-
0/10
بهترین انیمه های سریالی برای کسانی که انیمه دوست ندارند!
گستره و عمق ممکن در انیمه
بهترین انیمه های سریالی برای کسانی که انیمه دوست ندارند به خوبی نشان میدهند که این رسانه میتواند حامل داستانهایی باشد که هر بینندهای را درگیر خود میکنند.
بهترین انیمه های سریالی برای کسانی که انیمه دوست ندارند، بهگونهای طراحی شدهاند که موانع رایج ذهنی را از سر راه مخاطب تازهکار بردارند. این آثار معمولاً پیشزمینهی فرهنگی پیچیدهای نیاز ندارند و داستانهای جهانشمولی را روایت میکنند. آنها با دوری از برخی قراردادهای خاص این رسانه، روی مفاهیمی متمرکز میشوند که برای همگان قابل درک است: تعلیق هیجانانگیز، درام انسانی پیچیده یا طنز مبتنی بر موقعیت. کیفیت تولید، از فیلمنامه تا انیمیشن، در سطحی است که با استانداردهای بینالمللی داستانگویی رقابت میکند و اثبات مینماید این رسانه محدود به یک سبک یا ژانر خاص نیست. هدف نهایی این قبیل آثار، ارائهی نمونهای درخشان از گستره و عمق ممکن در انیمه است. آنها نشان میدهند که این رسانه میتواند حامل داستانهایی باشد که فراتر از مخاطب سنتی خود، هر بینندهای را درگیر کند. این سریالها پلی میسازند که پس از عبور از آن، درک عمومی مخاطب از “انیمه” به عنوان یک رسانهی داستانگو، غنی و متنوع میشود و راه را برای کاوش در ژانرهای تخصصیتر باز مینماید.
Attack on Titan
یکی از بهترین انیمه های سریالی برای کسانی که انیمه دوست ندارند، «حمله به تایتان» میباشد. در انیمهٔ «حمله به تایتان»، بشریت در جهانی پادآرمانشهری پشت دیوارهای عظیم پناه گرفته تا از تهدید تایتانها در امان بماند. «ارن یگر» پس از آنکه این هیولاها مادرش را به قتل رسانده و زادگاهش را نابود میکنند، سوگند انتقام یاد میکند. او که بهطرز معجزهآسایی از بلعیده شدن جان سالم به در برده، درمییابد که توانایی تبدیل شدن به یک تایتان را دارد و برای تسلط بر این قدرت و استفاده از آن در دفاع از بشریت، آموزش میبیند.
مجموعه حمله به تایتان، رویاروییهای حماسی بین تایتانها و سربازان را ارائه میدهد و نبردهای پیچیده و حسابشده را با استراتژیهای نظامی هوشمندانه درهم میآمیزد. دگرگونی وحشیانه و دردناک انسانها به تایتان، صحنههایی خارقالعاده از نابودی جمعی و پیچشهای داستانی بیامان را خلق میکند. این عناصر در کنار یکدیگر، اساطیری عمیق و تکاندهنده میسازند که جایگاه این سری را به عنوان یکی از بهترین انیمههای پرهیجان تثبیت کرده است. این اثر، تنها یک داستان اکشن نیست؛ بلکه کاوشی است تاریک و چندلایه در مفاهیم آزادی، انتقام و ذاتِ شکنندهٔ انسانیت.
Death Note
«دفترچه مرگ» بدون شک یکی از پرنفوذترین و پرمناقشهترین سریهای انیمهای است که با ارائهی مفهومی اخلاقستیز و جذاب—یک دفترچهی مرگ که امکان کشتن افراد از راه دور را فراهم میکند—ذهن نسلی از مخاطبان را به چالش کشید. این اثر با ایجاد تقلایی هوشمندانه و پرهیجان بین دو نابغهی استراتژیست، لایت یاگامی و ال، و بافت یک فضای تاریک روانشناختی، استانداردهای جدیدی برای ژانر روانمعما (Psychological Thriller) تعریف کرد.
نیمهی نخست انیمه جذاب دفترچه مرگ که به عنوان یکی از بهترین انیمه های سریالی شناخته شده برای کسانی است که انیمه دوست ندارند، نمونهای درخشان از تعلیق، برنامهریزیهای پیچیده و تقابل فکری است که تا به امروز نیز کمهمتا است. با این حال، شهرت عظیم و محبوبیت کمسابقهی «دفترچه مرگ»، باعث شده تا ضعفهای ساختاری نیمهی دوم آن، با وضوح بیشتری خودنمایی کنند.
Cowboy Bebop
«کابوی بیباپ» به عنوان یک اثر کلاسیک و از پیشگامان ژانر «نئو-نوآر» فضایی، همواره در صدر فهرست بهترین انیمه های سریالی قرار میگیرد که برای کسانی که انیمه دوست ندارند نیز جذاب است. این سریال با تلفیق بینظیر سبکهای موسیقی جاز و بلوز، فضاسازی سینمایی، و روایتی اپیزودیک متمرکز بر شخصیتپردازی، استانداردهای جدیدی برای بلوغ هنری در انیمیشن ژاپنی تعریف کرد. داستان خدمهی کشتی بیباپ—شکارچیان جایزهبگیر با گذشتههایی تاریک—نه بر یک خط داستانی واحد، بلکه بر تجربیات فلسفی، شکستها و لحظات ساکن زندگی آنان استوار است. این رویکرد منجر به خلق لحظاتی عمیقاً انسانی و تأملبرانگیز شد که تا سالها در خاطرهها ماندگار شدهاند. با این حال، همین جایگاه رفیع و تحسین جهانی، نگاه منتقدانه به برخی از جنبههای اثر را نیز ضروری میسازد.
شاید اصلیترین نقطهای که میتوان در بحث «بیشارزشگذاری» مطرح کرد، ماهیت عمداً غیرمتعهد و گریزان روایت اصلی است. در حالی که سبک اپیزودیک به سریال اجازه میدهد بر جو و شخصیت تمرکز کند، این امر موجب میشود خط داستانی مرکزی مربوط به گذشتهی اسپایک اسپایگل و درگیری او با سیناد تا حد زیادی به حاشیه رانده شود و تنها در اپیزودهای پراکندهای به آن پرداخته شود. این انتخاب هنری، اگرچه هوشمندانه است، اما ممکن است برای مخاطبانی که به دنبال یک روایت خطی فشرده و پرحادثه هستند، تجربهای کمرشد و حتی گسسته ایجاد کند.
Fullmetal Alchemist: Brotherhood
بیشک، بسیاری «افسانهٔ آلکیمیست» را که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های سریالی شناخته شده است، بزرگترین انیمهٔ تمام ادوار میدانند. داستان پس از آن شکل میگیرد که دو برادر به نامهای «ادوارد» و «آلفونز» در یک آزمایش ممنوعه، بخشی یا تمام بدن خود را از دست میدهند و برای یافتن سنگ جادو راهی سفر میشوند. اما در این مسیر، آنان با یک توطئهٔ دولتی زیرپوستی روبرو میشوند که تمام جهان را تهدید به نابودی میکند.
در نگاه اول، ممکن است جنگ بهصورت متعارف در «افسانهٔ آلکیمیست» جریان نداشته باشد و بیشتر شاهد یک توطئهٔ پنهان حکومتی با مشارکت نظامیان باشیم که درگیریهای پراکندهای را به همراه دارد. با این حال، سایهٔ جنگ همواره در پسزمینهٔ داستان حضور دارد و نقش بسیار مهمی در پیشبرد طرح داستانی ایفا میکند. از «کشتار ایشوال» که خاستگاه ترومای بسیاری از شخصیتهای اصلی است تا مناطق جنگی برنامهریزیشده برای ایجاد دایرهٔ تبدیل و در نهایت، جنگ داخلی نهایی، همگی گواه این مدعا هستند. این اثر، یکی دیگر از بهترین شاهکارهای انیمه ای به حساب میآید که مفاهیم عمیقی چون مسئولیت اخلاقی در علم، تبعیض نژادی، هزینهٔ پیشرفت و ماهیت فداکاری را در بستری از درگیریهای نظامی و اجتماعی میکاود و نشان میدهد که چگونه جنگ—چه آشکار و چه پنهان—سرنوشت افراد و ملتها را شکل میدهد.
Steins;Gate
سری انیمهی «دروازهی اشتاینز» که در سال ۲۰۱۱ پخش شد، تا حدی همچون آخرین بازماندهی فرهنگی از دورانی به نظر میرسد که در سالهای اخیر عمدتاً ناپدید شده است. همزمان با رونق گستردهی صنعت انیمه در دههی ۲۰۲۰، اقتباس از بازیهای بصری که روزگاری جایگاهی ضروری داشتند، به مرور نادر شده و هواداران مدرن انیمه تا حدودی در برقراری ارتباط با آثاری همچون «دروازهی اشتاینز» با دشواری مواجه شدهاند. شیوهی روایت منشعب و چندشاخه که مختص انیمههای اقتباسشده از بازیهای بصری است، تا حدی به یک هنر فراموششده تبدیل گشته است. اگرچه هواداران قدیمی به خوبی آگاهند که «دروازهی اشتاینز» رازهای خود را تا نزدیکیهای پایان داستان حفظ میکند و سپس تصمیم میگیرد تا با حجم عظیمی از حوادث غیرمنتظره و پرکشش، مخاطب را در مهیجترین مسیر ممکن قرار دهد.
«دروازهی اشتاینز» به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های سریالی، حتی در پیچیدهترین مراحل پیشرفت داستان خود، نسبتاً مستقیم و سرراست باقی میماند، اما ساختار پرابهام پرطرفدار آن باعث شده تا این اثر شاخص از سوی شمار زیادی از هواداران نسل جدید انیمه بهصورتی گسترده دچار سوءتفاهم شود. این مسئله شکافی میان تجربهی دیدن یک اثر کلاسیک و درک ارزشهای روایی آن در دوران معاصر ایجاد کرده است.
The Promised Neverland
انیمه The Promised Neverland دو فصل دارد. فصل اول آن یک درام روانشناختی است که بدون شک در لیست بهترین انیمه های سریالی جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. خط داستانی این انیمه در رابطه با کودکانی است که در یک یتیم خانه، زندگی آرامی را به سر میبرند. اما این کودکان با پیش رفتن داستان متوجه میشوند که شرایط واقعی محیطی که در آن زندگی میکنند آنگونه که انتظارش را داشتند، دوست داشتنی و امن نیست. داستان The Promised Neverland یکی از بهترین انیمههای روانشناختی تمام دورانها به حساب میآید که موفق به جذب طرفداران بسیار زیادی در سراسر جهان شد.
ناکجاآباد موعود بسیار هیجانانگیز و هولناک است و به همین خاطر نیز، دیدن آن به همه کسانی که تا به امروز نیز آن را مشاهده نکردهاند، به طور قطع، پیشنهاد میشود زیرا که هرلحظه از آن، به ویژه برای علاقهمندان به ژانر شونن، ارزش تماشا کردن را خواهد داشت.
Vinland Saga
انیمهٔ «حماسه وینلند» با پسزمینهٔ مناظر خشن و باشکوه اسکاندیناوی و موسیقی متن حماسی و نبردهای خیرهکننده، جایگاه خود را در میان بهترین انیمه های سریالی تثبیت کرده است. انگیزهٔ انتقامجویانه، «تورفین» قهرمان داستان را پیش میراند و او احساسات خام و عمیق خود از قبیل خشم، اندوه و اشتیاق را به هر نبرد تزریق میکند؛ بهگونهای که هر ضربهای علاوه بر وزن فیزیکی، از وزن روایی قابلتوجهی نیز برخوردار میشود. در کنار این هیجان عاطفی، دستکاریهای سیاسی و زیرکیهای میدان نبرد، بر شتاب بیامان و نفسگیر داستان میافزایند.
طرح داستان، «تورفین کارلسفنی» را دنبال میکند؛ جنگجوی جوانی که رویای رسیدن به «وینلند» را در سر میپرورد، سرزمینی عاری از جنگ و بردهداری. پس از کشته شدن پدرش، او سوگند یاد میکند تا قاتل او، «آسکِلَد» را به کام مرگ بفرستد، اما پس از محقق شدن این سوگند، مسیر و هدف خود را گم میکند. حتی پس از آنکه به عنوان برده توسط «کِتیل» خریداری میشود، او با وجود رنج و تحقیر، همچنان به مأموریت اصلی خود -یافتن معنایی تازه برای زندگی و تحقق رویای پدرش- میچسبد. این سفر تحولآفرین، اثر را از یک داستان اکشن صرف، به یک روایت عمیقاً انسانی و فلسفی ارتقا میدهد.
Great Teacher Onizuka
با انگیزههایی کاملاً اشتباه اما نتایجی استثنایی، «معلم بزرگ اونیزوکا» در زمره برجستهترین داستان انیمههای دهه ۹۰ جای میگیرد. این اثر کمنظیر، داستان ایکیچی اونیزوکا را روایت میکند—راهپیمای سابق و رهبر باند موتورسواران که با انگیزهٔ آشنایی با دختران دبیرستانی به شغل معلمی روی میآورد. اما در کمال شگفتی، همین معلم به ظاهر غیرقابل اعتماد، به تدریج و در مواجهه با چالشهای واقعی آموزشی، دچار تحولی عمیق میشود. او که ابتدا تنها به فکر خوشگذرانی بود، اکنون مصمم است تا به بهترین معلم ژاپن تبدیل شود. هر قسمت از این اثر، با تمرکز بر داستان یکی از دانشآموزان، تصویری زنده و تأثیرگذار از مشکلات نوجوانان را به تصویر میکشد. از بحران هویت و فشارهای خانوادگی گرفته تا آسیبهای اجتماعی و چالشهای عاطفی، اونیزوکا با درک بینظیر و روشهای غیرمتعارف خود، به راهنمایی صادقانه برای دانشآموزانش تبدیل میشود.
نکتهٔ درخشان در روایت انیمه معلم بزرگ اونیزوکا، ترکیب استادانهٔ طنز و درام است. در حالی که هر قسمت به مسائل جدی و گاه تلخ میپردازد، اما هرگز در ورطهٔ غمانگیزی گرفتار نمیشود. حضور اونیزوکا با شوخیها و واکنشهای اغراقآمیزش، تعادل ظریفی بین خنده و اشک ایجاد میکند. این اثر از طریق پرداختن به مسائل واقعی جامعهٔ نوجوانان—از خودکشی و بزهکاری تا فقر و طلاق والدین—داستانی قدرتمند و قابل درک خلق میکند. اونیزوکا با روشهای منحصربهفرد خود—از برگزاری کلاسهای غیرمعمول تا مداخله در زندگی شخصی دانشآموزان—ثابت میکند که آموزش فراتر از تدریس کتابهای درسی است.
Paranoia Agent
یک مجرم، شناخته شده با نام Lil’ Slugger ساکنان شهر موساشینو را به وحشت انداخته است. دستگیر کردن این مجرم که با اسکیت در بین مردم میچرخد و با چوب بیسبال طلاییاش مردم را کتک میزند، کار بسیار سختی به نظر میرسد. کسانی که این مجرم به آنها حمله کرده است دچار مشکلات روانی زیادی میشوند و به همین خاطر نیز، دو کارآگاه تصمیم میگیرند تا وارد عمل شوند و راز پشت این مجرم را کشف کنند. معمای پیرامون لیل اسلاگر و انگیزههای او به آرامی در طول سیزده قسمت آشکار میشود. درحالی که هر قسمت از این انیمه همانند یک داستان ترسناک است اما معمای بزرگ با نتیجه رضایتبخشی همراه است که دیدن این انیمه را بسیار سرگرمکننده خواهد کرد.
این مسئله خود به تنهایی میتواند بسیار وحشتناک باشد که افراد یک جامعه به صورت مداوم ترس کشته شدن توسط یک قاتل سریالی را داشته باشند. اما وحشتناکتر از آن هم این است که افراد یک جامعه از قاتلی بترسند که حتی مطمئن نیستند آیا به راستی وجود دارد یا نه. داستان این انیمه از جایی آغاز میشود که یک پسر نوجوان با چوبدستی خود به یک زن حمله می کند. پس از این حمله، این کارکتر به افراد مختلف دیگری در شرایط گوناگونی حمله میکند.
Monster
انیمهی مانستر، داستان دکتر کنزو تنما، جراح مغز و اعصابی نخبه را روایت میکند که زندگی خود را وقف نجات جان پسری جوان به نام یوهان لیبرت میکند. این تصمیم، سرآغاز گردباد حوادثی تاریک میشود. دکتر تنما در مسیر تعقیب و گریزی نفسگیر، با پرسشهای اخلاقی عمیقی مواجه میگردد: آیا زندگی هر انسانی ارزش نجات دادن را دارد، حتی اگر آن فرد خود، تجسم شرارت محض باشد؟
مانستر اثری فلسفی محسوب میشود زیرا فراتر از یک تریلر معمولی، به کندوکاو در ماهیت ذات انسان میپردازد. این انیمه با ظرافت مفاهیمی چون انتخاب، سرنوشت، شر مطلق و تقابل خیر و شر را میکاود. شخصیتها در طیف خاکستری پیچیدهای قرار دارند و روایت، مخاطب را وادار میکند تا در مورد مفهوم مسئولیت اخلاقی، بهای یک جان انسان و شرایط شکلگیری یک هیولا تأمل کند. در نهایت، مانستر بیش از آنکه دربارهی شکار یک قاتل باشد، سفری درونی برای درک تاریکیهای نهفته در قلب انسان و معنای واقعی انسانیت است.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید