-
0/10
فیلم Clayface با روایتی تراژیک از سقوط یک بازیگر، نشان داد که دنیای جدید دیسی برای خلق یک اثر جذاب شرورمحور نیازی به حضور فوری بتمن (Batman) ندارد. در این مقاله، ضمن موشکافی و بررسی پایان داستان فیلم کلی فیس، آینده این ابرشرور در دنیای دی سی و زمان احتمالی ملاقات با بتمن را مرور میکنیم.
تولد کلی فیس در دنیای جدید دی سی (DCU)، قصهای پر فراز و نشیب را از دل تاریکیهای گاتهام آغاز کرد. وقتی خبر ساخت این فیلم به گوش رسید، همه از این انتخاب متفاوت و ریسک بزرگ استودیو شگفتزده شدند. معما آنجا پیچیدهتر شد که هنوز هیچ چهرهای برای پوشیدن لباس خفاش گاتهام یعنی بتمن (Batman) انتخاب نشده بود. هیچکس نمیدانست شهری که قهرمان ندارد، چگونه میخواهد با یکی از خطرناکترین دشمنان تاریخ خود روبهرو شود. با این حال، تیم سازنده مصمم بود تا پتانسیلهای نهفته این شخصیت منفی را در فضایی مستقل به تصویر بکشد؛ اثری که در نهایت ثابت کرد روایت مستقل این شخصیت تصمیمی کاملا منطقی و قابل دفاع بوده است.
تام ریس هریس (Tom Rhys Harries) با ایفای نقش مت هاگن (Matt Hagen) نشان داد که یک قصه خوب میتواند بدون حضور بتمن نیز موفق عمل کند. این اثر به جای پرداختن به نبردهای مرسوم، به ماجراهای تلخ روند دردناک تبدیل یک انسان به یک هیولا میپردازد. مخاطب به خوبی درک میکند که در پس این ظاهر متفاوت و چندشآور، لایههای عمیقی از دردهای انسانی وجود دارد. در واقع، گاهی خطرناکترین تهدیدها، همان انسانهای تنهایی هستند که راه نجات را گم کردهاند. در آخر این قصه، کلیفیس در سایههای گاتهام محو شد تا برای نقشآفرینی در فصل بعدی داستان آماده شود. اما وقتی شوالیه تاریکی از راه برسد، چه کسی در این بازی تقابل پیروز خواهد شد؟ در این مقاله، به بررسی پایان فیلم Clayface و آینده این شخصیت و ملاقات آن با بتمن میپردازیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
کالبدشکافی یک پایان؛ سقوط به اعماق تاریکی و جنون
فیلم با الهام از اپیزود ماندگار شاهکار خشتی (Feat of Clay) از انیمیشن سریالی بتمن (Batman: The Animated Series) که که منبع الهامی برای مایک فلنگن، نویسنده اثر بود، داستان سقوط آزاد و تلخ مت هاگن را روایت میکند؛ بازیگری که پس از یک حمله وحشیانه توسط مافیا، زیبایی و آیندهاش را از دست میدهد و در اوج درماندگی، به سراغ دانشمندی طردشده به نام دکتر کیتلین کور (Dr. Caitlyn Corr) با بازی نائومی اکی (Naomi Ackie) میرود.
دیسی در اینجا سنتشکنی کرده است؛ خبری از ریشههای ماورایی کمیکها یا کرمهای سمی انیمیشن نیست. این بار، فناوری نانو است که برای ترمیم زخمها به پوست هاگن تزریق میشود. اما زیادهروی او در استفاده از این فناوری، نه تنها قدرت تغییر شکل را به او میبخشد، بلکه بذر یک وسواس فکری خطرناک نسبت به دکتر کور را در ذهن بیمارش میکارد.
هاگن پس از انتقامجویی خونین از مافیا و شریک سابقش، حالا فقط به دنبال تصاحب دکتر کور است. او در اوج جنون، خود را به جای نامزد دکتر کور که یک افسر پلیس گاتهام (GCPD) است، جا میزند. اما وقتی دکتر به حقیقت پی میبرد و میفهمد که هاگن نامزدش را کشته است، دنیایش فرو میریزد. او در کمال پریشانی، دکمه نابودی (Kill Switch) فناوری نانو را فعال میکند. در یک سکانس میخکوبکننده، هاگن متورم شده و با همان ظاهر گلی و هیولایی که هواداران منتظرش بودند، در فاضلابهای تاریک گاتهام ذوب شده و ظاهرا از بین میرود.
با این حال، پرده پایانی فیلم غافلگیریهای بیشتری دارد. در حالی که پلیس گاتهام (GCPD) از آزمایشهای دکتر کور و زنجیره قتلهای هاگن مطلع شده، یک رویارویی کوتاه همه چیز را تغییر میدهد. یک فرد بیخانمان دقیقا با همان ژستی که هاگن در ابتدای داستان داشت، به دکتر کور ادای احترام میکند؛ نشانهای دلهرهآور از اینکه هیولا هنوز زنده است. در واقع، هاگن از سیستم انهدام جان سالم به در برده و حالا به همان کلی فیس مخوف و اصیل کمیکها تبدیل شده است. اوج وحشت داستان زمانی رقم میخورد که در فاضلاب، دکتر کور هاگن را در آغوش میکشد؛ اما بلافاصله متوجه میشویم قدرتهای کلیفیس چنان تکامل یافته که میتواند همزمان چند انسان متفاوت را خلق کند و دکتر کور اصلا در آنجا حضور نداشته است! نمای آخر فیلم، با اتمسفری شبیه به بازیهای رزیدنت ایول (Resident Evil)، با غرش این هیولای تمامعیار رو به دوربین به پایان میرسد.
قدم بعدی کلی فیس در دنیای دیسی کجاست؟
بدون شک داستان کلی فیس در دنیای جدید دیسی با این فیلم به پایان نمیرسد و پتانسیل بسیار بالایی برای بازگشت او وجود دارد. جیمز گان (James Gunn) پیش از این با هیجان به طرفداران وعده داده بود که این آخرین باری نیست که کلی فیس را روی پرده میبینید. جالب است بدانید که این فیلم اختصاصی، اولین باری نبود که پای این هیولا به دیسییو باز شد. ما پیشتر او را در سریال انیمیشنی کریچر کماندوز (Creature Commandos) دیده بودیم. در آنجا کلی فیس به تنهایی وارد یک نبرد نفسگیر با ریک فلگ سینیور (Rick Flag Sr.) با بازی فرانک گریلو (Frank Grillo) و اریک فرانکنشتاین (Eric Frankenstein) با بازی دیوید هاربر (David Harbour) شد. هرچند در پایان آن مبارزه، به نظر میرسید که او جان خود را از دست داده است.
اما حالا که فیلم مستقل Clayface اکران شده و داستان تولد این نسخه از موجود گلی را با چشمان خود دیدهایم، ورق برمیگردد. با توجه به اتفاقات فیلم، دیگر برایمان روشن است که کلی فیس به این سادگیها و صرفا با یک برقگرفتگی توسط اریک فرانکنشتاین (Eric Frankenstein) نمیمیرد. دلیلش هم واضح است؛ او در پایان فیلم اختصاصی خودش از شرایطی مشابه و مرگبار جان سالم به در برد. وقتی این قطعات پازل را کنار هم میگذاریم، بقا و آینده کلی فیس در دی سی صددرصد قطعی و تضمین شده است. اما معمای اصلی اینجاست! او در قدم بعدی داستان سر از کجا درمیآورد و چه زمانی قرار است با بتمن روبهرو شود؟
راستش را بخواهید، باید گفت که در حال حاضر هیچکس پاسخ این معما را نمیداند. یکی از مسیرهای داستانی احتمالی این است که کلی فیس دوباره به فصل دوم سریال کریچر کماندوز (Creature Commandos) برگردد. در این سناریو، او میتواند به فهرست اعضای گروه ویژه ام (Task Force M) بپیوندد؛ همان گروهی که در پایان فصل اول معرفی شد و چهرههایی مانند دکتر فسفر (Doctor Phosphorus)، نوسفراتا (Nosferata)، خالیس (Khalis)، ویزل (Weasel)، جی.آی. ربات (G.I. Robot) و کینگ شارک (King Shark) در آن حضور داشتند. هرچند که پیوستن به این تیم فرصت خوبی برای بازگشت اوست، اما بعد از بازی درخشان تام ریس هریس در فیلم مستقلش، حضور او در یک گروه شاید انتخاب درستی نباشد.
گزینه دیگر، پروژهای است که شاید هنوز توسط دیسییو (DCU) معرفی نشده باشد؛ اما اگر بخواهیم واقعبینانهتر نگاه کنیم، محتملترین سناریو این است که کلی فیس نقشی کلیدی در فیلم سینمایی شجاع و جسور (The Brave and the Bold) داشته باشد. یک نکته بسیار مرموز در خود فیلم کلی فیس وجود داشت: در تمام طول داستان، نه تنها هیچ اشارهای به بتمن نشد، بلکه حتی نامی از شرکتهای متعلق به خانواده وین (Wayne) هم به میان نیامد. در دنیای کمیکهای سالهای اخیر، دیدهایم که نسخه باسیل کارلو (Basil Karlo) از شخصیت کلی فیس مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و به عنوان یکی از اعضای تیم بتمن به او پیوسته است. بنابراین، این احتمال وجود دارد که در دنیای سینمایی جدید دیسی هم شاهد تکرار همین ماجرا باشیم.. البته، شکلگیری این اتحاد مستلزم درک و مدارای بسیار بالایی از سوی بتمن است؛ چرا که این نسخه از کلی فیس انسانهایی را به قتل رسانده و به زندان افتاده است. آیا شوالیه تاریکی حاضر میشود چنین قاتلی را در کنار خود بپذیرد، یا گاتهام به زودی شاهد یکی از مرگبارترین رویاروییهای تاریخ خود خواهد بود؟
در مجموع، شاید فیلم کلی فیس بسته شده باشد، اما سرنخهای بهجامانده از فناوری نانو، درهای بیشماری را به روی تئوریهای هیجانانگیز در آینده دیسییو باز میکند. اگرچه تا پیش از این بحث رویارویی مستقیم او با بتمن مطرح بود، اما یک تئوری منطقی این است که منشا علمی قدرتهای هاگن، پای سازمانهای مخوفی مانند لکسکورپ (LexCorp) یا حتی بخشهای تاریک وین انترپرایز (Wayne Enterprises) را به عنوان حامیان مالی این پروژه مخفی به داستان باز کند. از سوی دیگر، توانایی تکاملیافته او در خلق چندین آواتار همزمان، میتواند زمینهساز خط داستانی نفوذ پنهان او در اداره پلیس گاتهام و نهادهای قدرت باشد؛ جایی که هیچکس نمیداند دوست و دشمن واقعی کیست. همچنین، دور از ذهن نیست که شخصیتی مانند آماندا والر (Amanda Waller) از این هیولای فریبنده و غیرقابل ردیابی برای پیشبرد اهداف شوم خود در جوخه انتحار (Task Force X) سوءاستفاده کند. با این اوصاف، کلی فیس DCU به جای یک غول بیشاخ و دم در فاضلاب، پتانسیل تبدیل به یک جاسوس و تهدید امنیتی در بالاترین سطوح دنیای جیمز گان را دارد.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه پایان داستان فیلم Clayface و آینده این ابرشرور در دنیای جدید دی سی چیست؟ به نظر شما آیا این هیولای بیرحم در فیلم شجاع و جسور به مصاف بتمن خواهد رفت یا به عنوان یک متحد در کنار شوالیه تاریکی قرار میگیرد؟ آیا دیسی مسیر اشتباهی را میرود؟ شما تبدیل نمادینترین شروران گاتهام به ضدقهرمانهای قابل ترحم در دنیای DC را چگونه ارزیابی میکنید؟ فراموش نکنید که نظرات و تئوریهای شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید