-
0/10
بهترین بازیهای مترویدوانیا برای افرادی که از گستردگی عناوین جهانباز خسته شدهاند
عناوین شیرین، متخصر و جداب به دور از شلوغیهای معمول جهانباز
در این مطلب به معرفی تعدادی از بهترین بازیهای مترویدوانیا برای افرادی میپردازیم که از شلوغی و گستردگی بیش از حد عناوین جهانباز خسته شدهاند.
این موضوع که یک بازی مترویدوانیا بخواهد یک اثر خطی باشد امری است که از نظر بسیاری شاید یک عقیده نامحبوب به شمار برود. تکتک نمونههای این ژانر روی مرز باریک بین جهانباز و خطی حرکت میکنند. اگرچه گم شدن در یک محیط بیگانه و عجیب میتواند هیجانانگیز باشد اما شاید بسیاری از مخاطبین از تلف شدن وقتشان چندان استقبال نکنند.
به همین دلیل فهرستی از بهترین بازیهای مترویدوانیا را برای آن دسته از گیمرهایی که از شلوغی و محتوای اضافی عناوین جهانباز خسته شدهاند، تهیه کردهایم. به طور خلاصه اینها ماجراجوییهایی کوتاه، جذاب و معمولا کاملاً خطی هستند که در آنها خیلی کم پیش میآید راهتان را گم کنید.
این فهرست شامل ماجراجوییهایی در تاریخ جایگزین، ترکیبی از سبک پینبال، داستانهایی از رباتهای کوچک دوستداشتنی، و سربازانی است که برای جانشان علیه وحشتهای مصر باستان میجنگند. پس بیایید با خیالی آسوده درباره این نمونههای عالی از ژانر مترویدوانیا صحبت کنیم.
بازی Carrion
بازی Carrion به چند دلیل مختلف اثری منحصر به فرد به شمار میرود. اول اینکه یکی از اولین مترویدوانیاهایی است که که تأثیرات عمیق سبک وحشت را مشابه آنچه در فیلمهای علمی تخیلی قدیمی میبینید با خود ترکیب کرده است. دلیل دیگر این است که در این ماجراجویی ترسناک، شما به جای انسانی که با هیولا میجنگد، در نقش خودِ هیولا بازی میکنید؛ ایدهای که به اندازهی کافی نوآورانه بود تا توجه هر گیمری را به منظور تجربه آن جلب کند.
با وجود این جنبههای منحصر به فرد، عنوان Carrion در اصل یک مترویدوانیای سنتی است به این معنا که هرچه بیشتر بازی کنید، قویتر میشوید و از جهشهای ژنتیکی قدرتمند برای به دست آوردن مجموعهای از تواناییهای جدید و وحشتناک استفاده میکنید. بهتر از آن، بازی به شما اجازه میدهد نقاط مهم اطراف را با نوعی رادار پیدا کنید که باعث میشود حتی به مینیمپ هم نیاز نداشته باشید.
در نتیجه، این یک ماجراجویی کوتاه و دلنشین در سبک مترویدوانیا است. مطمئنا ممکن است چند باری راهتان را گم کنید اما بازی با مناطق بیش از حد وسیع و گیجکننده که باعث شود کاملا سرگردان شوید، سرعت شما را نمیگیرد. اگرچه گمان میکنم وجود یک مینیمپ میتوانست کمک بیشتری کند اما این بازی همچنان برداشتی هیجانانگیز و منحصر به فرد از این ژانر است.
بازی Teslagrad Remastered
بازی Teslagrad برای اولین بار برای کنسول Wii U منتشر شد مدتها پیش از آنکه به عنوان نسخه ریمستر شده برای کنسولهای مدرن کاملا بازسازی شود. حتی در آن زمان هم مجذوب این دنیای تاریخِ جایگزین شدم که پر از علمِ عجیب و مضامین دیستوپیایی یا ویرانشهری بود. استودیو رین گیمز (Rain Games) با خلق یک مترویدوانیا که سرشار از حل معماهای عمیق و هیولاهای هولناک بود کار فوقالعادهای انجام داد.
بازی شما را وادار میکند تا از الکتریسیته و مغناطیس به روشهای پیچیدهتری برای بالا رفتن از برج تسلا و شکست دادن تمام باسهایی که بر سر راهتان هستند استفاده کنید. با این وجود بازی Teslagrad Remastered عنوانی نیست که در آن مبارزات زیادی داشته باشید، که البته اتفاق خوبی است؛ چرا که با خوردن تنها یک ضربه، بلافاصله خواهید مرد. در عوض، بازی پر است از طراحیهای هنری خیرهکننده، روایت تصویری و یک سبک مستقل متمایز.
شاید تنها مشکل این بازی بدین شرح باشد که ممکن است در آن بیش از حد راحت بمیرید که میتواند هنگام کاوش در محیط ناامیدکننده باشد. با این حال هرگز در بازی احساس سردرگمی پیدا نمیکنید و شاید کمی معماها برایتان وقتگیر باشند.
بازی Shantae and the Seven Sirens
بازی Shantae and the Seven Sirens از جنبههای بسیاری رویکردی کاملا مشابه با بازی Shantae and the Pirate’s Curse دارد اما آن را در فضای بصری دستی HD و خیرهکنندهای غرق کرده است که تجربه آن را چند برابر لذتبخش میکند.
در واقع سبک طراحی هنری تنها ویژگی مثبتی بود که از نسخه Half-Genie Hero به جا ماند، بنابراین مخاطبین خوشحال بودند که این موضوع به Seven Sirens هم منتقل شد. خود بازی یک مترویدوانیای بسیار روان و سرراست است که میتوانید آن را تنها در چند ساعت کوتاه تمام کنید. همچنین بازی از این جهت که تماما بر استفاده از تغییر شکلهای جادویی یا Genie Transformations برای جابهجایی و مبارزه با دشمنان اصلی تمرکز دارد، نوعی بازگشت به ریشهها محسوب میشود. هرچند باید اشاره کنم که سیستم کارتهای هیولا یک مکانیزم جدیدِ جالب اما دارای نقص بود.
اگرچه Shantae and the Seven Sirens شاید به اندازه بازی Pirate’s Curse در این سری هیجانانگیز نباشد، اما همچنان یک ماجراجویی مترویدوانیای عالی است که حتی زمانی که وقت آزاد زیادی ندارید، به راحتی میتوانید سراغش بروید و آن را به پایان برسانید. طرفداران این مجموعه امیدوار هستند که نسخه بعدی معرفی نشده این سری، بهترین عناصر آن را برداشته و در فضایی تازه پیادهسازی نماید.
بازی Yoku’s Island Express
واقعا هنوز هم برای بسیاری از مخاطبین جای سوال است که ترکیب سبک پینبال و مترویدوانیا چطور جواب داد. تنها چیزی که میتوانم با اطمینان بگویم این است که این ترکیب در بازی Yoku’s Island Express کاملا موفق عمل کرده و خود بازی هم یک ماجراجویی کوچک، جذاب و عجیبوغریب است. این بازی به شکلی عجیب، از نظر سبک و سیاق گیمرها را به یاد Sheepo میاندازد از این جهت که برداشتی بسیار غیرسنتی از این ژانر محبوب ارائه میدهد.
یوکو شاید آن قهرمانی نباشد که انتظارش را داشتیم اما این حشرهی پستچی کوچک قطعا شجاعت خود را ثابت میکند. بهترین بخش ماجرا این است که بازی نه تنها رنگارنگ و سرگرمکننده است، بلکه به شکلی تحسینبرانگیز، ساده و روان طراحی شده است. دلیل اصلی این موضوع آن است که شما در محیطی که اساسا یک دستگاه پینبال غولآساست، در حال غلت خوردن و بالا و پایین پریدن هستید؛ بنابراین واقعا گم شدن در آن تلاش زیادی میطلبد. اگرچه عادت کردن به مکانیزمهای بازی ممکن است کمی زمان ببرد اما همچنان خود را مسحور این ماجراجویی استوایی خواهید یافت.
بازی Islets
اگر هنوز با کایل تامپسون (Kyle Thompson) آشنا نیستید باید در شناخت توسعهدهندگان مستقل بازنگری کنید. او یک بازیساز مستقل و بااستعداد است که تا همین حالا سه بازی در کارنامه دارد و عناوین بیشتری هم در راه هستند. به زبان ساده، او برخی از لذتبخشترین و عجیبترین مترویدوانیاهایی را که در حدود یک دههی اخیر منتشر شده، ساخته است و یکی از آنها نیز بازی Islets نام دارد.
در بازی Islets شما در نقش ایکو بازی میکنید. قهرمانی بلندپرواز که هیچکس باور چندانی به او ندارد. تمام دارایی او یک کشتی هوایی لرزان و یک شمشیر است اما همین برای تبدیل شدن به یک افسانه کافی است. با همین شروعِ محدود، او با جانوران درنده میجنگد، حقیقت جزایر از هم پاشیده را کشف میکند و در نهایت آنها را دوباره به هم پیوند میدهد.
اگرچه قابلیت اتصال مجدد جزایر میتواند کمی چالشبرانگیز باشد چرا که شما را وادار میکند مینیمپها را به روشهایی نوآورانه سرهم کنید، اما هرگز در این بازی احساس سردرگمی واقعی به شما منتقل نمیشود. بهتر از آن، ارتقاهایی که تواناییهای رزمی شما را تغییر داده و تقویت میکنند، باعث شدند گیمپلی حتی روانتر و لذتبخشتر شود. این بازی واقعا یک ماجراجویی مستقل و مجذوبکننده و یکی از بهترین بازیهای مترویدوانیا برای افرادی است که سایر عناوین جهانباز این ژانر دلزده شدهاند.
بازی Momodora: Moonlit Farewell
سری بازی Momodora یکی از عناوین پرطرفدار است که از جمله نسخههای آن میتوان به دو عنوان Reverie Under the Moonlight و البته عنوان Moonlit Farewell اشاره داشت. چیزی که به متمایز شدن این عناوین از سایر مترویدوانیاها کمک میکند، سبک بصری انیمهای و تمرکز ویژهی آنها بر مبارزات بیرحمانه و چالشبرانگیز است.
بازی Momodora: Moonlit Farewell اثری سرشار از طراحیهای هنری خیرهکننده و موسیقی متن اتمسفریک است. این بازی دنیایی آرام و ایدهآل را به تصویر میکشد که در آستانهی نابودی قرار دارد و تنها “مومو” میتواند آن را نجات دهد. در مسیر او هیولاها، ارتشی از شیاطین درنده و غافلگیریهای دیگری وجود دارند. اگرچه شاید در هنگام تجربه این بازی راه خود را گم نکنید اما مواجه با باسفایت بازی، چالش قابل توجهی را در مقابل شما قرار میدهد.
خوشبختانه Moonlit Farewell دارای یک سیستم کاربردی به نام سیجیل است که در آن میتوانید نحوهی مبارزهی مومو را شخصیسازی کنید و در نتیجه بازی را کمی برای خودتان آسانتر کنید. اگرچه کمی غمانگیز است که این آخرین بازی در این سری محسوب میشود، اما حداقل Momodora با این ماجراجوییِ درخشان، کار خود را در اوج به پایان میرساند.
بازی Haiku, the Robot
بازی Haiku, the Robot یکی از آن عناوینی است که بودجه ساخت خود را با کمپینهای حمایت مالی، تامین کرده است. ترکیب دنیای دیستوپیایی با سبک بصری جذاب و کلاسیک رترو مسلما میتواند بسیاری از مخاطبین را به حمایت از آن تشویق کند. اگرچه انتظار برای پروژههایی که با بودجه مردمی ساخته میشوند میتواند طاقتفرسا باشد، اما Haiku قطعا ارزش این انتظار طولانی را داشت.
این بازی شباهت زیادی به Momodora: Moonlit Farewell دارد و پر از جلوههای بصری خیرهکنندهای است که بهراحتی میتوانستند در یک ماجراجوییِ کنسول گیمبوی جای بگیرند اما در عین حال، یک تجربهی کاملا مدرن در سبک مترویدوانیا به شمار میرود. استفاده از تراشهها به منظور ارتقای روبات در کنار قابلیتهای جدید به منظور جابجایی در محیط از نکات برجسته بازی به شمار میروند. بخش ماجرا این است که کسانی که میخواهند بعد از اتمام بازی و دیدن تیتراژ پایانی همچنان به بازی ادامه دهند، میتوانند از دو قسمت محتوای دانلودی رایگان لذت ببرند.
بازی Touhou Luna Nights
ما در حال نزدیک شدن به انتهای لیست بهترین بازیهای مترویدوانیا بدون ویژگی جهانباز هستیم و این یعنی چند بازی بعدی، روانترین و لذتبخشترین گزینههای فهرست هستند. حتی اگر با عناوین سری Touhou آشنایی نداشته باشید اما بازی Touhou Luna Nights همچنان میتواند یک ماجراجویی بهشدت اعتیادآور در مقابل شما قرار دهد.
این بازی طراحیهای هنری غنی را با مبارزات و پلتفرمینگ شدید و اغلب بیرحمانه ترکیب کرده است. بازی حتی سیستم Graze را از نسخههای قبلی Touhou به خط مقدم آورده، هرچند خوشبختانه آن را با قابلیت توقف زمان ترکیب کرده است. شما برای زنده ماندن در این مترویدوانیای بیرحم اما کوتاه، به تمام کمکهایی که میتوانید بگیرید نیاز خواهید داشت بهویژه در نبردهای دیوانهوار با باسها.
بسیاری از عناوین استودیو Team Ladybug در نهایت ارزش وقتی که صرفشان میکنید را دارند. با این حال بازی Touhou Luna Nights یک ماجراجویی مستقل استادانه است و از آن دست بازیهایی است که میتوانید در یک بعدازظهر آن را به پایان برسانید.
بازی Gato Roboto
آن زیباییشناسی منحصر به فرد سیاه و سفید و موسیقی پرشور و پرطمطراق بازی Gato Roboto میتواند به طور مداوم هر مخاطبی را به سمت خود جذب نماید. شاید بازی بیش از حد کوتاه باشد اما با یکی از آن بهترین بازیهای ژانر مترویدوانیا به دور از جنبه جهانباز مواجه هستید که ارزش چندین و چند باره را خواهد داشت.
بازی Gato Roboto داستانی غیرمعمول از یک لباس مکانیکی به نام مکا، یک خلبان آسیبدیده و یک گربهی کوچک است. در ابتدا فضا تیره و تار به نظر میرسد تا اینکه گربه به سمت لباس مکانیکی میدود و شروع به هدایت آن میکند؛ که راستش را بخواهید نباید کسی را غافلگیر کند، چون گربهها موجودات کوچکی به شدت باهوش و مرموز هستند. آنچه در ادامه میآید، یک ماجراجویی جذاب، پر از طنز و مواجهههای عجیب است.
بازی به دو بخش تقسیم میشود: بخشهایی که در آنها لباس زرهی را هدایت میکنید و بخشهایی که باید از آن بیرون بیایید و در نقش گربه به اینطرف و آنطرف بخزید. شاید این موضوع خیلی خاص به نظر نرسد، اما متوجه میشوید که Gato Roboto به شکل باورنکردنیای متعادل است و لذت بسیار زیادی دارد. شاید تنها شکایت واقعی بدین شرح باشد که دوست دارید زمان بیشتری را در این ماجراجویی از استودیو doinksoft سپری کنید و کمی رنگ و لعاب نیز میتوانست ظاهر بهتری به آن ببخشد. با این حال با کنار گذاشتن این موارد، این بازی یک مترویدوانیای حیاتی است.
بازی The Mummy Demastered
شاید برخی از شما از اینکه میبینید The Mummy Demastered رتبه اول را کسب کرده و مدال طلا را به گردن آویخته است، تعجب کنید. اما کسانی از شما که واقعا این بازی را تجربه کردهاند دلیلش را درک میکنند. کل این لیست دربارهی بهترین بازیهای مترویدوانیا بدون محتوای اضافی و خستهکنندهی جهانباز است و The Mummy Demastered یک مترویدوانیای بهشدت روان و منسجم است که از قضا بسیار زیبا و مجذوبکننده هم هست.
استودیو WayForward در طول سالها عناوین مترویدوانیای فوقالعادهای ساخته است و این یکی میتواند حال و هوای بازی قدیمیتری به نام Aliens Infestation را زنده کند. آن هم یک ماجراجویی بسیار کوتاه و دلنشین بود که هیولاهای وحشتناک در همه جای آن حضور داشتند. بازی The Mummy Demastered هم درست مثل یک ترن هوایی هیجانانگیز در برابر گلههای موجودات ماوراءالطبیعه است.
صادقانه بگویم The Mummy Demastered حتی از فیلمی که بر اساس آن ساخته شده بود هم بهتر بود. این بازی نمونهای درخشان از خطی بودنِ صحیح است که با طراحیهای بینظیر و همیشگی استودیو WayForward پشتیبانی میشود. شاید بسیاری آرزو میکردند که با اثر طولانیتری مواجه میشدند اما در هر شرایطی میتوان یک ماجراجویی شیرین و کوتاه را به یک بازی طولانی و خستهکننده ترجیح داد.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید