-
0/10
بهترین نقشهها در بازیهای ترسناک
محیطهایی که در بهبود تجربههای ترسناک این آثار، نقش انکارنشدنی دارند
در این مطلب بهترین نقشهها و محیطهای طراحی شده در بازیهای ترسناک را معرفی و اهمیتشان در ارتقای تجربههای ترسناک خلق شده در این آثار را مورد بررسی قرار میدهیم.
بازیهای ویدیویی وحشت اغلب به خاطر دشمنان هیولاییشان، مانند زامبیها، شهرت دارند اما میتوان استدلال کرد که نقشههای این بازیها نیز در خلق تجربههای فوقالعاده و ترسناک، به همان اندازه اهمیت دارند. برخی از نقشههای بازیهای وحشت نسبتا ساده هستند مانند چند راهرو و اتاق در دمو قابل بازی عنوان P.T، اما این فضاهای کوچک همچنان میتوانند از طریق استفاده مؤثر از صداگذاری و اتمسفر، در کنار حضور هشداردهندهی خودِ هیولاها، تجربههایی هولناک خلق کنند.
در مقابل برخی از بازیهای وحشت نقشههای نسبتا بزرگی دارند که امکان پیمایش مناطق خطرناک از چندین مسیر مختلف را فراهم میکنند. این نقشهها فضایی برای کاوشهای کوتاه ایجاد میکنند و به بازیکنان اجازه میدهند تا در مراحل بعدی بازی با آیتمها و سلاحهای جدید به مناطقی بازگردند که قبلا مسدود بودند و حالا میتوانند به راحتی از آنها عبور کنند.
محیطهای بازی وحشت میتوانند از هر دو نوع طراحی نقشه به طور موثری استفاده کنند. بهترین نقشههای وحشت آنهایی هستند که اجازه میدهند کاوشی تنشزا صورت بگیرد، احساس ناامنی مداوم ایجاد میکنند، از هیولاهای خود برای هوشیار نگه داشتن بازیکنان به شکلی استثنایی بهره میبرند و در کمترین حالت، صحنههایی واقعا ترسناک را به تصویر میکشند. در ادامه به بهترین نقشهها و محیطهای طراحی شده در بازیهای ژانر ترسناک میپردازیم.
10 – بازی Still Wakes the Deep
سکوی نفتی Beira D
کمتر بازی وحشتی یا حتی به طور کلی کمتر داستان ترسناکی وجود دارد که تماما در محیطهای آبی جریان داشته باشد اما یکی از بهترین بازیهایی که وحشت را بر پهنهی دریا به تصویر میکشد، بازی Still Wakes The Deep ساختهی استودیو The Chinese Room است. این بازی که در یک سکوی نفتی فراساحلی به نام Beira D در سواحل اسکاتلند در دریای شمال جریان دارد، یک اثر وحشت روانشناختی اول شخص است که با ایدهی موجودی شبیه به فیلم The Thing روی یک سکوی نفتی معرفی شد و باید گفت که این بازی حتی فراتر از پتانسیلهای این مفهوم ظاهر شده است.
همانطور که محیط منزویِ پایگاه قطب جنوب در فیلم The Thing به عناصر ترسناک فیلم میافزاید، راهروهای تنگ Beira D و موقعیت مخاطرهآمیز آن در میان دریای شمال، شدت تنش را دوچندان میکند چرا که هیچ راهی برای فرار از دست هیولاها وجود ندارد. اگرچه Still Wakes The Deep ممکن است به اندازهی دیگر نقشههای برتر بازیهای وحشت شامل کاوش یا بازگشت به عقب یا بکترک نباشد، اما محیط سکوی نفتی همواره بازیکنان را گوش به زنگ نگه میدارد. زیرا آنها مجبورند در میان راهروهای صنعتیِ باریک حرکت کنند و از ارتفاعات خطرناک بپرند، آن هم در حالی که تلاش میکنند از هیولاهایی دوری کنند که عملا هیچ راهی برای دفاع در برابرشان ندارند.
9 – بازی Outlast
تیمارستان Mount Massive
تیمارستانهای روانی محیطی رایج برای بسیاری از داستانهای ترسناک هستند و احتمالا مشهورترین آنها موسسهای است که نام بازی Batman: Arkham Asylum از آن گرفته شده. اما بدون شک، بهترین استفاده از یک تیمارستان در بازیهای وحشت متعلق به بازی Outlast ساختهی استودیو رد برلز (Red Barrels) است.
عنوان Outlast در تیمارستان خیالی Mount Massive جریان دارد جایی که شخصیت مایلز آپشر خبرنگار تحقیقی، تلاش میکند از آزمایشهای غیرانسانی که روی بیماران انجام میشود سر در بیاورد اما با مکانی کابوسوار روبرو میشود که توسط بیماران مسخشدهای به نام واریانتها تسخیر شده است. جایی که اجساد در همهجا پراکنده هستند و موجودی مرموز به نام والرایدر در آن حضور دارد.
تیمارستان آرکام شاید هرج و مرجزده باشد اما حتی جوکر هم از وحشتِ جاری در مونت مسیو وحشتزده میشد چرا که واریانتها بارها و بارها مردم را تعقیب کرده، مورد حمله قرار داده و مثله میکنند و در این میان، تنها کمدها و کانالهای تهویه پناهگاههای موقتی برای آپشر هستند.
هوش مصنوعی دشمنان در Outlast کمک میکند تا مونت مسیو به یکی از بهترین نقشهها در بازیهای ترسناک تبدیل شود چرا که بازیکنان مجبورند با مخفیکاری و تنها با کمک دوربین فیلمبرداری مجهز به دید در شب خود، مسیر را پیدا کنند تا از دست واریانتها بگریزند و با باز کردن بخشهای مختلف تیمارستان از این جهنم فرار کنند.
8 – بازی Dead Rising 2
شهر Fortune City
سری بازیهای Dead Rising شرکت کپکام به خاطر این مشهور هستند که به پلیر اجازه میدهند عملا از هر چیزی برای مبارزه با گلههای زامبی در مکانهای عمومی شلوغ استفاده کند و با اینکه مرکز خرید ویلامت پارکوی بسیار نمادین است، اما این ادعا مطرح میشود که شهر Fortune City در بازی Dead Rising 2 بهترین محیط در کل این سری است.
بهعنوان یک مجتمع تفریحی و کازینویی، فورچون سیتی صرفا بزرگتر و بهتر از ویلامت است چرا که تنوع بالای مناطق آن اجازه میدهد تا با موقعیتهای گیمپلی منحصر به فرد، گزینههای شخصیسازی بیشتر و تنوع سلاح و آیتم فراتر از آنچه در یک مرکز خرید معمولی یافت میشود روبرو شوید.
برای مثال در نسخه اول Dead Rising بازیکنان فقط اجازه داشتند ماشینها و یک موتور سیکلت را در حیاط مرکز خرید و تونلهای زیرزمینی برانند، اما فورچون سیتی در نسخه دوم به بازیکنان اجازه میدهد موتورسیکلتهای اسباببازی، موتورهای تیغهدار، ماشینها، کامیونها، ویلچرها و گاریها را در داخل کازینوها، در خیابان اصلی و در بخشهای زیرزمینی برانند.
علاوه بر این، سلاخی کردن زامبیها در فروشگاهها و اماکن مختلف فورچون سیتی واقعا لذتبخش است زیرا بازیکنان میتوانند از گیتار، شمشیر و انبوهی از سلاحهای ترکیبی مانند دستکشهای چاقویی، شمشیرهای لیزری و اره برقیهای پارویی استفاده کنند تا هم زامبیها و هم سایکوتها را به شکلی خیرهکننده و اغلب کمدی از پا درآورند.
7 – بازی The Forest
محیط شبه جزیره
گاهی اوقات تنها بودن در یک جنگل به خودی خود به اندازه کافی وحشتآور است به این دلیل که ذهن اغلب با آدم بازی میکند و او را به این فکر میاندازد که کسی یا چیزی در حال تماشای اوست. محیط بازی The Forest یعنی شبه جزیره (The Peninsula) فضایی است که دقیقا بر پایه همین ترس بنا شده است. بازیکنان در بازی The Forest پس از جان سالم به در بردن از یک سانحه سقوط هواپیما، باید برای بقا در محیط جنگلی و معتدل شبه جزیره تلاش کنند؛ درختان را قطع کنند، به شکار حیوانات بپردازند و ابزار بسازند.
با این حال پس از مدتی بازیکنان متوجه حرکات عجیبی در میان درختان میشوند و در نهایت با قبایلی از آدمخواران جهشیافته، خشن و دلهرهآور روبرو میشوند. این موضوع بازیکنان را مجبور میکند که یا از خود دفاع کنند و یا پایگاه خود را به مناطق خلوتتر منتقل کنند.
بازیکنان میتوانند صرفا به ساختوساز و تقویت پایگاه خود در شبه جزیره بسنده کنند اما همچنین میتوانند در آن به کاوش بپردازند تا اسرار جزیره و دیگر هیولاهای کریه انسانی را که در زیر زمین پنهان شدهاند، کشف کنند. این موجودات در نهایت شروع به آزار و اذیت بازیکنان در سطح زمین میکنند تا حسی همیشگی از تنش و انتظار برای حمله اجتنابناپذیر جهشیافتهها ایجاد کنند.
6 – بازی Silent Hill 2
شهر سایلنت هیل
ایالت مین به لطف نوشتههای استیون کینگ همین حالا هم خانهی داستانها و مکانهای وحشتناک متعددی است اما بهترین تجسم وحشتِ این ایالت در قالب بازیهای ویدیویی قطعا متعلق به Silent Hill 2 است که در شهر نمادین و مهآلود سایلنت هیل جریان دارد. شهر سایلنت هیل در طول سالها تصاویر ترسناک متعددی به خود دیده است اما Silent Hill 2 و نسخه بازسازی شدهی سال 2024 آن، در میان بهترین نسخههای ارائه شده از این شهر تا به امروز قرار دارند.
سایلنت هیل سرشار از گوشه و کنارهای دلهرهآور برای کاوش در این شهر هیولازده است؛ نسخه بازسازی نیز مناطق جدیدی را برای جستجو اضافه کرده و بخشهایی را که پیشتر مسدود بودند، در دسترس قرار داده است تا بازیکنان در حین حل معماها، به دنبال آیتمهای جمعکردنی قدیمی و جدید بگردند.
علاوه بر این بازسازی Silent Hill 2 دارای ویژگیهای جدید بسیاری است که کاوش در شهر را جذابتر و در عین حال ترسناکتر میکند؛ مواردی مانند وقوع طوفانها و دشمنانی که اکنون بهتر از محیط استفاده میکنند؛ مثلا مانکنها که خود را تا زمان پیدا کردن فرصتی مناسب برای هجوم به پلیرهای از همهجا بیخبر، پنهان میکنند. نسخه سایلنت ارائه شده در نسخه دوم این مجموعه بدون شک یکی از بهترین نقشهها در بازیهای ویدئویی ترسناک محسوب میشود.
5- بازی Bloodborne
شهر یارنام
بسیاری از بازیهای وحشت معمولا در یک لوکیشن واحد و اغلب در دوران مدرن یا قرن بیستم جریان دارند اما بازی Bloodborne ساخته استودیو فرام سافتور (FromSoftware) در مقایسه با اکثر بازیهای این سبک منحصر به فرد است چرا که در شهر یارنام (Yharnam) روایت میشود؛ شهری که طراحی آن از دوران ویکتوریا الهام گرفته شده است.
مشابه سری بازیهای Dark Souls، دنیای Bloodborne نیز به صورت نیمهجهانباز طراحی شده است. این ساختار به بازیکنان اجازه میدهد تا با باز کردن میانبرهای مختلف به بخشهای گوناگون شهر، جابهجایی در محیط را آسانتر کنند و همچنین به مبارزه با باسهای فرعی بروند که در مسیر اصلی داستان و باسهای اجباری قرار ندارند.
جذابترین جنبهی شهر یارنام، طراحی معماری آن است که کاملا با هر بازی دیگری تفاوت دارد؛ با آن برجهای یکپارچه و غولآسا، خیابانهای شلوغ و کلیساهای پرابهتی که گویی مستقیما از دل یک رمان ترسناک قرن نوزدهمی یا شهرهای قرونوسطایی اروپای شرقی بیرون آمدهاند.
به نوعی این طراحیهای معماری ویکتوریایی و گوتیک کمک میکنند تا مبارزه با باسها در Bloodborne بسیار وهمآورتر و مجذوبکنندهتر شود چرا که تماشای هیولاهای وحشی و حیوانصفت در مکانهای عبادی و آموزشی که زمانی مملو از جمعیت سالم بوده به وحشت سوررئال بازی میافزاید.
4- بازی Resident Evil
عمارت اسپنسر
عمارتهای جنزده یا حداقل ترسناک، خودشان یک کلیشهی کلاسیک در ژانر وحشت هستند و بستر داستانهای ترسناک بیشماری بودهاند اما تا به امروز، بهترین عمارتی که در بازیهای وحشت به تصویر کشیده شده، قطعا عمارت اسپنسر در بازی Resident Evil است.
عمارت اسپنسر نه تنها یکی از بهترین نقشهها و نمادی برای سبک بازیهای ترسناک بوده بلکه نمادی برای کل صنعت ویدئوگیم به شمار میرود به این دلیل که این مکان و به طور کلی مجموعه Resident Evil با استفاده از مبارزات سوم شخص، مدیریت موجودی و حل معما، عملا مکانیزمهای مدرن بازیهای ترس و بقا را تعریف کردند.
اگرچه نسخهی اصلی پلیاستیشن 1 عمارت اسپنسر در زمان خود عالی بود اما شخصا معتقدم نسخهی موجود در بازسازی سال 2002 به مراتب بهتر و برتر است چرا که مناطق جدیدی را برای کاوش اضافه کرد، از جمله مخفیگاه زیرزمینی که خانهی شخصیت تراژیک لیسا ترور بود.
علاوه بر این نسخهی بازسازی شده، کاوش در عمارت را بسیار استراتژیکتر و پرتعلیقتر کرد زیرا زامبیهایی که سوزانده نشوند، بعدا به شکل موجودات درندهای به نام Crimson Heads بازمیگردند و همین موضوع، عبور از راهروهای عمارت اسپنسر را به تجربهای بهمراتب پرآشوبتر و خطرناکتر تبدیل میکند.
3 – بازی Dead Space
کشتی فضایی USG Ishimura
مجموعهی Dead Space ساختهی استودیو ویسرال گیمز (Visceral Games) یکی از بهترین فرنچایزهای وحشت است و با وجود اینکه هر نسخه از این سری محیطهای منحصر به فرد و ترسناک خود را دارد اما بازسازی سال 2023 بازی Dead Space بدون شک بهترین طراحی نقشه را در کل این مجموعه در اختیار دارد.
درست مانند نسخهی اصلی سال 2008، بازسازی Dead Space عمدتا در یک کشتی فضایی از کلاس سیارهخوار به نام USG Ishimura جریان دارد جایی که آیزاک کلارک مهندس CEC، تلاش میکند با موجوداتی زامبیمانند به نام نکرومورفها مبارزه کرده و نامزدش نیکول برنان را پیدا کند.
از آنجایی که Ishimura یک کشتی صنعتی عظیم است، سرشار از راهروهای تاریک و تنگ و همچنین مناطق وسیع با جاذبهی صفر است. این موضوع مواجهه با انواع مختلف نکرومورفها را بسیار شدیدتر میکند، چرا که آنها اغلب از دریچههای تهویهای که در سراسر کشتی پراکنده شدهاند، به بیرون میجهند.
چیزی که نسخهی بازسازیشدهی Ishimura را برتر از نسخهی اصلی میکند، افزایش پیوستگی بین بخشهای مختلف کشتی است که به طراحی آن حالتی شبیه به جهانباز داده است. همچنین معرفی اتاقها و مکانیزمهای جدیدی که نحوهی پیشروی در سکانسها را تغییر میدهند مانند انتخاب بین قطع کردن اکسیژن یا خاموش کردن چراغها در یک بخش تعمیراتی، عمق بیشتری به بازی بخشیده است.
2 – بازی Resident Evil 2
شهر راکون سیتی
شهر راکون سیتی میزبان عناوین متعددی از سری Resident Evil بوده است و به زودی در بازی مورد انتظار Resident Evil Requiem دوباره به آن باز خواهیم گشت اما بدون شک بهترین استفاده از این شهر، قطعا در بازسازی سال 2019 بازی Resident Evil 2 اتفاق افتاده است.
نسخه بازسازی شده Resident Evil 2 اکثر مناطقی را که لیون اسکات کندی و کلیر ردفیلد در نسخه سال 1998 کاوش کرده بودند در خود دارد اما با طراحی مجدد مواجهه با دشمنان و استفاده از دوربین جدید سوم شخص روی شانه، آنها را به طرز چشمگیری بهبود بخشیده است.
به عنوان مثال بسیاری از بخشهای اداره پلیس راکون سیتی یا RPD گسترش یافته و با جزئیات بیشتری طراحی شدهاند تا دشمنان را بهتر پنهان کنند و مبارزات را نسبت به نسخه اصلی، ملموستر و خشنتر جلوه دهند. در همین حال، به تایرانت این بازی به نام مستر ایکس این قابلیت داده شد که آزادانه در محیط RPD پرسه بزند و بازیکنان را در اکثر اتاقها تعقیب کند که این موضوع کاوش در ساختمان پلیس را به مراتب پرتنشتر کرده است.
نسخه 2019 همچنان گزینههای فوقالعادهای برای کاوش و بازگشت به عقب در محیطهای RPD، فاضلاب و آزمایشگاه زیرزمینی آمبرلا ارائه میدهد اما این نسخه مدرن از شهر برای چندین بار بازی کردن بسیار لذتبخشتر و یکی از بهترین نقشهها در بازیهای ترسناک محسوب میشود.
1 – بازی Alien: Isolation
ایستگاه فضایی Sevastopol
کشتی USG Ishimura محیطی فوقالعاده ترسناک برای یک بازی وحشت فضایی است اما بدون شک، رتبهی اول بهترین نقشهها و محیطهای فضایی در بازیهای ترسناک به ایستگاه Sevastopol در بازی Alien: Isolation تعلق میگیرد.
درست مانند ایستگاه ایشیمورا، بازیکنان در اینجا هم میتوانند پس از به دست آوردن ابزارهای لازم برای باز کردن مناطق مسدودشده، عملا وجب به وجب ایستگاه سِواستوپل را کاوش کنند اما برخلاف Dead Space، کاوش در Isolation یک قمار همیشگی است چرا که ژینومورف (Xenomorph) همواره در تعقیب بازیکن است.
بازیکنان میتوانند برای جمعآوری منابع بیشتر یا آیتمهای جمعکردنی به بخشهای قبلی ایستگاه بازگردند اما همیشه باید گوش به زنگ باشند زیرا ژینومورف میتواند از اکثر دریچههای تهویه به پایین بپرد، بیرحمانه بازیکن را تعقیب کند و حتی با تکنیکهای مخفیکاریِ قبلی شما آشنا شود. این موضوع باعث میشود بقا به مهارتی تبدیل شود که مدام باید آن را تکامل دهید.
فارغ از بحث ژینومورف، ایستگاه سِواستوپل تجسم تمامعیار علمی-تخیلی اواخر دهه 1970 است. استودیو کریتیو اسمبلی (Creative Assembly) با دقت وسواسگونهای فیلم اصلی Alien، فایلهای تولید و تکنولوژیهای دهه 70 را مطالعه کرد تا سِواستوپل را به بازنمایی کاملی از آینده از نگاه دههی 70 تبدیل کند.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید