۱۰ بتمن جایگزین فوق‌قدرتمند که شوالیه تاریکی را از نو تعریف می‌کنند
1%
  • 0/10

۱۰ بتمن جایگزین فوق‌قدرتمند که شوالیه تاریکی را از نو تعریف می‌کنند

خودِ بتمن هم جلوی‌شان کم می‌آورد

۱۰ بتمن جایگزین فوق‌قدرتمند که شوالیه تاریکی را از نو تعریف می‌کنند ۰ 3 ساعت قبل مقاله (کامیک) کپی لینک

قرار بود بتمن فقط یک انسان باهوش با چند گجت باشد، نه کابوس مشترک خدایان و هیولاها. اما وقتی پای مولتی‌ورس DC وسط می‌آید، این تعریف فرو می‌ریزد. آن‌جا پر است از بتمن جایگزین‌هایی که هرکدام مرزهای قدرت، اخلاق و ترس را جابه‌جا کرده‌اند؛ نسخه‌هایی که نشان می‌دهند اگر همان اراده آهنین در دنیاهای متفاوت رها شود، نتیجه می‌تواند از یک قهرمان قابل احترام به موجودی تبدیل شود که حتی سوپرمن هم ترجیح می‌دهد راهش را کج کند. این فهرست، سفری است به تاریک‌ترین و قدرتمندترین چهره‌های بتمن در جهان‌های موازی.

خب، این هم از آن واقعیت‌های بامزه دنیاست: بتمن هیچ قدرت ماورایی کلاسیکی ندارد، اما عملاً مثل یک بلای طبیعی با شنل رفتار می‌کند. بین نبوغ تاکتیکی، بدن در اوج آمادگی، اسباب‌بازی‌های فناورانه‌ای که بیشتر شبیه زرادخانه‌اند تا گجت، و مهارت‌های کارآگاهی که پلیس گاتهام را بیکار می‌کند، بتمن در دنیای اصلی DC یک نیروی جدی است. همین‌ها به او اجازه می‌دهد کنار سوپرمن و واندر وومن بجنگد و حتی گاهی کم نیاورد.

اما اگر فکر می‌کنی این نسخه تنها گزینه است، خبر بد دارم. مولتی‌ورس DC آن‌قدر بزرگ است که پر شده از بتمن جایگزین‌هایی که بعضی‌شان نه‌تنها قوی‌ترند، بلکه به‌طرز نگران‌کننده‌ای ترسناک هم هستند. این نسخه‌ها همان سوال قدیمی را پیش می‌گیرند: اگر همان ذهن، همان اراده، اما با انتخاب‌ها و دنیاهای متفاوت چه می‌شود؟ نتیجه فهرستی است از ده بتمن جایگزین قدرتمند که ثابت می‌کند گاهی خطرناک‌ترین چیز، فقط نداشتن قدرت نیست؛ داشتن نسخه‌های بی‌پروا از همان قهرمان است.

۱۰. White Lantern Batman

بتمن در تاریخ کمیک‌ها چند بار طعم قدرت فانوس سفید را چشیده، اما یکی از چشمگیرترین نسخه‌های بتمن جایگزین زمانی شکل می‌گیرد که او در کوچه‌ی جنایت به دست وندال سیویج از پا درمی‌آید و همه چیز تمام‌ شده به نظر می‌رسد. پایان؟ نه دقیقاً. یک حلقه‌ی فانوس سفید او را دوباره زنده می‌کند و این بار فقط با زخم‌های ترمیم‌شونده برنمی‌گردد، بلکه به نیرویی دسترسی پیدا می‌کند که با کل طیف احساسات هستی گره خورده است. این یعنی بتمنی که دیگر صرفاً یک کارآگاه نابغه یا مبارز فوق‌آماده نیست، بلکه برای مدتی کوتاه در حد موجودات کیهانی بازی می‌کند.

این ارتقای قدرت به او اجازه می‌دهد تهدیدی مثل وندال سیویج را از پیش رو بردارد؛ کاری که برای نسخه‌ی معمولی بتمن یا حتی با بهترین ابزارهایش هم کار ساده‌ای نیست. البته مثل خیلی از هدیه‌های کیهانی در دنیای کمیک، این یکی هم دائمی نمی‌ماند. حلقه در نهایت او را رها می‌کند و بتمن دوباره به همان انسان سرسخت اما محدود همیشگی برمی‌گردد. با این حال، همین بازه‌ی کوتاه کافی است تا نشان دهد وقتی بتمن جایگزین به منبعی فراتر از تکنولوژی و تمرین دست پیدا کند، می‌تواند در مقیاسی بجنگد که معمولاً مخصوص خدایان و موجودات فراجهانی است.

۹. The Devastator

برای مقابله با Superman که از مسیر خود خارج شده، گاهی به تصمیم‌هایی نیاز است که در مرز افراط حرکت می‌کنند و نتیجه چنین تصمیم‌هایی تولد The Devastator است. این شخصیت نخستین بار در Dark Days: The Casting معرفی می‌شود و در آن روایت، Batman برای متوقف کردن نسخه شرور Superman در این واقعیت، دست به اقدامی می‌زند که هزینه آن از همان ابتدا روشن است. او ویروس Doomsday را به خود تزریق می‌کند و همین انتخاب، مسیر را به سوی تولد موجودی تازه باز می‌کند که دیگر صرفا یک قهرمان معمولی نیست. در این چارچوب، ایده بتمن جایگزین به عنوان راهکاری اضطراری مطرح می‌شود، راهکاری که بیش از آن که امیدبخش باشد، نشانه بحران و بن‌بست در جهان ابرقهرمان‌ها است و نشان می‌دهد وقتی مرزها فرو می‌ریزند، حتی نماد نظم هم می‌تواند تغییر چهره بدهد.

The Devastator در واقع ترکیبی ناآرام از هوش Bruce Wayne و نیروی ویرانگر Doomsday است، ترکیبی که از نظر فیزیکی او را در موقعیتی قرار می‌دهد که بتواند روبه‌روی Superman بایستد. اما این قدرت بهای سنگینی دارد و ویروس به مرور جهش پیدا می‌کند و Batman را به موجودی هیولاگونه تبدیل می‌کند که کنترل آن هر روز سخت‌تر می‌شود. روایت رسانه‌ای این تحول بر یک هشدار قدیمی تاکید می‌کند، این که ابزارهای افراطی اگرچه در کوتاه‌مدت کارآمد به نظر می‌رسند، در بلندمدت می‌توانند همان قهرمان را به تهدید تبدیل کنند. در چنین فضایی، داستان The Devastator فقط یک نبرد ابرقهرمانی نیست، بلکه تصویری از مرز باریک میان نجات و سقوط را پیش چشم مخاطب می‌گذارد.

۸. God of Knowledge

خیلی‌ها دوست دارند بگویند Batman همه چیز را می‌داند، اما سوال جذاب تر این است که اگر واقعا همه چیز را می‌دانست چه می‌شد و اگر قدرتی در حد یک خدا به دست می‌آورد، جهان چه واکنشی نشان می‌داد. این ایده هسته اصلی روایت God of Knowledge Batman را می‌سازد، شخصیتی که نخستین بار در Justice League #۴۲ و در جریان Darkseid War معرفی شد، زمانی که جهان با تهدید Anti-Monitor روبه‌رو است. در این مقطع، Batman روی Mobius Chair می‌نشیند و همین انتخاب، مسیر داستان را به شکلی بنیادین تغییر می‌دهد. این اقدام نه فقط یک تصمیم تاکتیکی، بلکه نقطه عطفی است که او را از یک قهرمان متکی به عقل و ابزار، به موجودی با دسترسی به دانشی مطلق تبدیل می‌کند. در چنین فضایی، مفهوم بتمن جایگزین هم معنا پیدا می‌کند، چون مخاطب با نسخه ای روبه‌رو می‌شود که فاصله زیادی با تصویر کلاسیک و زمینی این شخصیت دارد و بیشتر به یک نیروی کیهانی شباهت پیدا می‌کند.

نشستن روی Mobius Chair به Batman آگاهی کامل از سراسر جهان می‌دهد و حتی فراتر از آن، توانایی دست‌کاری واقعیت و سفر در ابعاد گوناگون را هم در اختیارش می‌گذارد. با این حال، این قدرت بی‌هزینه نیست و تبدیل شدن به Bat-God پیامدهای سنگینی دارد. Batman به تدریج به این دانش وابسته می‌شود و وسواس او نسبت به دانستن همه چیز، چنان شدت می‌گیرد که اطرافیانش ناچار می‌شوند او را به زور از صندلی جدا کنند. روایت رسانه‌ای این بخش از داستان بر یک هشدار روشن تاکید دارد، این که قدرت مطلق و آگاهی بی‌مرز می‌تواند حتی منظم ترین ذهن ها را هم از تعادل خارج کند. در نهایت، این خط داستانی نشان می‌دهد مرز میان قهرمان بودن و تبدیل شدن به تهدید، گاهی فقط به اندازه یک انتخاب فاصله دارد.

۷. Hellbat

این مورد شاید کمی شبیه تقلب به نظر برسد، چون از نظر فنی با یک زره طرف هستیم نه یک نسخه کاملا متفاوت از Batman، اما قدرت و کارایی آن به اندازه ای چشمگیر است که حضورش در فهرست کاملا توجیه می‌شود. Hellbat armor نخستین بار در Batman and Robin #۳۳ معرفی شد و خیلی زود به عنوان یکی از قدرتمندترین تجهیزات این قهرمان شناخته شد. این زره به دست خود Batman و با همکاری Justice League طراحی و ساخته شد تا او بتواند در برابر تهدیدهای فراانسانی قد علم کند. در این چارچوب، می‌توان از آن به عنوان نمونه ای از رویکرد بتمن جایگزین یاد کرد، چون به جای تکیه صرف بر مهارت های انسانی، با ابزاری روبه‌رو هستیم که مرزهای توانایی یک قهرمان زمینی را به شکل محسوسی جابه‌جا می‌کند و تصویری تازه از نقش Batman در میدان نبرد ارائه می‌دهد.

ویژگی های این زره بیشتر شبیه فهرستی از قابلیت های علمی تخیلی است تا یک لباس معمولی. بدنه آن از فلز نانوکینتیک متغیر ساخته شده که با یک هوش مصنوعی فرمان‌پذیر با صدا کنترل می‌شود و امکان تطبیق با شرایط مختلف را فراهم می‌کند. سیستم نامرئی‌سازی باعث می‌شود Batman کاملا از دید پنهان بماند، شنل به بال تبدیل می‌شود تا امکان پرواز فراهم شود و حتی سازوکاری در نشان سینه تعبیه شده که می‌تواند موجی از انرژی آزاد کند. با این حال، این قدرت بی‌هزینه نیست و استفاده از Hellbat armor سوخت‌وساز بدن را به شدت تخلیه می‌کند، به همین دلیل هم برای استفاده طولانی‌مدت طراحی نشده است. روایت رسانه‌ای این زره بیش از هر چیز بر همین تضاد تاکید دارد، تضاد میان وسوسه قدرت مطلق و محدودیت های جسمی که حتی پیشرفته ترین فناوری هم نمی‌تواند آن‌ها را به طور کامل نادیده بگیرد.

۶. The Drowned

همه نسخه‌های قدرتمند و متفاوت Batman قرار نیست قهرمان باشند و The Drowned نمونه روشن این واقعیت است. Bryce Wayne از Earth -۱۱، جهانی با جابه‌جایی جنسیتی در Dark Multiverse، اصلا شبیه یک منجی عمل نمی‌کند و بیشتر به یک ضدقهرمان تاریک و بی‌رحم شباهت دارد. او در اصل یک قاتل زنجیره‌ای است که پس از قتل Catman یا همان Sylvester Kyle، مسیر انتقام را در پیش می‌گیرد و هدف خود را بر افراد دارای قدرت‌های فراانسانی می‌گذارد. در ادامه این روایت، Batwoman وارد نبردی میان Atlantis و جهان سطحی می‌شود و همین درگیری به فاجعه‌ای ختم می‌شود که Gotham را زیر آب می‌برد و Aquawoman را به کام مرگ می‌کشاند. نتیجه این روند، دگرگونی Batwoman به موجودی کابوس‌وار است که دیگر شباهتی به تصویر کلاسیک قهرمان‌ها ندارد و بیشتر یادآور چهره‌ای تیره از مفهوم بتمن جایگزین است، مفهومی که در آن مرز میان عدالت و انتقام به شکل خطرناکی محو می‌شود.

او پس از این تغییر، خود را The Drowned می‌نامد و به عنوان نسخه‌ای شرور از Batman وارد صحنه می‌شود. از نظر ذهنی و جسمی، همان توانایی‌هایی را دارد که Batman در واقعیت اصلی از آن‌ها برخوردار است، اما این پایان ماجرا نیست و قدرت‌های فراطبیعی هراس‌انگیزی هم به مجموعه توانایی‌هایش اضافه می‌شود، از جمله قدرت کنترل ذهن. همین ترکیب از هوش، مهارت و نیروهای غیرانسانی باعث می‌شود The Drowned به تهدیدی جدی و ترسناک تبدیل شود که حضورش تعادل هر نبردی را به هم می‌ریزد. روایت رسانه‌ای این شخصیت بیش از هر چیز بر این نکته تاکید می‌کند که وقتی انگیزه انتقام جایگزین اخلاق می‌شود، حتی آشناترین چهره‌ها هم می‌توانند به هیولاهایی تبدیل شوند که مهار آن‌ها کار ساده‌ای نیست.

۵. Superbat

اگر Batman و Superman دو تا از بهترین قهرمان‌های DC هستند، آن‌قدر که به آن‌ها لقب World’s Finest داده شده، چرا نباید آن‌ها را با هم ترکیب کرد تا به یک قهرمان نهایی رسید. نتیجه چنین ایده‌ای Superbat است، شخصیتی که نخستین‌بار در Batman/Superman: World’s Finest #۴ معرفی می‌شود. در این داستان، دیو Nezha با کنترل ذهن Green Lantern شرایطی ایجاد می‌کند که Batman و Superman برای جدا کردن حلقه از Hal، روح‌های خود را با هم ترکیب کنند. این نقشه جواب می‌دهد، اما در جریان همین فرایند، حلقه باعث می‌شود این دو قهرمان در هم ادغام شوند و موجود تازه‌ای به نام Superbat شکل بگیرد. روایت رسانه‌ای این اتفاق بر پیامدهای غیرمنتظره یک تصمیم جسورانه تاکید می‌کند و نشان می‌دهد همکاری مطلق هم می‌تواند به نتیجه‌ای غیرقابل‌پیش‌بینی برسد. در این چارچوب، مفهوم بتمن جایگزین معنا پیدا می‌کند، چون مخاطب با نسخه‌ای روبه‌رو می‌شود که فراتر از یک ادامه ساده، ترکیبی تازه از دو نماد بزرگ دنیای کمیک است.

Superbat تقریبا همان چیزی است که از نامش انتظار می‌رود، یعنی تمام قدرت‌های Superman در کنار تمام توانایی‌های Batman، به اضافه بخشی محدود از قابلیت ساخت سازه‌های انرژی Green Lantern. چنین ترکیبی روی کاغذ باید قدرتمندترین نسخه ممکن از Batman باشد، اما این قدرت با یک محدودیت جدی همراه است و Superbat فقط برای دوره‌های کوتاه می‌تواند وجود داشته باشد. همین محدودیت، ضربه بزرگی به مسیر برقراری عدالت می‌زند و اجازه نمی‌دهد این قهرمان ترکیبی به راه‌حلی دائمی تبدیل شود. این داستان در نهایت یادآوری می‌کند که حتی بزرگ‌ترین قدرت‌ها هم بدون هزینه نیستند و گاهی عمر کوتاه آن‌ها، مهم‌ترین نقطه‌ضعف‌شان به حساب می‌آید.

۴. Darkfather

یکی دیگر از ورودی‌های قابل‌توجه از Dark Multiverse، شخصیت Darkfather است، نسخه‌ای قدرتمند و هراس‌انگیز از Bruce Wayne که Anti-Life را پذیرفته و عملا به موجودی تبدیل شده که خیلی‌ها تصور می‌کنند Batman اگر در جایگاه یک New God قرار می‌گرفت، می‌توانست به آن بدل شود. این تصویر تازه، نمایشی از قدرتی سنگین و بی‌رحم است که مرزهای شناخته‌شده این قهرمان را جابه‌جا می‌کند و او را از یک مبارز زمینی به موجودی با ابعاد کیهانی نزدیک می‌سازد. در چنین چارچوبی، مفهوم بتمن جایگزین معنای پررنگ‌تری پیدا می‌کند، چون مخاطب با چهره‌ای روبه‌رو می‌شود که نه فقط ادامه یک اسطوره قدیمی، بلکه بازتعریفی تیره و افراطی از آن است. روایت رسانه‌ای این نسخه، بر همین دگرگونی بنیادین تاکید دارد و نشان می‌دهد پذیرش Anti-Life چگونه می‌تواند حتی منظم‌ترین ذهن را به سمت مسیری کاملا متفاوت سوق بدهد.

با این حال، با وجود این که Darkfather ظاهری شبیه ترکیب Darkseid و Batman دارد و از نظر قدرت هم در سطحی بسیار بالا قرار می‌گیرد تا جایی که می‌تواند Wonder Woman را مهار کند، او همه‌توان نیست. سرنوشت این شخصیت در نهایت با یک ضربه از Superman رقم می‌خورد و همین اتفاق یادآوری می‌کند که حتی ترسناک‌ترین نسخه‌ها هم محدودیت دارند. به این ترتیب، هرچند Darkfather نسبت به بسیاری از نسخه‌های دیگر Batman قدرت بسیار بیشتری دارد، اما هنوز هم نمی‌توان او را در صدر این فهرست قرار داد. این خط داستانی بیش از هر چیز بر همین تضاد تاکید می‌کند، تضاد میان تصور قدرت مطلق و واقعیتی که نشان می‌دهد هیچ نیرویی بدون نقطه ضعف نیست.

۳. The Batman Who Laughs

The Batman Who Laughs شاید یکی از شیطانی‌ترین نسخه‌های Batman باشد، موجودی که از Earth -۲۲ می‌آید و در نتیجه یک تصمیم مرگبار شکل می‌گیرد. در این روایت، نسخه‌ای از Batman، Joker را می‌کشد و جسد Joker سمی آزاد می‌کند که ذهن او را کاملا از تعادل خارج می‌کند. حاصل این فرایند، شخصیتی است که عملا می‌شود تصور کرد اگر Batman و Joker در یک بدن ادغام می‌شدند چه فاجعه‌ای به وجود می‌آمد. این چهره تازه، نمونه‌ای افراطی از بتمن جایگزین است، چون نه فقط با اصول اخلاقی نسخه کلاسیک فاصله دارد، بلکه آن‌ها را به طور کامل وارونه می‌کند. روایت رسانه‌ای این داستان روی همین نقطه تمرکز دارد و نشان می‌دهد یک انتخاب اشتباه چگونه می‌تواند یک نماد عدالت را به تهدیدی برای کل جهان‌ها تبدیل کند.

The Batman Who Laughs فراتر از منطق دگرگون شده و تقریبا هیچ نشانی از همدلی در او باقی نمانده است. او اطرافیانش را بدون تردید از میان برمی‌دارد و بعد سراغ بازشکل‌دهی Multiverse می‌رود، آن هم با آرامشی که بیشتر شبیه کابوس است تا برنامه‌ریزی. در مقطعی حتی به قدرت‌های Doctor Manhattan هم دست پیدا می‌کند و از نظر تئوری باید به یکی از خطرناک‌ترین موجودات ممکن تبدیل شود. با این حال، با وجود تمام این قدرت‌ها، آن چه او را واقعا برجسته می‌کند نه توانایی‌هایش، بلکه میزان شرارت و بی‌رحمی بی‌سابقه‌اش است. این داستان یادآوری می‌کند که گاهی ترسناک‌ترین تهدیدها نه از قدرت مطلق، بلکه از ذهنی می‌آیند که دیگر هیچ مرزی برای خودش قائل نیست.

۲. The Red Death

در این فهرست، نسخه‌های ترکیبی از Batman کم نیستند و راستش منطقی هم هست، چون اگر بخواهی یک Batman قدرتمندتر بسازی، ساده‌ترین راه این است که قدرت چند ابرقهرمان دیگر را به او بچسبانی و حالا نوبت The Flash رسیده که وارد این معجون عجیب شود. The Red Death نخستین‌بار در Dark Days: The Casting #۱ معرفی شد و یکی دیگر از چهره‌های برخاسته از Dark Multiverse به حساب می‌آید. این نسخه از Batman در نقطه‌ای شروع می‌شود که مرگ همه Robinها او را از درون خرد کرده و به جای سوگواری معمولی، تصمیم می‌گیرد راهی میان‌بر و البته کاملا خطرناک انتخاب کند و قدرت The Flash را بدزدد تا به خیال خودش از آن استفاده بهتری ببرد. این جا دوباره ایده بتمن جایگزین پررنگ می‌شود، چون مخاطب با نسخه‌ای روبه‌رو است که به جای حفظ مرزهای اخلاقی، آن‌ها را زیر پا می‌گذارد و نشان می‌دهد اندوه حل‌نشده چطور می‌تواند به تصمیم‌هایی منتهی شود که کل دنیاها را به دردسر می‌اندازد.

وقتی هوش و توانایی‌های تاکتیکی Batman با همه قدرت‌های The Flash و کمی شرارت اضافه ترکیب می‌شود، نتیجه موجودی است که بیشتر شبیه یک کابوس روی دو پا است تا یک قهرمان. The Red Death عملا ترکیبی از یک Flash شرور و یک Batman بی‌رحم است و همین باعث می‌شود مهار کردنش به کاری بسیار دشوار تبدیل شود. مقابله با یک speedster به خودی خود ساده نیست، حالا تصور کن این سرعت با ذهنی حسابگر و بی‌رحم همراه شود که هر حرکت را از قبل چند قدم جلوتر دیده است. روایت رسانه‌ای این شخصیت روی همین نکته تاکید می‌کند که بعضی قدرت‌ها وقتی با انگیزه‌های تاریک ترکیب می‌شوند، نه فقط تهدیدی برای دشمنان، بلکه خطری جدی برای خود مفهوم قهرمانی هم به حساب می‌آیند. خلاصه این که The Red Death بیشتر از آن که یک پیروزی در مسیر عدالت باشد، یادآوری تلخی است از این که مرز میان نبوغ و فاجعه گاهی فقط به اندازه یک تصمیم فاصله دارد.

۱. Zur-En-Arrh/Failsafe

در صدر این فهرست، با نوعی ترکیب دوگانه روبه‌رو هستیم که نشان می‌دهد وسواس Batman برای آمادگی، تا چه اندازه می‌تواند به نتیجه‌ای تاریک ختم شود. او که همیشه برای هر سناریویی برنامه دارد، حتی برای فروپاشی ذهن خودش هم راه‌حلی طراحی کرده بود و به همین دلیل شخصیت جایگزینی به نام Zur-En-Arrh را خلق کرد تا اگر از نظر روانی ناتوان یا دچار اختلال شد، کنترل اوضاع را به دست بگیرد. مشکل از جایی شروع می‌شود که اگر Batman برای همه چیز آماده است، این نسخه جایگزین هم همان میزان آمادگی و محاسبه‌گری را دارد. Zur-En-Arrh خیلی زود راهی پیدا می‌کند تا کنترل را نه موقتی، بلکه به شکل دائمی در دست بگیرد و همین نقطه، مرز میان یک تدبیر دفاعی و یک بحران تمام‌عیار را از بین می‌برد. در این چارچوب، مفهوم بتمن جایگزین دیگر یک طرح پشتیبان ساده نیست، بلکه به نیرویی تبدیل می‌شود که می‌تواند خود قهرمان را به حاشیه براند و جای او را بگیرد.

در ادامه این مسیر، پای Failsafe به میان می‌آید، رباتی که تقریبا شکست‌ناپذیر توصیف می‌شود و به طور خاص برای از کار انداختن Batman و هر یک از متحدانش طراحی شده است، آن هم در صورتی که از خطی عبور کنند که تعریفش کاملا به نظر Zur-En-Arrh بستگی دارد. ماجرا به همین هم ختم نمی‌شود، چون Zur-En-Arrh راهی پیدا می‌کند تا کنترل این بدن رباتیک را در دست بگیرد و عملا به یک موجود مستقل و فیزیکی تبدیل شود. ترکیب یک شخصیت جایگزین شرور که تمام حرکت‌های تو را از قبل می‌داند با یک ماشین مرگ ساخته‌شده برای حذف تو، تصویری به‌شدت دیستوپیایی می‌سازد. نتیجه، نسخه‌ای است که نه فقط از بسیاری از بتمن‌های دیگر قدرتمندتر است، بلکه از نظر مفهومی هم ترسناک‌تر به نظر می‌رسد و تا امروز می‌توان آن را قدرتمندترین بتمن جایگزین در این فهرست دانست.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments