دومین تریلر فیلم Avengers: Doomsday
بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی
1%
  • 0/10

بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی

گمشده در زمان

بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی ۰ 4 ساعت قبل مقالات جانبی انیمه کپی لینک

بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی، مرزهای مرسوم قصه‌گویی را به چالش می‌کشند و تجربه‌ای فکری و منحصر به‌فرد ارائه می‌دهند.

بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی، مرزهای مرسوم قصه‌گویی را به چالش می‌کشند و تجربه‌ای فکری و منحصر به‌فرد ارائه می‌دهند. این آثار با کنار گذاشتن توالی زمانی مستقیم، از تکنیک‌هایی مانند بازگشت به گذشته، فلش‌فوروارد، تکرار وقایع از زوایای مختلف و ساختار دایره‌ای یا موازی بهره می‌برند. چنین رویکردی نه تنها بر پیچیدگی طرح داستان می‌افزاید، بلکه درک عمیق‌تری از انگیزه‌های شخصیت‌ها، روابط علت و معلولی پنهان و درون‌مایه‌های اثر ایجاد می‌کند. بیننده به‌صورت فعال در کشف و تجمیع تکه‌های پازل روایی درگیر می‌شود. این سبک روایت، غالباً برای بازتاب ساختار خاطره، جریان سیال ذهن یا بیان مفاهیمی فلسفی درباره‌ی زمان، سرنوشت و ادراک انسانی به کار می‌رود و اثری ماندگار و تأمل‌برانگیز خلق می‌کند.

Summertime Render

انیمهٔ سامرتایم رندر، اقتباس‌شده از مانگای محبوب شینیچی فودوشیما، ترکیبی استادانه از ژانرهای تریلر روان‌شناختی، معمایی و فراطبیعی است. داستان حول محور «شینپی آکی» می‌گردد که پس از مرگ مشکوک خواهرش، به زادگاهش در جزیرهٔ هیتوگاشیما بازمی‌گردد. او به سرعت درگیر معمایی ترسناک می‌شود که ساکنان جزیره را تهدید می‌کند. کشف قدرت «چشم بازآفرین» که با هر مرگ، او را چند دقیقه به گذشته بازمی‌گرداند، هستهٔ مکانیکی جذاب داستان را شکل می‌دهد. این چرخهٔ مرگ و بازگشت، تعلیقی بی‌امان و فرصتی برای حل تدریجی معمای پیچیدهٔ دشمنان فراطبیعی به نام «سایه‌ها» ایجاد می‌کند.

فراتر از عناصر هیجان‌انگیز، انیمه سامرتایم رندر روایتی عمیقاً انسانی از سوگواری، تکاپو برای نجات عزیزان و پذیرش گذشته ارائه می‌دهد. شخصیت‌پردازی قوی، به‌ویژه رابطهٔ شینپی با «اوریشیو هیشیگاتا»، به داستان بعد عاطفی قدرتمندی می‌بخشد. انیمه با ترکیب هوشمندانهٔ خرده‌فرهنگ جزیره، اساطیر محلی و تعقیب‌وگریزهای پرتنش، اثری چندلایه خلق می‌کند که تا آخرین لحظه بیننده را مجذوب نگه می‌دارد. در نهایت، سامرتایم رندر با پایانی منسجم و رضایت‌بخش، نه فقط به عنوان یک تریلر مهیج، بلکه به‌عنوان داستانی دربارهٔ قدرت اراده و پیوندهای انسانی ماندگار می‌شود.

Erased

یکی دیگر از بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی، داستان شناخته شده با نام Erased می‌باشد. زمانی که یک اتفاق غم‌انگیز در شرف رخ دادن است، ساتورو فوجینوما (Satoru Fujinuma) متوجه می‌شود که به چند دقیقه قبل از وقوع آن حادثه بازگشته است. این کارکتر پس از آن حادثه متوجه می‌شود که توانایی سفر در زمان را دارد؛ اما تنها می‌تواند چند دقیقه و یا در بهترین حالت، تنها چند روز، به زمان گذشته برگردد. با این حال، او یک روز متوجه می‌شود که به سال ۱۹۸۸ برگشته است؛ زمانی که او تنها یک دانش آموز دبیرستانی بود.

ساتورو فوجینوما یک راز تاریک را کشف می‌کند. او به گونه‌ای متوجه می‌شود که همکلاسی او به مرگ طبیعی جانش را از دست نداده است؛ او در واقع توسط مردی ربوده و کشته شده است. ساتورو سپس پی می‌برد که با جثه کوچکی که دارد نمی‌تواند از دوستش محافظت کند. پس او نیاز دارد که نقشه‌ای هوشمندانه داشته باشد تا به کمک آن بتواند مجرم را بگیرد و جان دوستش را نیز نجات دهد و از کشته شدن او جلوگیری کند. به این ترتیب، او تمام تلاشش را می‌کند تا راهکاری برای تغییر سرنوشت دوستش بیاید.

Mushishi

«موشی-شی» (Mushi-Shi) یکی از آن آثار کم‌نظیری است که ژانر برشی از زندگی را از قالب‌های متعارف مدرن و مدرسه‌ای خود رها ساخته و به قلمرویی شاعرانه، باستانی و عرفانی می‌برد. داستان این انیمه که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی شناخته شده است، در گذشته‌ای نامشخص و عمدتاً در روستاهای دورافتاده و طبیعت بکر ژاپن جریان دارد و با دنبال کردن سفرهای «گینکو»، قهرمان تک‌رو و آرام اثر، در هر فصل چشم‌انداز تازه‌ای از مناظر خیره‌کننده و اسرارآمیز را به نمایش می‌گذارد.

عنوان اثر به موجوداتی به نام «موشی» اشاره دارد که هستی‌های روح‌گون و باستانی‌اند و در مرز بین جهان ملموس و ناملموس در جریان هستند. این موجودات نه خوب‌اند و نه بد؛ صرفاً بخشی از نظم طبیعی پیچیده‌ای هستند که اغلب از درک انسان خارج است. گینکو، به عنوان یک «موشی-شی» (دانشمند موشی)، نه یک قهرمان مبارز، بلکه یک مشاهده‌گر و واسطه‌ی فهیم است. هدف اصلی او نه نابودی، بلکه درک این موجودات و یافتن راه‌حل‌هایی هماهنگ با طبیعت برای تعارضات گاه‌به‌گاه میان موشی و انسان است. این رویکرد فلسفی، اثر را از بیشتر انیمه‌های فراطبیعی متمایز می‌سازد.

The Tatami Galaxy

انیمه The Ttatami Galaxy که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی شناخته شده است، از سبک هنری بسیار خاصی برخوردار است و نگاهی منحصر به فرد به تاثیر جهان‌های موازی در زندگی افراد مختلف دارد و به همین خاطر نیز، در مدت زمان کوتاهی موفق به جذب طرفداران بسیاری در سراسر جهان شد. این داستان در رابطه با یک دانشجوی بی‌نام است که در دانشگا کیوتو (Kyoto) توکیو مشغول به تحصیل می‌باشد.  

قهرمان و شخصیت اصلی داستان The Tatami Galaxy  که در نقش یک دانشجو ظاهر می‌شود، به دلیل آنکه از وضعیت فعلی خود به هیچ عنوان رضایتی ندارد، بارها و بارها، خود را در سناریوهای غیرواقعی تصور می‌کند که در باشگاه‌های مختلف دانشگاه شرکت کرده و عضو آنها می‌شود؛ اما با این حال، در نهایت هربار مجبور می‌شود تا به دنیای واقعی خود بازگردد و با مسائل حقیقی دست و پنجه نرم کند. داستان انیمه The Tatami Galaxy در رابطه با این مسئله است که چگونه هر کدام از تصمیمات افراد، می‌تواند به شیوه‌های مختلف زندگی آن فرد را تحت تاثیر خود قرار دهند.

Durarara

خط داستانی انیمه زیبای شناخته شده با نام Durarara که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی به شمار می‌رود، آشفتگی و پیچیدگی‌های جرایم سازمان یافته را به دوران عصر مدرن می‌برد. قهرمان و شخصیت اصلی این داستان که “میکادو ریوگامین” (Mikado Ryugamine) نام دارد، شخصیتی آرام و متین دارد. او که اکنون به دنبال هیجان است، تصمیم می‌گیرد به “ایکبوکورو” (Ikebukuro) نقل مکان کند. نزدیک‌ترین دوستش که در داستان با نام “کیدا” (Kida) شناخته شده است، از تصمیم او حمایت می‌کند و با خوشحالی می‌پذیرد تا او را با منطقه آشنا کند؛ اما کیدا به او در رابطه با افراد آنجا هشدار می‌دهد تا مراقب باشد زیرا که این منطقه مملو از باندهای شرور و شخصیت‌های دردسرساز است. 

خط داستانی انیمه Durarara به گونه‌ای است که ممکن است با یکبار دیدن آن، همه چیز روشن و واضح نباشد، زیرا نحوه درهم تنیدگی موضوعات داستان بسیار پیچیده است و به همین خاطر نیز، بسیاری از بینندگان، بیشتر از یک بار این انیمه زیبا را تماشا کرده‌اند. جنگ باندهای Yellow Scarves، Blue Squares و Dollars تنها بخش کوچکی از درگیری‌هایی است که در این منطقه اتفاق می‌افتند، زیرا زمانی که یاکوزای واقعی در داستان ظاهر می‌شود، پی می‌بریم که همه این اتفاقات تنها بخشی از طرح جانبی کارکتر دیگری هستند.

The Garden Of Sinners

انیمه شناخته شده با نام The Garden of Sinners یک فرانچایز فیلم ۸ قسمتی است که با چند فیلم OVA نیز همراه است. خلاصه کردن خط داستانی این انیمه ممکن است تا حدودی دشوار باشد، اما به طور کلی می‌توان گفت که داستان آن در رابطه با آژانسی است که ماموریت بررسی پرونده‌های فراطبیعی را دارد. با این حال، این توصیف ممکن است باعث شود که این انیمه بسیار معمولی‌تر از آنچه هست به نظر برسد.

قهرمان داستان انیمه شناخته شده با نام The Garden of Sinners Movies که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی به شمار می‌رود، توانایی دیدن خطوط مرگ دیگران را دارد و جالب است بدانید که این توانایی کل موجودیت این کارکتر را تعریف می‌کند. نکته‌ای که باید در نظر بگیرید این است که اگر باغ گناهکاران را به ترتیب درست آن نبینید، می‌تواند گیج‌کننده، طاقت‌فرسا، کند و خسته‌کننده باشد. اما با این حال، دیدن درست آن، تجربه‌ای خارق‌العاده از داستان‌های جذاب با کارکترهای پیچیده را فراهم می‌آورد که می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد.

Boogiepop Phantom

انیمهٔ بوگی‌پاپ فانتوم، محصول سال ۲۰۰۰، اثری منحصربه‌فرد در ژانر روان‌شناختی و فراطبیعی محسوب می‌شود. این مجموعه با به‌کارگیری روایتی غیرخطی و چندپاره، داستان مجموعه‌ای از شخصیت‌های به‌هم‌پیوسته را پس از وقوع حادثه‌ای مرموز در آسمان شهر روایت می‌کند. فضاسازی تاریک و رویایی، همراه با موسیقی متن اتمسفریک، بیننده را مستقیماً در احساس سردرگمی، تنهایی و خاطرات سرکوب‌شدهٔ شخصیت‌ها غرق می‌سازد. بوگی‌پاپ، به‌عنوان نمادی از مرگ یا دگرگونی، در کسوت یک شبح شهری ظاهر می‌شود و نقش تنظیم‌کننده‌ای را ایفا می‌کند که به آرامی حقایق را آشکار می‌سازد.

بوگی‌پاپ فانتوم را می‌توان بیش از هر چیز کاوشی عمیق در روان انسان‌ها دانست. ترس‌ها، امیال و پیامدهای انتخاب‌های افراد در دنیایی پسا-رویداد، هستهٔ مرکزی درام را تشکیل می‌دهند. انیمه با مهارت کامل، از عناصر ماوراءطبیعی به‌عنوان استعاره‌هایی برای مسائل درونی شخصیت‌ها استفاده می‌کند. اگرچه روایت پیچیده و عمداً مبهم آن ممکن است برای برخی چالش‌برانگیز باشد، اما درنهایت بیننده را با تصویری غنی و به‌یادماندنی از تلاش انسان برای یافتن معنا در میان آشفتگی و زوال، تنها می‌گذارد.

Baccano

یکی دیگر از بهترین انیمه ها با روایت غیرخطی، انیمه بسیار جذاب و دیدنی “Baccano” می‌باشد که تنها پس از مدت زمان کوتاهی، به صورت گسترده‌ای، نه تنها در ژاپن، بلکه در سراسر جهان شناخته شد. داستان این انیمه در رابطه با دوران طلایی و اوج جرایم سازمان یافته در آمریکا است. این انیمه شامل سه خط داستانی مختلف می‌شود که همه آن‌ها حول محور باند جنایتکاران و مافیا است.

در انیمه Baccano، هر خط داستانی روایت خانواده مافیایی متفاوتی را بازگو می‌کند. این انیمه بر اساس رمانی ساخته شده است که موفق به کسب جایزه نوبل شد. وقایعی که در خطوط زمانی مختلف این داستان رخ می‌دهند، در ابتدا، چه از نظر زمانی و چه از نظر مکانی به نظر می‌رسند که به یکدیگر مربوط نباشند، اما با پیش رفتن داستان، می‌توانیم به این موضوع پی ببریم که همه این‌ وقایع و رخدادها تنها بخشی از یک داستان بسیار بزرگتر است. در این انیمه، موضوعات کیمیاگری، بقا و جاودانگی با مافیاهای قدرتمند جاه‌طلب که برنامه‌های پنهان خودشان را در سر دارند، با همدیگر ادغام شده‌اند و در نهایت باعث به وجود آمدن یک شاهکار هنری شده‌اند.

The Melancholy Of Haruhi Suzumiya

اگر یک نظر سنجی انجام می‌شد برای اینکه ببینیم چند درصد از مردم به موجودات فضایی و یا مسافران زمان باور دارند، به احتمال زیاد به این واقعیت پی می‌بردیم که درصد بزرگی از مردم به این مسائل اعتقادی ندارند. کیون (Kyon) نیز که یک دانش‌آموز دبیرستانی معمولی است به توانایی سفر در زمان و وجود موجودات ماورا‌طبیعی باوری ندارد. اما با این حال، چه اتفاقی می‌افتاد اگر کسی می‌توانست هر آنچه را که تصور می‌کرد و یا به ذهنش می‌رسید، خلق کند؟

کیون در روز اول مدرسه‌، دختری به نام هاروهی سوزومیا (Haruhi Suzumiya) را ملاقات می‌کند که دنیای او را زیر و رو می‌کند. هاروهی سوزومیا یک دختر پانزده ساله است که می‌تواند ساختار زمان و مکان را تغییر دهد. او در طول معارفه خود در کلاس، بی باکانه می‌گوید که دیگر مردم عادی و نرمال از نظرش خسته کننده می‌آیند پس به همین خاطر نیز قصد دارد که موجودات ماوراطبیعی را ملاقات کند. پس از آن کیون متوجه می‌شود که هاروهی سوزومیا از نبود باشگاهی در مدرسه که تمرکزش بر روی مسائل ماورا طبیعی باشد بسیار ناامید شده است. پس ناخواسته او را تشویق می‌کند تا باشگاه خود را در مدرسه راه اندازی کند.

The Monogatari Series

فرانچایز انیمه‌ای «مونوگاتاری»، بر پایه‌ی لایت ناول نیشیو ایشین ساخته شده و یکی از منحصر به‌فردترین و پیچیده‌ترین انیمه ها با روایت غیرخطی محسوب می‌شود. این مجموعه با کارگردانی آکییوکی شینبو و توسط استودیو شافت، تلفیقی جسورانه از فرم و محتوا ارائه می‌دهد. هسته‌ی مرکزی داستان حول شخصیت کویومی آراراگی، دانش‌آموز دبیرستانی می‌چرخد که از حمله‌ی یک خون‌آشام نجات یافته. او در ادامه به کمک دیگران می‌شتابد تا دخترانی را نجات دهد که با «موجودات عجیب»—پدیده‌های فوق‌طبیعی ریشه‌گرفته از مشکلات عاطفی و روانی—دست‌وپنجه نرم می‌کنند. روایت غیرخطی، دیالوگ‌های سریع و فلسفی، و ارجاعات ادبی گسترده، از ویژگی‌های بارز این اثر است.

شکل بصری مونوگاتاری، خود یک شاهکار تجربی محسوب می‌شود. این مجموعه با استفاده از قاب‌های ثابت نمادین، انیمیشن محدود اما هدفمند، و تایپوگرافی خلاقانه، بیشتر بر انتقال مفاهیم ذهنی و گفت‌وگوهای سنگین تکیه دارد تا اکشن پیوسته. شخصیت‌پردازی عمیق و رشد تدریجی قهرمانان داستان، درکنار بررسی موشکافانه‌ی مفاهیمی چون گناه، هویت، عشق و رستگاری، لایه‌های پنهان بسیاری را پیش روی بیننده می‌گشاید. مونوگاتاری با چالش‌کشیدن ساختارهای مرسوم داستان‌گویی، اثری است که بیش از آن‌که صرفاً یک سرگرمی باشد، تجربه‌ای فکری و احساسی غنی به شمار می‌رود و مخاطب خود را به تأمل و تفسیر فرا می‌خواند.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید
guest

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments