-
0/10
لوکیشنهای کشف نشده مارول بعد از Avengers: Secret Wars
پس از Avengers: Secret Wars، دنیای مارول بهدنبال لوکیشنهای کشفنشدهای است که میتوانند مسیر داستانها، جهانها و قهرمانان مارول را در آینده تغییر دهند.
با نزدیک شدن مارول به دوران پس از Avengers: Secret Wars، توجه طرفداران بیش از هر زمان دیگری به «لوکیشن های کشف نشده مارول» جلب شده است. مکانهایی که سالها در کمیکها وجود داشتهاند اما هنوز هرگز بهدرستی وارد روایتهای سینمایی نشدهاند. مارول در سالهای گذشته با معرفی فضاهایی چون واکاندا، سنکتوم سنکتوروم و قلمرو کوانتومی نشان داد که لوکیشن، تنها یک پسزمینه ساده نیست، بلکه بخشی از هویت داستان و شخصیتهاست. حالا که حماسههای چندجهانی به نقطه عطف خود رسیدهاند، این لوکیشن های کشف نشده مارول میتوانند مسیر آینده فرنچایز را تعریف کنند. از پایگاههای مخفی و سرزمینهای فراموششده گرفته تا دنیاهایی که ظرفیت معرفی نسل جدیدی از قهرمانان و تهدیدها را دارند.
1. K’un-Lun
K’un-Lun یکی از اسرارآمیزترین لوکیشنهای دنیای مارول است. شهری مقدس که ریشه در افسانههای کهن هنرهای رزمی دارد و تنها هر 10 سال یکبار در دنیای انسانها ظاهر میشود. این قلمرو، منبع قدرت «Immortal Iron Fist» است و انرژی خود را از اژدهای افسانهای Shou-Lao دریافت میکند. موجودی که قلب او منشأ نیروی چی محسوب میشود. با وجود اشارهای گذرا در سریال Iron Fist، این لوکیشن هرگز آنطور که باید و شاید مورد کاوش قرار نگرفت و عمق اسطورهای آن نادیده گرفته شد.
دنیای مارول اکنون فرصت دارد تا این کمکاری را جبران کند، بهویژه در شرایطی که آینده شخصیت Iron Fist همچنان نامشخص است. بازگشت Danny Rand با همان بازیگر قبلی چندان محتمل به نظر نمیرسد و شواهد نشان میدهد که Lin Lie میتواند جانشین او شود. در این میان، معرفی K’un-Lun در قالب دنبالهای برای Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings میتواند کاملاً منطقی و داستانمحور باشد. چرا که هر دو جهان از نظر مفهومی بر هنرهای رزمی، اسطوره و انرژیهای باستانی استوارند.
نادیده گرفتن K’un-Lun در آینده مارول، بهمعنای از دست دادن یکی از غنیترین منابع اسطورهای این دنیا خواهد بود. این لوکیشن نهتنها بستری برای روایت داستانهای متفاوت است، بلکه میتواند دریچهای تازه به بعد عرفانی و معنوی جهان مارول باز کند. از همه مهمتر، بالاخره زمان آن رسیده که Shou-Lao نه در دیالوگها، بلکه بهصورت واقعی و تأثیرگذار وارد میدان شود.
2. Genosha
Genosha در کمیکهای مارول، چیزی فراتر از یک جزیره ساده است. این مکان نماد استقلال، مقاومت و خشم فروخورده جهشیافتهها در برابر دنیای انسانها محسوب میشود. اگرچه در Dark Phoenix اشارهای بسیار سطحی به Genosha شد، اما آن تصویر هیچ شباهتی به ملت قدرتمندی که Magneto بر آن حکومت میکند نداشت. در نسخه کمیکی، Genosha کشوری است که توازن قدرت جهانی را بهطور کامل بر هم میزند.
با گسترش حضور جهشیافتهها در دنیای مارول، Genosha میتواند بهعنوان جزیرهای پنهان یا حتی کشوری شناختهشده اما رازآلود معرفی شود. جایی که ساکنانش سالها هویت واقعی خود را مخفی کردهاند. چنین رویکردی، زمینهای فوقالعاده برای پرداخت تدریجی به Magneto و فلسفه تقابل او با انسانها فراهم میکند و به داستانها عمق سیاسی و اجتماعی میبخشد.
سرنوشت تراژیک Genosha در کمیکها، یکی از تاریکترین نقاط تاریخ مارول است. جایی که میلیونها جهشیافته در حمله Sentinelها قتلعام میشوند. بازآفرینی چنین فاجعهای در دنیای مارول میتواند نقطه آغاز جنگی تمامعیار میان جهشیافتهها و انسانها باشد. این اتفاق نهتنها ظهور Magneto را توجیه میکند، بلکه میتواند یکی از تکاندهندهترین روایتهای تاریخ این جهان را رقم بزند.
3. Krakoa
Krakoa یکی از متفاوتترین و جاهطلبانهترین لوکیشنهای کمیکهای مارول است. جزیرهای زنده و هوشمند در قلب اقیانوس آرام که خود نوعی موجود زنده محسوب میشود. این مکان ابتدا تهدیدی برای جهشیافتهها بود. اما در ادامه به وطن اصلی آنها و جایگزینی برای Genosha تبدیل شد. Krakoa نهتنها پناهگاهی امن، بلکه نماد تولد دوباره جامعه جهشیافتهها است.
حرکت بهسمت Krakoa به مارول اجازه میدهد نسخهای کاملاً متفاوت از X-Men را ارائه دهد. نسخهای که هیچ شباهتی به روایتهای تکراری عمارت X-Mansion ندارد. این تغییر برای ریبوت جدید ضروری است. زیرا مخاطبان دیگر به تصاویر و ساختارهای قدیمی عادت کردهاند. Krakoa میتواند بستری تازه برای داستانهایی سیاسی، علمی و حتی کیهانی فراهم کند.
تأثیر Krakoa تنها به زمین محدود نمیشود؛ در کمیکها، نفوذ جهشیافتهها از این جزیره تا مریخ نیز گسترش پیدا میکند. چنین گسترهای، افق داستانگویی مارول را بهشدت وسیعتر میکند و جهان را وارد مرحلهای تازه از تعاملات قدرت میسازد. Krakoa فرصتی است برای تعریف آیندهای متفاوت، جسورانه و غیرقابلپیشبینی برای دنیای مارول.
4. The Savage Land
The Savage Land یکی از منحصربهفردترین لوکیشنهای دنیای مارول است. سرزمینی پنهان و ماقبل تاریخ که مملو از دایناسورها، موجودات جهشیافته و اکوسیستمی کاملاً جدا از دنیای مدرن است. این منطقه میتواند حالوهوای روایتهای مارول را بهکلی تغییر دهد و فضایی متفاوت از داستانهای شهری، کیهانی یا چندجهانی ارائه کند. فرقی نمیکند پای Avengers در میان باشد یا X-Men، حضور در چنین مکانی تجربهای تازه و غیرقابلپیشبینی رقم میزند.
معرفی Ka-Zar و Shanna the She-Devil مدتهاست که به تعویق افتاده و The Savage Land بهترین بستر برای ورود آنها محسوب میشود. حتی میتوان بهجای استفاده از چهرههای شناختهشده، داستان را با تمرکز کامل بر این دو شخصیت آغاز کرد. یک Special Presentation مستقل با محوریت این زوج، نهتنها ریسک پایینی دارد، بلکه میتواند بدون وابستگی مستقیم به خط اصلی داستانها، جهان مارول را غنیتر کند.
پتانسیل The Savage Land محدود به یک فیلم یا فرنچایز نیست. این لوکیشن میتواند بارها و بارها در داستانهای آینده مورد استفاده قرار گیرد و هر بار جنبهای تازه از آن آشکار شود. در دوران پس از Avengers: Secret Wars، بازگشت به چنین سرزمینی میتواند به مارول کمک کند تا روایتهای خود را از یکنواختی نجات دهد و مسیرهای تازهای برای داستانگویی خلق کند.
5. Negative Zone
Negative Zone یکی از مرموزترین و خطرناکترین ابعاد دنیای مارول است. قلمرویی که خانه برخی از نمادینترین ویلنها محسوب میشود و تا مدتها دسترسی به آن برای مارول محدود بود. این بُعد میتوانست بهسادگی با قلمرو کوانتومی پیوند داده شود، اما انتخاب جداسازی این دو فضا، فرصت مناسبی برای معرفی یک جهان کاملاً متفاوت فراهم کرده است.
Annihilus یکی از آن تهدیدهایی است که میتواند نهتنها Fantastic Four، بلکه Avengers و Guardians of the Galaxy را نیز به چالش بکشد. بسیاری از ماجراجوییهای Fantastic Four در Negative Zone جریان داشتهاند و ورود به این بُعد، امکان روایت داستانهایی را فراهم میکند که از نظر مقیاس و خطر، فراتر از آن چیزی هستند که تاکنون دیدهایم. این فضا میتواند مرزهای قدرت و بقا را دوباره تعریف کند.
اگرچه مارول پیشتر به اعماق فضا سفر کرده، اما کاوش در خانه شخصیتهایی مانند Blastaar و Annihilus تجربهای کاملاً متفاوت خواهد بود. Negative Zone نهتنها یک لوکیشن، بلکه بستری برای تحول روایتهاست؛ فضایی که میتواند موج جدیدی از داستانها را از نظر بصری، مفهومی و روایی از گذشته متمایز کند.
6. Asteroid M
Asteroid M یکی از خاصترین پایگاههای تاریخ مارول است؛ مکانی که حتی با معرفی Genosha یا Krakoa نیز اهمیت خود را از دست نمیدهد. این سیارک، خانه Brotherhood of Evil Mutants است و بهتنهایی میتواند هویت بصری و داستانی متفاوتی به روایتهای جهشیافتهها ببخشد. حضور چنین پایگاهی در مدار زمین، مفهومی تهدیدآمیز و دائمی ایجاد میکند.
Asteroid M زمینهساز روایتهای کیهانی با محوریت X-Men است و فرصتی کمنظیر برای ارائه نسخهای متفاوت از Magneto فراهم میکند. Magneto در این قالب، نه صرفاً یک رهبر یا مبارز، بلکه نیرویی است که از فراز زمین بر بشریت سایه میاندازد. این تصویر میتواند شخصیت او را از کلیشههای قبلی جدا کرده و به سطحی اسطورهای ارتقا دهد.
حتی اگر سرنوشت Asteroid M سقوط به زمین باشد، این اتفاق میتواند به تولد Utopia برای X-Men منجر شود. مسیری تازه که از تکرار روایتهای قدیمی جلوگیری میکند. با توجه به تجربه نهچندان موفق فیلمهای قبلی، چنین انتخابی به مارول اجازه میدهد بدون بازگشت به مسیرهای فرسوده، آیندهای متفاوت و جسورانه برای جهشیافتهها ترسیم کند.
7. Hell
Hell نباید با Hel آسگاردی اشتباه گرفته شود. این قلمرو، بُعدی فراجهانی و تاریک در دنیای مارول است که Mephisto و دیگر موجودات اهریمنی در آن سکونت دارند. همانند برداشتهای کلاسیک، این مکان محل فرستاده شدن ارواح شرور است. جایی که مجازات ابدی، رنج و شکنجه بهعنوان بخشی از نظم این قلمرو تعریف میشود. Hell از نظر مفهومی، یکی از سیاهترین و بالغترین لوکیشنهای مارول بهشمار میرود.
پس از معرفی دیرهنگام Mephisto در Ironheart، گسترش این قلمرو تقریباً اجتنابناپذیر است. Hell نقشی کلیدی در معرفی Ghost Rider خواهد داشت و در آیندهای نهچندان دور، به یکی از لوکیشنهای محوری داستانهای Midnight Sons تبدیل میشود. ورود جدی به این بُعد میتواند لحن روایتهای مارول را به سمت فضای ترسناکتر و تاریکتر سوق دهد؛ مسیری که سالهاست طرفداران انتظارش را میکشند.
Ironheart تنها نمایی گذرا از چهره واقعی Mephisto ارائه داد، اما انتظار مخاطبان بسیار فراتر از این است. اگر در حماسه بعدی، Mephisto را بر تخت سلطنت خود در Hell نبینیم. در حالی که این قلمرو را با تمام شکوه جهنمیاش اداره میکند، مارول یکی از مهمترین فرصتهای داستانگویی خود را از دست داده است.
8. Avengers Mansion
با نابودی Avengers Compound و تغییر کاربری Avengers Tower، تیم Avengers عملاً بدون پایگاه رسمی باقی مانده است. در چنین شرایطی، معرفی Avengers Mansion نهتنها منطقی، بلکه کاملاً ضروری به نظر میرسد. این عمارت میتواند جایگزینی کلاسیک و نمادین برای تیم باشد. مکانی که ریشه در تاریخ کمیکها دارد و هویت Avengers را دوباره تعریف میکند.
اگرچه تاکنون اشاره مستقیمی به Avengers Mansion نشده، اما این موضوع مانع ورود آن به داستان نمیشود. احتمال اینکه Tony Stark این عمارت را بهعنوان بخشی از میراث خود برای Avengers باقی گذاشته باشد، کاملاً قابلباور است. حتی میتوان نسخهای جدید از سیستم هوش مصنوعی J.A.R.V.I.S. را در این مکان معرفی کرد. عنصری که پیوند گذشته و آینده تیم را حفظ میکند.
در نهایت، سرنوشت Avengers Mansion به مسیر آینده تیم بستگی دارد. این لوکیشن میتواند خیلی زود و حتی در Avengers: Doomsday معرفی شود، بهویژه اگر Sam Wilson پایگاه رسمی تیم جدید Avengers را رهبری کند. Avengers Mansion فرصتی است برای بازگرداندن حس کلاسیک، انسجام تیمی و هویت ازدسترفتهای که مدتهاست جای خالی آن احساس میشود.
جمعبندی
با پایان Avengers: Secret Wars، دنیای مارول در آستانه یکی از مهمترین تغییرات ساختاری خود قرار میگیرد. تغییری که بیش از هر چیز، به معرفی و گسترش لوکیشنهای کشفنشده وابسته است. از قلمروهای اسطورهای و جهنمی گرفته تا جزایر زنده، پایگاههای فضایی و سرزمینهای فراموششده، این مکانها میتوانند جان تازهای به روایتها ببخشند و مسیر داستانها را از الگوهای تکراری گذشته جدا کنند.
لوکیشنهایی مانند K’un-Lun، Genosha، Krakoa، Hell و Avengers Mansion فقط پسزمینه داستان نیستند، بلکه نقش مستقیمی در شکلگیری شخصیتها، درگیریها و حتی آینده جهان مارول دارند. اگر مارول بخواهد دوران پس از Secret Wars را بهدرستی بسازد، ناچار است از این فضاهای ناشناخته استفاده کند. مکانهایی که ظرفیت تعریف نسل جدیدی از قهرمانان، ویلنها و روایتهای جسورانه را دارند و میتوانند آینده این جهان را برای سالها تضمین کنند.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید