-
0/10
بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر
قطعههای تکمیل شده
بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر با تکمیل داستانهایی غنی و شخصیتپردازیهای عمیق، موفق شدند طیفی وسیع از احساسات و افکار را برانگیزند.
در پنج سال گذشته، شاهد پایان یافتن مجموعههای انیمهای برجستهای بودهایم که هر یک بهشکلی ماندگار در حافظهی مخاطبان ثبت شدهاند. این آثار با تکمیل داستانهایی غنی و شخصیتپردازیهای عمیق، موفق شدند طیفی وسیع از احساسات و افکار را برانگیزند. از روایتهای پرکشش و پرتعلیق گرفته تا داستانهای ظریف و انسانی، هر کدام سهمی در پیشبرد هنر روایتگری در رسانهی انیمه داشتهاند. پایان موفقیتآمیز بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر نه تنها رضایت هواداران را به همراه داشت، بلکه معیارهایی جدید برای داستانگویی منسجم و پایانبندی رضایتبخش تعریف کرد.
Fate/stay night: Heaven’s Feel
تریلوژی سینمایی فِیت/استِی نایت: هِوِنز فیل، که از مسیر سوم و تاریکتر بازی ویدیویی مشهور فِیت اقتباس شده، شاهکاری حماسی و روانشناختی در فرنچایز گستردهی فیت بهشمار میرود. این مجموعه با تمرکز بر رابطهی مرموز و عمیقاً آسیبدیدهی شیری اِمییا و ساکورا ماتو، به کاوشی تاریک و بیرحم در زوایای پنهان جنگ مقدس پنجم فویوکی میپردازد. برخلاف مسیرهای پیشین، این روایت از مرزهای اخلاقی سنتی عبور کرده و مخاطب را با انتخابهای دشوار، تراژدی شخصی و پیامدهای ویرانگر شرارتی ریشهدار مواجه میسازد. لحن سنگین و فضای پرتنش داستان، از همان ابتدا حس وقوع فاجعهای اجتنابناپذیر را القا میکند.
انیمیشنی روان و جزئیاتگرا، طراحیهای شخصیتی تاثیرگذار و صحنههای اکشن خیرهکننده که با موسیقی متن عمیقِ یوکی کاجیورا همراهی میشوند، همگی در خدمت خلق تجربهای سینمایی و احساسی قدرتمند هستند. در هستهی این تیرهترین روایت فیت، پرسشهای بنیادینی دربارهی ماهیت نجاتبخشی، بار گناه، و مرز میان عشق و ویرانگری نهفته است.
Summertime Rendering
انیمهی سامرتایم رندِرینگ، با اقتباس از مانگایی به همین نام، تلفیقی استادانه از ژانرهای معمایی، فراطبیعی و تریلر روانشناختی است. داستان با بازگشت شخصیت اصلی، شینپی آیزو، به جزیرهی زادگاهش برای مراسم خاکسپاری یک دوست قدیمی آغاز میشود. او بهزودی درمییابد که مرگ دوستش تصادفی نبوده و رازهای ترسناکی، از جمله حضور موجوداتی شبحوار به نام «سایهها»، این جزیرهی بهظاهر آرام را احاطه کرده است. شینپی با بهرهگیری از یک قدرت مرموز به نام «رندرینگ اوف دد» یا «بازنمایی مرگ»، در یک حلقهی زمانی گرفتار میشود که با هر مرگ به گذشته بازمیگردد. این ساختار روایی مبتکرانه، به داستان اجازه میدهد تا با حفظ تعلیقی نفسگیر، به کندوکاو عمیق در شخصیتها و توطئهای پیچیده بپردازد.
انیمهی سامرتایم رندِرینگ که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر شناخته شده است، با کارگردانی قابلتوجه، موفق میشود فضایی سنگین از تعلیق و ترسی زیرپوستی را در ترکیب با تصاویری زیبا از طبیعت جزیره خلق کند. انیمیشن باکیفیت، بهویژه در صحنههای اکشن و تبدیل شدن موجودات، بر جذابیت بصری آن افزوده است. فراتر از عناصر هیجانانگیز، سامرتایم رندِرینگ داستانی انسانی دربارهی غلبه بر تراژدی، قدرت یادآوری و ارزش بیپایان زندگی است.
Sound!Euphonium
انیمه «صدا! یوفونیوم» (Sound! Euphonium) اثر استودیو کیوتو انیمیشن، داستان گروه موسیقی دبیرستان کیتاوجی را روایت میکند. محور داستان حول کارکتر کومیکو اوشیما، نوازندهی یوفونیوم، میچرخد که همراه همگروهیهایش برای رسیدن به مسابقات ملی تلاش میکنند. چیزی که این انیمه را متمایز میکند، ترکیب رشد شخصیتها با صحنههای موسیقی نفسگیر است. رابطهی پیچیدهی کومیکو با اعضای گروه، بهویژه رئیکا (نوازندهی ترومپت)، عمق احساسی ویژهای به داستان میبخشد. کیوتو انیمیشن با انیمیشن خیرهکنندهاش هر نت موسیقی را زنده کرده است. این اثر نه فقط دربارهی موسیقی، بلکه دربارهی عشق، رقابت و بلوغ هنری است و به همین خاطر نیز نام این انیمه به طور قطع در لیست بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر قرار میگیرد.
تمرکز انیمه Hibike! Euphonium بر روی موسیقی کلاسیکی است که توسط یک گروه ارکستر اجرا میشود. عشق به موسیقی در این مجموعه زیبا در توجه به جزئیاتی که برای طراحی سازها به کار گرفته شده است و همچنین حرکت دست نوازندگان بر روی این سازها، به صورت واضحی مشهود است. همه جزئیاتی که در این انیمه دیده میشود، همراه با صحنههای اجرای ارکستر، به پویایی و تاثیرگذاری صحنههای مبارزه در ژانر شونن هستند و به بینندگان این حس را القا میکنند که در یک کنسرت واقعی قرار گرفتهاند.
Vivy: Fluorite Eye’s Song
داستان انیمه فوقالعاده جذاب و دیدنی شناخته شده با نام Vivy: Fluorite Eye’s Song که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر به شمار میرود، در رابطه با کارکتری به نام «ویوی» (Vivi)، اولین هوش مصنوعی مستقلی میباشد که برای خواننده شدن خلق شده است. تنها هدف این کارکتر در زندگی این است که با آهنگهای خود، شادی را برای بشریت به ارمغان بیاورد؛ به همین خاطر نیز، او هر روز را صرف خواندن برای کسانی میکند که به آهنگهای او گوش میسپارند. با این حال، با پیش رفتن داستان، نقش این کارکتر تغییر غیرمنتظرهای پیدا میکند و به کلی دچار تحول میشود زیرا او پس از رخ دادن زنجیرهای از حوادث ناگوار، مجبور میشود تا با استفاده از آهنگهای خود سعی کند از جنگی جلوگیری کند که احتمال میرود در آیندهای نزدیک میان انسانها و هوش مصنوعی رخ دهد.
انیمه منحصر به فرد Vivy: Fluorite Eye’s Song با یک مقدمه بسیار ساده شروع میشود اما رفته رفته، داستان آن عمیقتر و پیچیدهتر میشود و اینگونه، بینندگان خود را ترغیب به دیدن ادامه آن میکند. انیمه Vivy: Fluorite Eye’s Song که موسیقی یکی از عناصر اصلی خط داستانی آن به شمار میرود، روایتی مملو از زندگی، مرگ و میر و اهداف فردی را به تصویر میکشد.
Odd Taxi
انیمهی «آد تاکسی» اثری است استثنایی و بدیع که در سال ۲۰۲۱ توانست با روایتی هوشمندانه و شخصیتپردازی عمیق، توجه منتقدان و مخاطبان را بهطور یکسان به خود جلب کند. داستان این اثر که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر شناخته شده است، حول محور اُدوکووا، رانندهی تاکسی میانسال و گوشهگیری میچرخد که در شهری پر از حیوانات انساننما زندگی میکند. ظاهر ساده و گفتوگوهای روزمرهی او با مسافرین متنوع، تنها سطح ماجرا را تشکیل میدهد. در زیر این سطح، شبکهای پیچیده و در همتنیده از سرنخها، اسرار شخصی و یک پروندهی جنایی گمشده وجود دارد که بهتدریج و با ظرافتی حیرتآور آشکار میشود.
نیروی اصلی «آد تاکسی» در فیلمنامهی محکم و ساختار روایی دقیق آن نهفته است. هر مسافر، حتی آنهایی که در نگاه اول حاشیهای به نظر میرسند، بخشی حیاتی از پازل کلی داستان هستند و سفرهای کوتاه درون تاکسی به پنجرهای برای کاوش در انگیزهها، ترسها و رؤیاهای آنها تبدیل میشود. انیمیشن مینیمال اما بیانگر، بر قدرت دیالوگهای هوشمندانه و پیشبرد داستان متمرکز است. این اثر موفق میشود مفاهیمی عمیق چون تنهایی در عصر ارتباطات، جستوجوی هویت، و تصادفی بودن سرنوشت را در لفافهی یک تریلر معمایی جذاب بپیچد.
Pluto
انیمهی پلوتو، اقتباسی شایسته از آرک مشخص «بازوی مصنوعی قدرتمند» در شاهکار اوسامو تزوکا به نام آستروبوی، اثری ژرف و انسانی در ژانر علمیتخیلی است. این اثر با کارگردانی ماهرانهی تاسوکو موریکاوا، فراتر از یک داستان معمایی جنایی، به کاوشی فلسفی در مفاهیمی چون نفرت، غم، حافظه و ذات انسانبودن میپردازد. داستان در جهانی روایت میشود که رباتها و انسانها همزیستی پیچیدهای دارند و با وقوع قتلهای زنجیرهای رباتها و انسانهای مرتبط با آنها، کارآگاه گزیات، رباتی خودآگاه، مأمور حل این معما میشود. انیمه با تقابل درونمایههای جنگ، صلح و پیامدهای ویرانگر تعصب، بیننده را به تأملی جدی فرامیخواند.
لحن روایی جدی و ریتم حسابشدهی پلوتو، فضایی سنگین و تاملبرانگیز خلق میکند. طراحیهای شخصیتپردازی عمیق، بهویژه در نمایش رباتهایی که با دردها و آرزوهای بشری دستوپنجه نرم میکنند، ستودنی است. انیمه پلوتو با بهرهگیری از عناصر بصری خیرهکننده و موسیقی متن تاثیرگذار، موفق میشود احساساتی قوی از همدردی و اندوه را در مخاطب برانگیزد. در نهایت، این شاهکار نوستالژیک و درعینحال کاملاً امروزی، نه فقط یک سرگرمی، که بیانیهای هنری در باب پوچی خشونت و ضرورت درک متقابل است و حضوری ماندگار در ذهن بیننده برجای میگذارد.
Mob Psycho 100
انیمهی ماب سایکو ۱۰۰، ساختهی استودیو پرافتخار بونز، فراتر از یک داستان اکشن معمولی دربارهی قدرتهای فراطبیعی است. این اثر که بر پایهی مانگای خالق وانپانچ من، “وان” خلق شده، در درجهی اول داستان رشد شخصیتی پسری به نام شیگهاو کاگهیاما، معروف به “ماب” است. ماب با دارا بودن تواناییهای روانی خارقالعاده، تلاش میکند زندگیای عادی داشته باشد و به جای تکیه بر قدرت، بر بهبود شخصیت و ارتباطات انسانی خود تمرکز کند. رابطهی پیچیدهی او با استادش، ریگن، که فردی شیاد اما در ژرفای وجودش نگران ماب است، یکی از محورهای جذاب داستان محسوب میشود. انیمه با طنزی هوشمندانه و لحنی صمیمی، مخاطب را به درون دنیایی رنگارنگ و پرجنبوجوش میبرد.
سبک بصری منحصربهفرد و تحولیافتهی انیمهی ماب سایکو ۱۰۰ که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر شناخته شده است، با ترکیب انیمیشنی روان و طرحهایی اکسپرسیو و آزاد، هیجان و حالات درونی شخصیتها را به شکلی بینظیر به تصویر میکشد. اما قلب تپندهی داستان، پرداختن به مضامین عمیقتری چون خودشناسی، پذیرش احساسات (چه مثبت و چه منفی)، ارزش سختکوشی و اهمیت دوستی است.
Fruits Basket
سری انیمهی «سبد میوه» با تشکر از بازسازی مدرنی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد، پس از آنکه در دوران طلوع و شکوفایی انیمه در غرب طی اوایل دههی ۲۰۰۰ حضوری پررنگ داشت، یکبار دیگر به اثری مرتبط و قابلتوجه بدل گشته است. این اثر از طراحی شخصیتها گرفته تا برچسب کمدی-رمانتیکی که با افتخار بر دوش میکشد، ممکن است در نگاه اول چندان خاص به نظر نرسد، اما در عمل بسیار فراتر از آن چیزی است که هواداران تصور میکنند.
«سبد میوه» با تلفیق عناصر فراطبیعی در روایت خود، به کاوش ژرف در مضامین عمیق انسانی همچون دردهای روانی بیننسلی، روند التیام و پذیرش خویشتن میپردازد. اگرچه این درونمایهها ممکن است در سایر آثار برتر انیمه متداول باشند، نادر است که یک مجموعه در ژانر رمانتیک بتواند چنین موضوعات سنگین و پیچیدهای را به این مهارت در روایت خود ادغام نماید. این ویژگی منحصر به فرد باعث شده است که «سبد میوه» برای نزدیک به ۲۵ سال، مخاطبان خود را به طور کامل غافلگیر کند و تصورات آنان از یک داستان عاشقانهی ساده را به چالش بکشد.
My Hero Academia
قهرمان من (My Hero Academia) فراتر از یک داستان معمولی ابرقهرمانی است؛ این اثر یک کاوش جذاب و عمیق در مفهوم “قهرمان بودن” در عصر مدرن است. داستان در جهانی جذاب روایت میشود که نزدیک به ۸۰ درصد از جمعیت آن دارای تواناییهای منحصر به فردی به نام «کویرک» (Quirk) هستند. این جهانبینی هوشمندانه، بستری فراهم میکند که در آن داشتن قدرت، امری معمولی است و نداشتن آن یک ناهنجاری محسوب میشود. ایزوکو میدوریا نوجوانی است که در نگاه اول رویای قهرمان شدنش، رؤیایی محال به نظر میرسد. اما آنچه میدوریا را متمایز میکند، نه قدرت که قلب قهرمانی اوست: شجاعت ذاتی، میل سیریناپذیر برای نجات دیگران و ارادهای که هیچ ناملایمتی نمیتواند آن را خرد کند.
ورود ایزوکو به مدرسه Yuuei، که هاروارد دنیای قهرمانان است، فقط شروع یک سفر آموزشی نیست؛ بلکه آغاز تحولی بزرگ است. این انیمه به طرز استثناییای بر رشد شخصیتها تمرکز دارد. ما شاهد تقلاهای میدوریا برای تسلط بر قدرت عظیم اما شکننده One For Allهستیم، قدرتی که مانند یک شمشیر دو لبه هم میتواند نجاتبخش باشد و هم او را نابود کند. اما داستان تنها به او محدود نمیشود. هر یک از همکلاسیهایش در کلاس 1-A—از کاتسوکی باکگو با غرور و قدرت انفجاریش گرفته تا شوتو تودوروکی با گذشته دردناک و یخ و آتشش—داستان خود را برای گفتن دارند
Attack on Titan
در انیمهٔ «حمله به تایتان»، بشریت در جهانی پادآرمانشهری پشت دیوارهای عظیم پناه گرفته تا از تهدید تایتانها در امان بماند. «ارن یگر» پس از آنکه این هیولاها مادرش را به قتل رسانده و زادگاهش را نابود میکنند، سوگند انتقام یاد میکند. او که بهطرز معجزهآسایی از بلعیده شدن جان سالم به در برده، درمییابد که توانایی تبدیل شدن به یک تایتان را دارد و برای تسلط بر این قدرت و استفاده از آن در دفاع از بشریت، آموزش میبیند.
این مجموعه، رویاروییهای حماسی بین تایتانها و سربازان را ارائه میدهد و نبردهای پیچیده و حسابشده را با استراتژیهای نظامی هوشمندانه درهم میآمیزد. دگرگونی وحشیانه و دردناک انسانها به تایتان، صحنههایی خارقالعاده از نابودی جمعی و پیچشهای داستانی بیامان را خلق میکند. این عناصر در کنار یکدیگر، اساطیری عمیق و تکاندهنده میسازند که جایگاه این سری را به عنوان بهترین انیمه های تمام شده در نیمدهه اخیر تثبیت کرده است. این اثر، تنها یک داستان اکشن نیست؛ بلکه کاوشی است تاریک و چندلایه در مفاهیم آزادی، انتقام و ذاتِ شکنندهٔ انسانیت.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید