-
0/10
نقد و بررسی فیلم گرینلند ۲: مهاجرت – Greenland 2: Migration
سفری مهیج در زمین سوخته
فیلم گرینلند ۲: مهاجرت (Greenland 2: Migration) ثابت میکند که هنوز هم میتوان در ژانر اشباعشده آخرالزمانی، داستان جذاب و مهیجی را روایت کرد. در این مقاله به نقد و بررسی این فیلم میپردازیم و تمام نکات مثبت و منفی این اثر سینمایی را مرور کنیم.
شاید کمتر کسی تصور میکرد که فیلم گرینلند که در سال ۲۰۲۰ میلادی روی پرده سینما رفت، به چنان موفقیتی دست یابد که بعدها دنبالهای برای آن ساخته شود. با این حال، وقتی صحبت از جرارد باتلر شده که دوباره قرار است در دل یک آخرالزمان دیگر سفر کند، ناخودآگاه انتظار یک نمایش سرگرمکننده را دارم و خوشبختانه فیلم سینمایی گرینلند ۲: مهاجرت (Greenland 2: Migration) دقیقا همان چیزی است که باید باشد. این اثر، دنبالهای آبرومند و فراتر از انتظارها برای فیلم نخست بوده که که نه ادعای زیادی دارد و نه مخاطبها را دستکم گرفته است.
در فیلم گرینلند ۲، جرارد باتلر به همراه مورنا باکارین بار دیگر در نقش جان و آلیسون گریتی، فصلی تازه از تلاش برای بقا را رقم بزنند. البته، اینبار، رومن گریفین دیویس نیز در نقش پسرشان، نیتن، به جمع آنها ملحق شده تا درامی کاملتر از یک خانواده سردرگم را شاهد باشیم. داستان فیلم از جایی شروع میشود که پناهگاه امن خانواده گریتی پس از سالها زندگی کلاستروفوبیک، به خاطر حرکت صفحههای تکتونیکی زمین، دیگر امن نیست. از این رو، آنها برای اینکه زندگی دوبارهای برای پسرشان بسازند، مجبور میشوند برای یافتن خانهای جدید، دل به جاده بزنند و به هر نحوری که شده، خودشان را به جنوب فرانسه برسانند؛ محل برخورد دنبالهدار کلارک که شایعه شده محیطی قابل سکونت و پررونق و عاری از سموم و بلایا است!
درست است که فیلم گرینلند ۲ در رده آثار اثر فاجعهمحور قرار میگیرد و طبق قواعد این ژانر، باید انتظار لحظات اغراقآمیز و غیرمنطقی را داشته باشیم؛ اما برگ برنده این فیلم جدا از صحنههای پرهیجان و جنون آمیز، در ریتم تند و تمرکز هوشمندانه روی روابط انسانها به ویژه خانواده گریتی است. برخلاف بسیاری از آثار مشابه که در زرقوبرق جلوههای ویژه غرق میشوند، این فیلم روی سرمایهگذاری عاطفی مخاطب نسبت به سه شخصیت اصلی حساب باز کرده است.
تعلیق فیلم نه از هیولاهای تخیلی، بلکه از دل واقعیت خشن دنیای پسا آخرالزمانی بیرون میآید؛ از خشم مهارنشدنی طبیعت گرفته تا شرارت انسانهایی که برای زنده ماندن به سیم آخر زدهاند. البته، فیلمنامه در پرداختن به بیماری دیابت نیتن کمی کمکاری کرده است. اگر خاطرتان باشد، بیماری دیابت نیتن در فیلم اول حکم بمب ساعتی را داشت، اما در قسمت دوم، این موضوع به حاشیه رفته و گویا فیلمنامه صرفا به اشاراتی گذرا بسنده کرده تا بتواند چالشهای جدیدتری را پیش پای قهرمانانش بگذارد.
فیلم Greenland 2 لزوما مرزها را در صنعت سینما جابهجا نمیکند، اما باید گفت که این فیلم ادامهای هوشمندانه است که احساسات مخاطب را به درستی درگیر میکند و لحظات غافلگیرکننده خوبی را در خود جا داده است. اگر طرفدار بالتر باشید، احتمالا میدانید که پیش از این او به خوبی در نقش پلیس هنرنمایی کرده، اما به لطف گرینلند، او در نقش یک مرد معمولی حتی بهتر به چشم میآید. باتلر در این فیلم با صدای گرم و خشدار و کاریزمای دیدنی خود در قامت یک پدر دلسوز به تنهایی سنگینی بار این دنیای ویرانشده را به دوش میکشد و برای اینکه خانواده خود را نجات دهد، دست به هرکاری میزند. بیراه نیست که بگوییم باتلر در کنار جیسون استاتهام، تنها ستارگانی هستند که هنوز میتوانند چراغ سینمای اکشنهای میانرده را روشن نگه دارند.
بدون تردید، یکی از مهمترین دلایل موفقیت گرینلند، حضور باتلر در این فیلم است. از طرفی، برخلاف شماری از آثار، Greenland بهجای نمایش داستان یکنفر، روی نمایش داستان خانواده گریتی تمرکز دارد. همچنین، حضور و نقش آفرینی بینظیر مورنا باکارین نیز باعث شد تا فیلم اول این مجموهم هم به دل مخاطبها بنشیند. یکی از دلایل اصلی است که فیلم اول به دل نشست، چرا که آلیسون در میانه آشوب جهانی، نه به عنوان یک شخصیت فرعی، بلکه به عنوان یک شخصیت کامل در کانون توجهها قرار داشت. فیلم گرینلند ۲: مهاجرت خوشبختانه اهمیت سه بازیگر اصلی خود و بهویژه پیوند میان جان و آلی را به درستی درک کرده و تعامل این دو کاراکتر و نمایش بینظیر درام خانوادگی، گرینلند ۲ را به یک اثر جمعوجور و خوشساخت تبدیل کرده است.
البته، فیلم Greenland 2: Migration به اندازه فیلم ۲۸ روز بعد (28 Days Later) خشن و بیرحم نیست، اما مانند اکثر فیلمهای آخرالزمانی رولند امریش (Roland Emmerich) هم لوس و بیمعنی نیست. ریک رومن وا (Ric Roman Waugh) در مقام کارگردان، با اعتماد به نفس کامل مسیری میانه را انتخاب کرده که همزمان هم خشن بوده و هم خبری از خونریزی افراطی نیست. سکانسهای مربوط به دره و نردبان، نمونهای عالی از توانایی او در خلق دلهرههای نفسگیر هستند که گویا رگ خواب مخاطبها را به خوبی میشناسد و میداند چطور بدون ریختوپاش اضافی، نفسها را در سینه حبس کند.
در نهایت، باید گفت که دنیای آخرالزمانی جای خود را به دنیای پساآخرالزمانی داده و فیلم گرینلند ۲: مهاجرت به لطف بازیهای خوب و تاثیرگذار جرارد باتلر و مورنا باکارین، خانواده گریتی را دوباره به چالش میاندازد و با نمایش صحنههای دراماتیک، دلهرهآور و غمگین، برای همیشه پرونده دنبالهدار کلارک را به طرز رضایتبخشی میبندد. اگر هم هنوز قسمت اول گرینلند را تماشا نکردهاید، نگران نباشید؛ چرا که این فیلم به تنهایی گلیمش را از آب بیرون میکشد؛ اما دیدن قسمت اول، لذت این سفر پرخطر را دوچندان میکند.
بازی بینظیر جرارد باتل
ریتم و سرعت مناسب داستان
فضاسازی عالی دنیای آخرالزمانی
تنوع مثالزدنی در چالشها
پایان رضایتبخش
صحنههای غیرمعقول
نبود نوآوری نسبت به فیلم اول
نادیده گرفتن بیماری نیتن

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید