جامعهٔ مدرن می‌باشند؛ از میساکی ناکاهارا، دختری مرموز که ادعا می‌کند می‌تواند ساتو را «درمان کند»، تا یامازاکی، دوست اوتاکوی ساتو. «خوش آمدید به ان‌اچ‌کی» انیمه‌ای نیست که بخواهید برای فرار از واقعیت تماشا کنید، بلکه آینه‌ای خشن است که ممکن است شما را با تاریکی‌های درون خود روبه‌رو کند. با این حال، این اثر با وجود لحظات تاریکش، در نهایت پرتوهای کوچکی از امید را نیز نشان می‌دهد. 

Neon Genesis Evangelion

مجموعهٔ «نئون جنسیس اوانجلیون» به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه‌هایی که از زخم‌ های روان می‌گویند، با وجود آنکه یکی از موفق‌ترین فرانچایزهای انیمه در سطح جهان محسوب می‌شود، اغلب از درک کامل مخاطبان عبور می‌کند. مسئله این نیست که نمادگرایی مبهم مذهبی آن از عمق فراوانی برخوردار است، یا که دنیای داستانی آن رازی بزرگ دربارهٔ جهان و شخصیت‌ها پنهان کرده است؛ بلکه، اوانجلیون به عنوان یک اثر هنری، تا حد زیادی در میان مخاطبان دچار سوءتفاهم شده است. این مجموعه پراز نقص است؛ شخصیت‌هایی ناقص را دنبال می‌کند که به نژاد بشری ناقص در جهانی ناقص تعلق دارند و همه توسط داستان‌گویی ناقص خلق شده‌اند. «نئون جنسیس اوانجلیون» کاوشی است در وضعیت انسان که قواعد مرسوم داستان‌گویی را تنها به نام بیان هنری می‌شکند و در حین انجام این کار، بسیار سرگرم‌کننده نیز هست.

هواداران انیمه لازم نیست از اوانجلیون، شخصیت‌ها یا روایت آن لذت ببرند. نمی‌توان گفت که این اثر، اثری ساده برای تماشا است. اما بسیاری از بینندگان درک نمی‌کنند که این مجموعه، یک داستان استاندارد مکا به آنان نمی‌فروشد، بلکه بازتابی از آسیب‌پذیری‌ها و تناقضات درونی خود انسان است. این اثر بیش از آنکه به پاسخ بپردازد، بر پرسش‌های بنیادین بشری تأکید دارد.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments