-
0/10
بهترین بازیهای کوآپ از نسلهای مختلف کنسولها
آثاری که تاثیر انکارنشدنی بر عناوین پس از خود داشتند
در این مطلب نگاهی به بهترین بازیهای کوآپ از نسلهای مختلف کنسولها و تاثیراتی که بر عناوین پس از خود داشتند خواهیم داشت.
اگرچه شاید آنطور که شایسته درباره این موضوع صحبت نشود اما این حقیقت انکارناپذیر بوده که بازیهای ویدئویی دارای ابعاد اجتماعی و جمعی عمیقی هستند، حتی زمانی که به صورت تکنفره تجربه شوند تجربهی زیستن در یک ماجراجوییِ مشابه، به طور ذاتی تجربهای مشترک است؛ به ویژه با ظهور اینترنت که در آن همهی ما نظرات و احساساتمان را با هم در میان میگذاریم تا دربارهی بازیهایی که از آنها لذت میبریم، به گفتگو بپردازیم.
با این حال شکی وجود ندارد که هیچ نوع بازی دیگری بهتر از آثار کوآپ یا همکاریمحور، این توصیف را تجسم نمیبخشد. آثاری که هستی و بقای آنها کاملاً به حضور بازیکن دوم، سوم یا حتی چهارم وابسته است تا به آن تجربه معنای کامل ببخشند.
از زمان آغاز به کار صنعت بازیهای ویدیویی، ما شاهد آثار بیشماری بودهایم که رویکردی کاملا متضاد با عناوین تکنفره داشتهاند. در همین راستا در ادامه لیستی از نه مورد از بهترین بازیهای کوآپ در تمامی نسلهای کنسولها تهیه کردیم که البته ترتیب نسلهای کنسولی در آن لحاظ نشده و از هر نسل بهترین بازی انتخاب و بنا بر کیفیت و تاثیری که داشته، رتبهبندی شده است.
9 – بازی Pong Doubles
اگرچه هر نسل از کنسولها با آزمایشگریهای عمیقی همراه بوده است اما هیچ کدام با اولین نسل قابل مقایسه نیستند زیرا در آن دوران، مطلقا هر ساختهای، مانند بازی Pong Doubles به ذاتِ خود نوآورانه محسوب میشد. پس از موفقیت نسخهی اصلی بازی Pong شرکت آتاری (Atari) تصمیم گرفت با عرضه عنوان Pong Doubles دامنهی نفوذ خود را گسترش دهد. عنوانی که به سادگی تعداد بازیکنان در دسترس را دو برابر کرد و به تبع آن، لذت بازی را نیز دو چندان ساخت.
البته مقایسهی پیچیدگیِ همکاری یا کوآپ در این بازی با آنچه در سالهای بعد به سرعت ظاهر شد منصفانه نیست. بنابراین فکر میکنم مناسبتر است که آن را با توجه به تأثیرش در فضای اولیه و دستنخورده بسنجیم، جایی که امکانات در آن بیپایان بود. همه ما عمدتا نسخهی پیشین آن را به یاد میآوریم، اما Pong Doubles نشان داد که چگونه بسیاری از بازیهای ویدیویی را میتوان صرفا با حضور افراد بیشتر بهبود بخشید. حقیقتی که بارها و بارها حتی تا به امروز، شاهد تأیید آن بودهایم.
8 – بازی Wizard of Wor
نسل دوم کنسولها با خود افزایش قابل توجهی در پیچیدگی گیمپلی و عناصر دیداری – شنیداری نسبت به نسل قبل به همراه داشت و فکر نمیکنم مثالی بهتر از Wizard of Wor برای این موضوع وجود داشته باشد. این بازی با مراحلی شبیه به هزارتو که یادآور Pac-Man بود، طراحی صوتی و زیباییشناسیِ بسیار دقیقتر، سیستم امتیازدهی که به مهارت و تداوم پاداش میداد و حتی چالشهای اضافی برای دوبرابر کردن امتیاز، به سادگی یک جهش کیفی تمامعیار محسوب میشد.
این موضوع در رابطه با بازی Pong Doubles چندان پررنگ نبود اما با ظهور بازی Wizard of Wor ولعی برای بازی همکاریمحور به وجود آمد که امروز تقریباً غیرممکن به نظر میرسد؛ تا جایی که مردم برای بازی کردن آن، مدرسه را رها میکردند.
این موضوعی بود که بسیاری از فرزندان از زبان والدین خود شنیده بودند که به دلیل بازی Wizard of Wor از درس و مشق خود غافل شده بودند و بسیاری از همین والدین، تجربه این بازی را در برابر کودکان خود نیز قرار دادند.
7 – بازی Teenage Mutant Ninja Turtles
شاید در طول سالیان اخیر شدت محبوبیت مجموعه Teenage Mutant Ninja Turtles کمرنگ شده باشد، اما زمانی وجود داشت که به واسطه پخش انیمیشنها و ساخت بازیها و البته محصولات مختلف، کودکی و نوجوانی افراد بسیاری با لاکپشتهای نینجا سپری شد و در همان زمان، بازی Teenage Mutant Ninja Turtles را به همراه دوستان خود تجربه میکردند.
این موضوع که هر کدام از افراد حس میکردند تجسم یکی از لاکپشتها هستند، توانایی پرتاب کردن دشمنان به هوا با فنون مختلف، لایی کشیدن از میان انواع حملات و خطرات محیطی، نجات دادن رهگذران بیگناه و شکست دادن باسهای به شدت دشوار، چیزی فراتر از یک رویای ناب نبود.
عمق انیمیشنها، این که هر ضربه تا چه اندازه واقعی به نظر میرسید و این توانایی که همه آن شخصیتها، افکتها و اصوات روی صفحه نمایش داده شود، بدون آن که کنسول NES از هم بپاشد شدیدا تاثیر گذار و برای مخاطبین آن زمان شگفتانگیز بود.
نسل سوم کنسولها شروع به نمایش بارقههایی از تکاملی کرد که حتی امروز هم تأثیرگذار است؛ چرا که ما هنوز هم بازیهایی را میبینیم که سعی دارند زیباییشناسی و حس و حال آن دوران را شبیهسازی کنند و عناوینی مثل Teenage Mutant Ninja Turtles به خوبی نشان میدهند که چرا آن دوران اینقدر ماندگار شد.
6 – بازی Star Wars Episode I: Jedi Power Battles
شاید برخی از مخاطبین به دلیل عدم آگاهی از چگونگی ذخیره بازی Star Wars Episode I: Jedi Power Battles، تعداد بیشماری تلاش کردند تا آن را به اتمام برسانند اما در نهایت نیز موفق نبودند. با این حال مخاطب نیازی به تمام کردن بخش داستانی نداشت تا متوجه شود یکی از بهترین بازیهای کوآپ و همکاریمحور را در تمام دوران کنسولها تجربه میکند. اثری که یکی از محبوبترین تجربیات روی کنسول دریمکست و کنسول پلیاستیشن به شمار میرود.
حتی بدون اینکه طرفدار پرپاقرص Star Wars باشید هر مرحله یک نمایش خیرهکننده بود؛ با دشمنانی منحصر به فرد و سکانسهای مبارزهی تماشایی که در آن، فیلمها در مقایسه با حسی که موقع جنگیدن در نقش یک جدای داشتید رنگ میباختند.
محیطها عمیق و درگیرکننده بودند، باسها چالشبرانگیز و خاص طراحی شده بودند، و آن حس سرخوردگیِ همیشگی از ناتوانی در رد شدن از Giant Worm همواره بسیاری از مخاطبین را آزار میداد. بنابراین با تمامی احترامی که آثاری چون بازی The House of the Dead 2 برخوردار هستند، کاملا میتوان مطمئن بود که Jedi Power Battles خارقالعادهترین بازی کوآپ در نسل ششم به شمار میرود.
5 – بازی Overcooked! 2
فکر کردن به بهترین بازی همکاریمحور نسل گذشته کار دشواری است، چون احتمالا این نسلی بود که بیشترین عناوین را در این سبک به خود دید اما میتوان روی این موضوع اتفاق نظر داشت که هیچ گزینهای شایستهتر از بازی Overcooked! 2 نیست.
در نهایت، اگر ارزش بهترین بازیهای کوآپ را بر اساس تواناییشان در هدیه دادن ساعتها سرگرمی در کنسولها و پلتفرمهای مختلف به افراد بسنجیم، به جزئت میتوان اظهار داشت که هیچ اثری به اندازهی این عنوانِ “حرصدرآر اما شگفتانگیزِ” آشپزی، جهانی و قابلدسترس نبوده است.
اگر به همراه خانواده، دوستان و حتی افراد غریبه به تجربه آن بنشینید، سهولتی که این بازی در ایجاد ارتباط و اعتماد و یا حتی بحثهای جذاب ایجاد میکند، فراتر از هر محصول سرگرمی و تعاملی دیگری است که تا به حال دیدهاید. حتی در میان مواردی که دقیقا در سبک بازیهای دورهمی طبقهبندی میشوند.
اگرچه میتوان بازیهای چندنفرهی پیچیدهتر یا عمیقتری را تصور کرد اما تجربهی کوآپ نسل گذشته، نمایندهای شایسته و منسجم در Overcooked! 2 پیدا میکند. اثری که تواناییاش در متحد کردن و همزمان به جان هم انداختن خانوادهها همچنان بیرقیب است.
4 – بازی Streets of Rage 2
حتی اگر از طرفداران متعصب سبک بیتمآپ نیز نباشید، با این حال هرگز نمیتوانید اهمیت انکارنشدنی بازی Streets of Rage را در دوران دهه 90 میلادی نادیده بگیرید. اثری که به جرئت میتواند بهترین بازی در تاریخ سبک خودش خطاب کرد.
در واقع این احساس وجود دارد که بازی مورد بحث هر آنچه را که در Teenage Mutant Ninja Turtles تحسین میکردیم، برداشته و به شکلی تصاعدی تقویت کرده است؛ با موسیقی متنی خیرهکننده، شخصیتهای متعدد و متمایز، و یک سیستم مبارزهی بینظیر که تنوع نقشهها، دشمنان و حرکات آن عملا رقیبی ندارد.
آن زمان تعداد بازیهای سبک بیتمآپ در بازار زیاد بودند اما هیچ کدام حتی نزدیک به این نشدند که تجربهای ماندگارتر و سرگرمکنندهتر از Streets of Rage 2 را چه به صورت همکاریمحور و چه به صورت تکنفره ارائه کنند.
اگرچه در طول سالیان اخیر تعداد بازیهای این ژانر به طور قابل توجهی کاهش یافته اما بعید است هنوز بتوانید اثری را در ایم سبک پیدا نمایید که نه تنها بتوانید تا این اندازه تاثیرگذار باشد بلکه از بسیاری جهات به جذابیتهای این بازی دست پیدا کند.
3 – بازی Perfect Dark
عبارت “باید آنجا میبودی تا درک میکردی” معمولا کلیشهای است اما وقتی صحبت از تجربهی Perfect Dark در زمان عرضهاش میشود، واقعاً هیچ راه دیگری برای توصیف آن شکوه وجود ندارد. اگر به هر جنبهای که بهترین بازیهای شوتر اول شخص تاریخ را متمایز میکند فکر کنید، بدون شک همهی آنها را در اینجا پیدا خواهید کرد: یک بخش داستانی خیرهکننده که میشد آن را دو نفره بازی کرد، گرافیکی که در زمان خود در بالاترین سطح ممکن بود، تعداد گزینههای گیمپلی که به شکلی جنونآمیز زیاد بود، هوش مصنوعی دشمنان که واقعا هوشمندانه به نظر میرسید و دوز بالایی از اکشن که تا آن زمان بیسابقه بود.
میتوان ساعتها نشست و تکتک جزئیاتی را که Perfect Dark را به یکی از بینقصترین و منحصر به فردترین شوترهای کل تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل میکند، خلاصه کرد اما برای پوشش دادن همهی آنها حتی یک مطلب مستقل به صورت کامل نیز شاید حق مطلب را تماما برای آن ادا نکند.
تجربه این بازی برای اولین بار به صورت Split-screen بسیاری از مخاطبین را به وجد آورد. ساخته استودیو ریر (Rare) یکی از تاثیرگذارترین عناوین شوتر اول شخص تاریخ و یکی از بهترین بازیهای کوآپ کنسولها به حساب میآید.
2 – بازی Split Fiction
سیر تکامل آثار استودیو هیزلایت (Hazelight) در هر کدام از بازیهایشان بسیار شگفتانگیز بوده به طوری که پیشرفتی که هر کدام از آثار آنها از بعد از بازی Brothers: A Tale of Two Sons ارائه کرده مثالزدنی محسوب میشود. به همین دلیل بسیاری از مخاطبین بازی Split Fiction را کمال نهایی فرمولی میدانند که بیش از یک دهه ویژگی اصلی این استودیو و توسعهدهندگان آن بوده است. اثری که توانسته با وجود جاهطلبی و تکامل زیاد، به ارزشهای خود وفادار بماند.
پس از تجربه بازی It Takes Two، شاید مخاطبین تصور میکردند که ایدههای این استودیو به انتها رسیده اما جوزف فارس (Josef Fares) و تیمش باری دیگر نشان دادند که تا چه اندازه در ارائه تجربهای ناب و داستانگویی در این ژانر مهارت دارند و نتیجه، باز هم قرار گرفتن در میان بهترین بازی سال بود.
از اینجا به بعد به نظرم بازی خودش صحبت میکند و هر کسی که آن را تجربه کرده باشد، به خوبی درک میکند که چرا تا این حد مورد احترام است. عنوان Split Fiction در میان بزرگترین شگفتیهای همکاریمحوری قرار میگیرد که از ابتدای پیدایش صنعت تعاملی تا به امروز منتشر شده است، و به نظر نمیرسد برای اثبات شکوه آن به استدلال بیشتری نیاز باشد.
1 – بازی Left 4 Dead 2
واقعا باورنکردنی است که تقریبا هر کاری که استودیو ولو (Valve) انجام داده، مدعی جدی برای کسب عنوان بهترین در سبک خودش است؛ و این موضوع بدون شک در مورد Left 4 Dead 2 در دنیای بازیهای شوتو چندنفره کوآپ صدق میکند.
بیش از پانزده سال از زمانی که این بمب خبری بازار بازیهای ویدیویی را تکان داد میگذرد و از آن زمان تاکنون، این بازی جایگاه خود را در قلهی تجربههای همکاریمحور رها نکرده است؛ فرقی نمیکند چه بازیهای دیگری عرضه شده باشند، Left 4 Dead 2 همچنان بدون کوچکترین آسیبی بر تخت پادشاهی تکیه زده است.
سال به سال، این عنوان در میان پربازیکنترین بازیها باقی میماند، صرفا به این دلیل که ساختار آن بینقص عمل میکند؛ با گیمپلی، هوش مصنوعی و سیستمهای همکاری مکانیکی که با دقت تمام صیقل داده شدهاند تا تضمین کنند هر ثانیه بهتر از ثانیهی قبل باشد، حتی پس از 2000 ساعت بازی کردن.
نمیدانم چند پروژه سعی کردهاند آنچه را که Left 4 Dead 2 به نظر میرسد بدون تلاش و به راحتی به دست آورده، تقلید کنند، اما هیچکدام موفق نشدهاند. مسلما تلاشهای بسیار خوبی صورت گرفته، اما مبارزه با زامبیها به همراه سه دوست در این ایالات متحدهی پساآخرالزمانی، پادشاه بلامنازع ماجراجوییهای همکاریمحور باقی مانده است.
از بسیاری جهات میتوان اذعان داشت که بهترین بازی چندنفرهای که استودیو ولو تاکنون ساخته، بازی Dota 2 است اما وقتی صحبت از همکاری یا تجربه کوآپ به میان میآید، سادگی و عمق عجیبی در این بازی وجود دارد که نمیتوان چیزی بهتر از آن را در نسل هفتم یا فراتر از آن تصور کرد. عنوان Left 4 Dead 2 استانداردها را مجددا تعریف کرد و سال به سال به تأثیرگذاری بر هزاران بازی چندنفره ادامه میدهد؛ بنابراین فکر میکنم میراثش به تنهایی گویای همه چیز است.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید