-
0/10
بهترین انیمه های سینمایی برای کسانی که انیمه دوست ندارند!
فانتزیهای شاعرانه تا درامهای نفسگیر
بهترین انیمه های سینمایی برای کسانی که انیمه دوست ندارند بهعنوان اثباتکنندهی ناب هنر انیمیشن، برای تغییر ذهنیت مخاطب طراحی شدهاند.
بهترین انیمه های سینمایی برای کسانی که انیمه دوست ندارند، با ارائهی داستانهای جهانشمول و بصری خیرهکننده، خود را از هرگونه پیشزمینهی فرهنگی خاص بینیاز میکنند. این آثار غالباً مفاهیمی انسانی مانند عشق، از دست دادن، پشتکار و شگفتی را در مرکز توجه قرار میدهند و با اجرای هنری ممتاز، مخاطب را مستقیماً درگیر تجربهای احساسی و زیباییشناختی مینمایند. آنها اثبات میکنند که قدرت قصهگویی تصویری میتواند فراتر از مرزهای سبک یا فرمتهای رایج عمل کند. این فیلمها بهعنوان اثباتکنندهی ناب هنر انیمیشن، برای تغییر ذهنیت مخاطب طراحی شدهاند. آنها تنوع موضوعی گستردهای را نمایش میدهند: از فانتزیهای شاعرانه تا درامهای نفسگیر و علمیتخیلیهای هوشمندانه. هدف نهایی آنها نه معرفی یک ژانر، بلکه آشنا کردن بیننده با یک رسانهی کامل است. یک تجربهی سینمایی قانعکننده از این دست، میتواند درک فرد را از کل حوزه متحول کند.
The Garden of Words
باغ واژهها (The Garden of Words) یک شاهکار سینمایی انیمهای به کارگردانی ماکوتو شینکای است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. این اثر خیرهکننده با ترکیب منحصربهفردی از زیباییشناسی بصری و روایتی ظریف، داستانی لطیف و انسانی را به تصویر میکشد که در قلب طبیعت بارانی توکیو جریان دارد. داستان حول محور دو شخصیت میچرخد: یک دانشآموز دبیرستانی با رویاهای نامشخص و یک زن مرموز که در روزهای بارانی در یک باغ عمومی ملاقات میکنند. این رابطه غیرمنتظره به تدریج عمیقتر میشود و هر کدام از آنها در سکوت باران، رازهای خود را با دیگری در میان میگذارند.
آنچه باغ واژهها را به اثری فراموشنشدنی تبدیل میکند، انیمیشنسازی خیرهکنندهی آن است. هر قطره باران، هر برگ درخت و هر سایهروشن با دقتی حیرتآور طراحی شدهاند و فضایی رویایی و تقریباً سهبعدی خلق میکنند. موسیقی متن آرام و تأملبرانگیز نیز به این تجربهی بصری عمق بیشتری میبخشد. این انیمه کوتاه (با مدتزمان ۴۶ دقیقه) نهتنها یک داستان عاشقانه، بلکه تأملی زیبا دربارهی تنهایی، رشد شخصی و قدرت ارتباطات سادهی انسانی است. باغ واژهها اثری است که با ظرافت تمام نشان میدهد گاهی معنادارترین گفتوگوها در سکوت اتفاق میافتند و عمیقترین رابطهها در غیرمنتظرهترین مکانها شکل میگیرند.
Paprika
پاپریکا، این شاهکار ساتوشی کون، به عنوان یکی از بهترین انیمه های سینمایی به شمار میرود. «پاپریکا» داستان «آتسوکو چیبا» را روایت میکند؛ روانپزشکی که با گروهی از محققان در یک شرکت بزرگ همکاری میکند. این شرکت دستگاهی به نام «DC مینی» ساخته است که امکان حرکت آگاهانه درون رؤیاها را فراهم میکند تا به شناسایی و درمان زخمهای روانی کمک کند. دکتر چیبا که خود در دنیای رؤیاها، یعنی «پاپریکا»، به کارآگاه توشیمی کوناکاوا کمک میکند، درمییابد که فردی در حال دستکاری دستگاه DC مینی است و این اتفاق دارد باعث بروز حوادثی در دنیای واقعی میشود.
یک بار دیگر، پرسش از هویت به یکی از محوریترین درونمایهها بدل میشود. این درحالی است که فیلم در آیندهای بسیار نزدیکتر روایت میشود و همین، باوجود مؤلفههای فانتزی، به آن کیفیتی ملموس و مرتبط با زندگی مخاطب میبخشد. فراتر از این، کار درخشان ساتوشی کون در ترکیببندی نماها و صحنهها، این فیلم را در موضعی ممتاز قرار میدهد. پاپریکا نه تنها مرز بین رؤیا و واقعیت را محو میکند، بلکه ما را به تأملی ژرف درباره سرشت هویت فرامیخواند.
Grave of the Fireflies
انیمه سینمایی فوقالعاده شگفتانگیز مدفن کرمهای شبتاب (The Grave of the Fireflies)، بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. این فیلم بر اساس سختیهایی ساخته و طراحی شده است که رماننویس مشهور ژاپنی با نام آکییوکی نوکاسا (Akiyuki Nokasa) در زمان جنگ جهانی دوم، مشاهده و تجربه کرده است. این فیلم شگفتانگیز، رنج، سختی و اندوهی را که مردم آن دوره با وجود جنگ تجربه میکردند را به تصویر میکشد.
کشور ژاپن به خاطر بمبارانهایی که توسط آمریکا صورت میگیرد، در موقعیت و شرایط بسیار ناگواری قرار گرفته است. داستان مدفن کرمهای شبتاب، روایت زندگی دو خواهر و برادر جوان را بازگو میکند که والدین خود را در یکی از این بمبارانها از دست میدهند. این دو با وجود غم و اندوه بزرگی که تجربه کردهاند هنوز هم تمام تلاش خود را برای زنده ماندن، به امید رسیدن به یک آینده بهتر، انجام میدهند. مدفن کرمهای شبتاب به عنوان یکی از بهترین انیمه های سینمایی، یک شاهکار هنری در دنیای سینما توصیف میشود.
Perfect Blue
در جهان انیمه های دهه ۹۰، “پرفکت بلو” همچون توفانی سهمگین ظاهر شد؛ اثری که بیپروا به کاوش در تاریکترین زوایای روان انسان پرداخت. داستان ما را در مسیر سقوط روانی “میما کیریگوئه” همراهی میکند – خوانندهای پاپ که برای بازیگری در نقشی جدی، تصویر عمومی خود را به خطر میاندازد. این گذار از معصومیت به بلوغِ اجباری، به قیمت گسست هویت او تمام میشود. ساتوشی کون در این شاهکار سینمایی، با بینشی حیرتانگیز، دیوانگی عصر اینترنت را پیشبینی میکند. صحنههایی که در آن مرز بین واقعیت و توهم محو میشود، امروز برای بینندهای که با فضای مجازی و فشار ناشی از شهرت دیجیتال آشناست، به شدت ملموس است. تعقیبکنندهی گمنام میما در وبسایتها، پیشدرآمدی ترسناک بر فرهنگ مزاحمت در شبکههای اجتماعی امروزی است.
تدوین انقلابی و سکانسهای رویاگونهی اثر، الهامبخش آثار بزرگی چون “قوی سیاه” و “مرثیهای برای رؤیا” شد. “پرفکت بلو” ثابت کرد که انیمیشن ژاپنی میتواند فراتر از اکشن و فانتزی، به حوزههای روانکاوانه و جامعهشناختی وارد شود و بیپروا تاریکیهای جامعه مدرن را به تصویر بکشد. این اثر که به عنوان یکی از بهترین انیمه های سینمایی شناخته شده است، نه تنها در زمان خود پیشرو بود، بلکه همچون آیینهای شفاف، تصویری هشداردهنده از عواقب شهرت در عصر دیجیتال ارائه میدهد.
Howl’s Moving Castle
انیمه جذاب و دیدنی قلعه متحرک هاول (Howl’s Moving Castle)، یکی دیگر از بهترین انیمه های سینمایی تمام دورانها میباشد. گرافیک و جلوههای بصری این انیمه، به قدری زیبا و با جزئیات ساخته و طراحی شده است که به بینندگان تجربهای متفاوت از دنیایی جادویی را ارائه میدهد. طراحی پس زمینه انیمه قلعه متحرک هاول بسیار خیرهکننده است و از همان لحظه اول، بینندگان را مسحور خود میکند. از طرفی، موسیقی متن فراموش نشدنی آن نیز، بر زیبایی این انیمه افزوده است.
انیمه قلعه متحرک هاول برای افراد زیادی، بسیار نوستالژیک و یادآور خاطرات خوب گذشته است. به علاوه همه اینها، شخصیتهای بسیار منحصر به فردی نیز در این انیمه جای گرفتهاند که هنوز هم در لیست نمادینترین کارکترهای انیمهای قرار میگیرند. داستان این انیمه، حول محور کارکتری به نام هاول است که به دلیل رفتارهای عجیب و غریب و همچنین تا حدودی مرموز خود شناخته شده است. او در یک قلعه جادویی زندگی میکند که میتواند راه برود و به هر مکانی که میخواهد جابهجا شود. ناگفته نماند که این قلعه، نمادی از طبیعت ناآرام، آشفته و سرگردان هاول است. این کارکتر دوست داشتنی در گذشته، توسط یک جادوگر قدرتمند نفرین شده است و به همین خاطر نیز، در شرایط اضطراری و زمانی که احساس خطر میکند، به موجودی پرنده مانند تغییر شکل میدهد.
A Silent Voice
خط داستانی انیمه «صدای خاموش» که یکی به عنوان دیگر از بهترین انیمه های سینمایی شناخته شده است، پیامی بسیار قدرتمند را در هسته خود جای داده است که آن را با چنان ظرافتی به تصویر میکشد که مخاطبان به هیچ عنوان نمیتوانند مجذوب گیرایی آن نشوند. این فیلم زیبا در رابطه با یک دختر دبیرستانی ناشنوا است که در داستان با نام شوکو نیشیمیا (Shoko Nishimia) شناخته شده است. این کارکتر، گذشته بسیار سختی را پشت سر گذاشته است که هنوز هم باعث آزار و اذیت روحی او میشود.
کارکتری دیگر نیز به نام شویا ایشیدا (Shoya Ishida) وجود دارد که به شوکو آسیبهای بزرگی وارد کرده است. سالها بعد، شویا به خاطر کارهایی که در گذشته انجام داده است، احساس بسیار بدی پیدا میکند زیرا او و دوستانش در دبستان عادت داشتند شوکو را به خاطر ناشنوا بودش اذیت کنند. داستان از جایی آغاز میشود که شویا یک روز به صورت اتفاقی شوکو را ملاقات می کند. از آن پس، این کارکتر همواره سعی میکند راه خود را به زندگی شوکو باز کند تا شاید بتواند اشتباهات خود را جبران کند.
Millennium Actress
فیلم “هزارهی بازیگر” ساختهی زندهیاد ساتوشی کُن، شاهکاری سینمایی است که مرزهای میان خاطره، تخیل و واقعیت را بهروشی شاعرانه محو میکند. این انیمه که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های سینمایی شناخته شده است، زندگی خیومی فوجیوارا، بازیگر افسانهای سینمای ژاپن را از طریق نگاه دو مستندساز که برای تهیهی فیلمی دربارهی او بهسراغش آمدهاند، روایت میکند. با شروع گفتوگو، خاطرات بازیگر بهصورت سیالی بصری در هم میآمیزد و صحنههای زندگی شخصی او با نقشآفرینیهای تاریخیاش در فیلمهای دورهی ژیدایگی، ادغام میشود. این تکنیک روایی خلاقانه، مخاطب را در سفری احساسی از ژاپن قرونوسطی تا دوران پس از جنگ همراهی میکند و تمام این سفر حول محور عشق نافرجام و تعقیبی بیپایان میگردد.
در قلب روایت هزارهی بازیگر، کُن بهکمک انیمیشن، مفهومی عمیقتر از گذر زمان و ماهیت خاطره را کاوش میکند. زندگی فوجیوارا نه بهعنوان مجموعهای از حقایق متوالی، بلکه بهمثابه دستبافتهای غنی از احساسات و تجربیات به تصویر کشیده میشود که در آن، تعقیب یک آرمان، خود به معنایی غایی برای زندگی بدل میشود. “هزارهی بازیگر” با ترکیب هنرمندانهی ترسیمهای دستی و استفادهی هوشمندانه از موسیقی، در نهایت قصهای جهانی و تکاندهنده دربارهی عشق، ازدستدادن و میراث ماندگار هنر را روایت میکند که مخاطب را تا مدتی طولانی تحتتأثیر قرار میدهد.
Princess Mononoke
داستان انیمه زیبای پرنسس مونونوکه (Princess Mononoke)، حول محور کارکتر سان (San)، قهرمان و شخصیت اصلی خشن و پیچیدهای است. این فیلم نیز به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های سینمایی شناخته شده است که توسط هایائو میازاکی کارگردانی شده است. تصاویر بسیار خشونتآمیزی در طول داستان این انیمه جای گرفتهاند که به صورت غمانگیزی به پایان می رسند. سان، در کنار الهه گرگی بزرگ میشود که در داستان با نام مورو (Moro) شناخته شده است. این الهه از جنگل و ساکنان آن در برابر انسانها محافظت میکند. کارکتر سان راه خود را در میان مرزهایی باز میکند که بین دنیای انسانها و طبیعت وجود دارد.
قهرمان داستان پرنسسس مونونوکه، به دلیل شجاعت، شخصیت خشنی که دارد و همچنین همدلی عمیقی که نسبت به موجودات جنگل احساس میکند، در میان طرفداران دنیای انیمه، بسیار شناخته شده است. شخصیت سان که یکی از بهترین قهرمانان استودیو جیبلی به شمار میرود، نمادی از مضامین اصلی این انیمه سینمایی شگفتانگیز است. با وجود آنکه کارکتر سان به صورت رسمی، از نسل خدایان به شمار نمیرود، اما به نظر میرسد که به همان اندازه، از قدرتهای الهی برخوردار است. این قهرمان، یک جنگجوی سرسخت با قدرتهای فراطبیعی است.
Your Name
داستان انیمه نام تو (Your Name) که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های سینمایی شناخته شده است، در رابطه با دو نوجوان است که زندگیهای متفاوت و جداگانهای از هم دارند. این دو نوجوان، به اسمهای تاکی تاچیبانا (Taki Tachibana) و میتسوها میامیزو (Mitsuha Miyamizu)، دو دانش آموز دبیرستانی هستند که روزی یک پدیده عجیب را تجربه میکنند. یک روز پس از آنکه این دو از خواب بیدار میشوند متوجه میشوند که بدنهایشان متعلق به خودشان نیست و در واقع بدنهایشان با فردی غریبه جابهجا شده است؛ به این ترتیب، این دو در بدن یکدیگر قرار میگیرند. آنها بدون آنکه بدانند که بدنهایشان در اصل متعلق به چه کسی است، یادداشتهایی را برای هم به جا میگذارند تا دیگری بتواند آن را بخواند و بر طبق قانونهایی پیش بروند که برای همدیگر تعیین کردهاند.
تاکی تاچیبانا و میتسوها میامیزو به زودی متوجه میشوند اتفاقی که افتاده است، تنها جابهجایی بدنهایشان نیست. یکی از دلایلی که این اثر جزو پر طرفدارترین انیمههای سفر در زمان محسوب میشود و در سراسر جهان از آن استقبال زیادی میشود، انیمیشن خارقالعاده آن است.
Spirited Away
انیمه شهر اشباح (Spirited Away) توانست همه رکوردها را بشکند و به یکی از معدود اینمههای ژاپنی تبدیل شود که موفق به دریافت جایزه اسکار شد. با در نظر گرفتن این مسئله، شما خود میتوانید حدس بزنید که به چه دلیل این انیمه جذاب و دیدنی، به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های سینمایی، مورد تحسین منتقدان و بیننندگان بسیاری قرار گرفته است.
داستان انیمه خارقالعاده شهر اشباح، در رابطه با دختر جوانی به نام چیهیرو اوگینو (Chihiro Ogino) است. این کارکتر دوست داشتنی در حالی که به همراه پدر و مادر خود میخواهد به خانه بازگردد، یک شهربازی متروکه را کشف میکند. چیهیرو حس خوبی به این مکان مرموز نداد زیرا که از نظرش ترسناک جلوه میکند. در ادامه داستان، والدین این کارکتر پس از وارد شدن به این شهربازی، تبدیل به خوک میشوند. چیهیرو که اکنون تنها مانده است، به این واقعیت پی میبرد که این مکان به تسخیر اشباح درآمده است. او که بسیار گیج شده است و نمیداند باید چه کاری انجام دهد، با روحی به نام هاکو (Haku) آشنا میشود که به او در آن مکان عجیب کمک میکند.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید