۷ فیلم عاشقانه انگلیسی که دیدگاهتان راجع‌به عشق را تغییر می‌دهد!
1%
  • 0/10

۷ فیلم عاشقانه انگلیسی که دیدگاهتان راجع‌به عشق را تغییر می‌دهد!

ژانر رمانتیک هم طرفدارهای خودش‌رو داره…

۷ فیلم عاشقانه انگلیسی که دیدگاهتان راجع‌به عشق را تغییر می‌دهد! ۰ 1 ساعت قبل ترین‌ها (سینمایی) کپی لینک

اگر قرار باشد از سینمای امروز یک تصویر شفاف بگیریم، باید از جایی شروع کنیم که احساسات واقعی با روایت های بی‌دردسر عوض می‌شوند. فیلم عاشقانه انگلیسی دیگر فقط وعده پایان خوش نمی‌دهد، بلکه با نشان دادن تردید، انتخاب و گاهی شکست، سعی می‌کند به تجربه واقعی عشق نزدیک شود و سلیقه مخاطب را جدی تر بگیرد. این جریان تازه، ژانری را که سال ها زیر بار کلیشه‌ها خم شده بود دوباره سر پا کرده و ثابت می‌کند هنوز هم می‌شود درباره دوست داشتن حرف تازه زد، حتی وقتی همه فکر می‌کنند همه چیز قبلا گفته شده است.

هر از گاهی اثری روی پرده می‌آید که بی‌اعتنا به کلیشه‌ها، تجربه عاشق شدن یا حتی فاصله گرفتن از عشق را همان طور که در زندگی واقعی جریان دارد ثبت می‌کند. این دسته از آثار در قالب فیلم عاشقانه انگلیسی فقط برای برانگیختن احساسات زودگذر ساخته نمی‌شوند، بلکه با کنار گذاشتن دیالوگ‌ها‌ی تصنعی و جایگزین کردن صداقت عریان، نگاه مخاطب را به مفهوم دوست داشتن عوض می‌کنند. وقتی روایت به جای پایان‌ها‌ی پرزرق و برق، به خداحافظی تلخ و صادقانه می‌رسد، تماشاگر با داستانی روبه‌رو است که فراتر از سرگرمی عمل می‌کند و معیارهای ذهنی ما درباره رابطه و تعهد را بازتعریف می‌کند.

چنین فیلم‌ها‌یی نه تنها خاطره می‌سازند، بلکه شیوه فکر کردن ما درباره قلب خودمان را هم تغییر می‌دهند و نشان می‌دهند عشق همیشه شبیه آنچه در قصه‌ها‌ی ساده دیده ایم نیست. در این مسیر، ژانر رمانتیک با تکیه بر روایت‌ها‌ی واقع‌گرایانه و انتخاب‌ها‌ی جسورانه، دوباره معنا پیدا می‌کند و ثابت می‌کند که سینما می‌تواند همزمان هم تاثیرگذار باشد و هم صادق بماند. به همین دلیل، فهرستی از نمونه‌ها‌ی شاخص فیلم عاشقانه انگلیسی که قواعد این ژانر را جابه‌جا کرده اند، فقط معرفی چند عنوان نیست، بلکه گزارشی از تحول نگاه سینما به احساسات انسانی است.

۷. The Shape of Water

فیلم The Shape of Water در بستری تاریخی و پرتنش از دوران جنگ سرد در سال ۱۹۶۲ روایت می‌شود و شخصیت Elisa با بازی Sally Hawkins را دنبال می‌کند؛ نظافتچی تنها و خاموشی که در آزمایشگاهی با امنیت بسیار بالا مشغول به کار است. زندگی او وقتی دگرگون می‌شود که موجودی اسرارآمیز و دوزیست از آمازون کشف و به آزمایشگاه آورده می‌شود. دانشمندان تنها یک نمونه می‌بینند و نظامیان آن را به چشم یک سلاح می‌بینند، اما Elisa در این موجود، روحی تنها و منزوی می‌یابد که مانند خودش در جستجوی ارتباط است.

با کمک موسیقی، تخم‌مرغ آب‌پز و زبان اشاره، پیوندی عمیق میان آن ها شکل می‌گیرد و Elisa در نهایت حاضر می‌شود همه چیز را به خطر بیندازد تا جان او را نجات دهد. این اثر با ترکیب خیال و احساسات انسانی، مانند یک داستان سیاه افسانه‌ای جریان می‌یابد و به مخاطب یادآوری می‌کند که عشق اغلب در غیرمنتظره‌ترین مکان‌ها شکوفا می‌شود و گاهی از مرزهای معمول و زبان رایج فراتر می‌رود. همین نگاه، فیلم عاشقانه انگلیسی را به سطحی می‌رساند که همزمان شاعرانه، مهیج و صادقانه است.

۶. Lost in Translation

فیلم Lost in Translation داستان Bob با بازی Bill Murray، ستاره سینمایی رو به افول، و Charlotte با بازی Scarlett Johansson، همسر جوانی که احساس بی‌توجهی می‌کند، را در یک هتل لوکس در Tokyo دنبال می‌کند. هر دو با تنهایی و حس بیگانگی فرهنگی دست و پنجه نرم می‌کنند. گفت و گوهای ساده اولیه خیلی زود به نوعی همدمی آرامش‌بخش تبدیل می‌شود و آن ها با هم به گشت و گذار در شهر می‌پردازند، مکالمات شبانه، جلسات کارائوکه و لحظات تأمل‌برانگیز را به اشتراک می‌گذارند و پیوندی شکل می‌گیرد که بسیار صمیمی است، اما تعریفش دشوار است. این رابطه نه صرفا دوستی است و نه رمانس سنتی، بلکه چیزی عمیق و احساسی است که در سکوت معنا پیدا می‌کند.

با پایان سفر آن ها در توکیو، مجبورند به زندگی جداگانه بازگردند، اما تجربه‌ای که داشته‌اند، هرچند کوتاه، تحولی آرام و تأثیرگذار در آن ها ایجاد کرده است. فیلم در منطقه خاکستری زندگی می‌کند و از برچسب زدن به رابطه آن ها خودداری می‌کند؛ آیا این یک دلبستگی است یا دوستی؟ با حفظ همین ابهام، Sofia Coppola رمانس را بازتعریف می‌کند و نشان می‌دهد عشق و صمیمیت می‌تواند در برخورد ذهن ها و اشتراک تجربه‌ها شکل بگیرد، نه فقط در کشش فیزیکی یا حرکات نمایشی.

۵. Silver Linings Playbook

داستان فیلم Silver Linings Playbook از جایی شروع می‌شود که Pat با بازی Bradley Cooper بعد از یک دوره بستری در مرکز سلامت روان و از دست دادن همزمان همسر، خانه و شغلش، تصمیم می‌گیرد زندگی اش را از نو بسازد و همسر سابقش را برگرداند. نقشه او اما خیلی زود با ورود Tiffany با بازی Jennifer Lawrence به هم می‌ریزد؛ زنی جوان که خودش هم با مجموعه ای از بحران ها و زخم های حل نشده زندگی می‌کند. Tiffany قول می‌دهد برای برقراری دوباره ارتباط Pat با همسرش کمک کند، به شرطی که او شریکش در یک مسابقه محلی رقص شود. تمرین های اجباری، خیلی زود از یک معامله ساده فراتر می‌رود و پیوندی آشفته، پرتنش و در عین حال صادقانه میان آن ها شکل می‌گیرد، پیوندی که هیچ کدام از ابتدا انتظارش را نداشتند و دقیقا به همین دلیل هم واقعی به نظر می‌رسد.

برخلاف بسیاری از فیلم ها که شخصیت های عاشق را فقط کمی عجیب و بامزه نشان می‌دهند، این جا با دو آدم طرف هستیم که واقعا با اختلال دوقطبی، سوگ و مرزهای شکننده اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند. همین نگاه بی تعارف است که باعث می‌شود فیلم از قالب های امن فاصله بگیرد و نشان دهد یک فیلم عاشقانه انگلیسی می‌تواند درباره ناتمام بودن، لغزش و تلاش مداوم برای بهتر شدن باشد. قهرمان این روایت نه کسی است که همه چیز را بلد است، بلکه انسانی است که مدام در حال ساختن خودش است و شاید همین تعریف تازه، صادقانه ترین بازنویسی ممکن از مفهوم قهرمان رمانتیک در سینمای معاصر باشد.

۴. Blue Valentine

روایت فیلم Blue Valentine در دو خط زمانی موازی پیش می‌رود؛ گذشته و حال. در گذشته، تماشاگر با دوره ماه عسل رابطه آشنا می‌شود، جایی که Cindy با بازی Michelle Williams و Dean با بازی Ryan Gosling در یک عاشقانه تند و پرهیجان به هم دل می‌بندند و همه چیز ساده و امیدوارکننده به نظر می‌رسد. در زمان حال اما، تصویر کاملا فرق می‌کند؛ شش سال بعد، آن ها در ازدواجی رو به فروپاشی گیر افتاده اند و با دلخوری و فشار این واقعیت دست و پنجه نرم می‌کنند که دیگر مثل گذشته به هم نمی‌خورند. فیلم با جابه‌جایی حساب شده میان این دو دوره، نشان می‌دهد فاصله میان شروع پرشور و ادامه فرسایشی یک رابطه چقدر می‌تواند کوتاه و بی‌رحم باشد، و چطور یک فیلم عاشقانه انگلیسی می‌تواند به جای تزئین احساسات، آن ها را بی پرده روی میز بگذارد.

برای نجات ازدواج، آن ها یک شب را در هتلی دور از خانه می‌گذرانند، اما ترک هایی که در طول سال ها ایجاد شده اند عمیق تر از آن هستند که با یک سفر کوتاه پر شوند. این اثر به صراحت رمانس افسانه ای را کنار می‌زند و به نفع واقع‌گرایی عاطفی موضع می‌گیرد، انگار که قصد دارد به تماشاگر یادآوری کند رابطه ها همیشه طبق نقشه پیش نمی‌روند. نتیجه، داستانی است که نه وعده نجات می‌دهد و نه دنبال تسکین ساده است، بلکه نشان می‌دهد پیوندهای انسانی می‌توانند به شکل هایی تغییر کنند که هیچ کدام از طرفین از قبل برایش آماده نبوده اند. تماشای این مسیر، بیشتر از آن که دلگرم کننده باشد، صادقانه و تکان دهنده است و همین صداقت است که فیلم را در حافظه مخاطب نگه می‌دارد.

۳. Brokeback Mountain

داستان فیلم Brokeback Mountain در دهه ۱۹۶۰ می‌گذرد و دو کارگر دامداری به نام Ennis Del Mar با بازی Heath Ledger و Jack Twist با بازی Jake Gyllenhaal را دنبال می‌کند که برای چرای گوسفندها به منطقه دورافتاده ای در ایالت Wyoming فرستاده می‌شوند. تابستانی که قرار بود فقط با سکوت و کار سخت بگذرد، به شکلی غیرمنتظره به شکل گیری پیوندی عاطفی و جسمی عمیق میان آن ها ختم می‌شود. با پایان کار، هر کدام به مسیر جداگانه خود برمی‌گردند، با زنان ازدواج می‌کنند و خانواده ها را طبق الگوی رایج می‌سازند، اما آنچه میانشان شکل گرفته بود، به این سادگی پاک نمی‌شود و در سکوت و پنهان کاری ادامه پیدا می‌کند.

در طول حدود ۲۰ سال، آن ها به بهانه سفرهای ماهیگیری دوباره همدیگر را می‌بینند و همزمان زیر فشار انتظارهای اجتماعی و ترس از فاش شدن راز خود زندگی می‌کنند. این روایت، فراتر از یک درام شخصی، نشان می‌دهد یک فیلم عاشقانه انگلیسی می‌تواند درباره محدودیت ها، ترس ها و هزینه هایی باشد که جامعه به احساسات تحمیل می‌کند. در هسته این داستان، پیشنهادی تلخ اما صریح قرار دارد: بزرگ ترین تراژدی نه دوست داشتن، بلکه مجبور شدن به زندگی در جهانی است که اجازه نمی‌دهد آن عشق به طور کامل بیان شود. نتیجه، اثری است که به جای آرام کردن وجدان تماشاگر، او را وادار می‌کند درباره مرزهای پذیرش، شجاعت و بهای پنهان کاری دوباره فکر کند.

۲. Before Sunset trilogy

فیلم Before Sunrise با معرفی Jesse با بازی Ethan Hawke و Céline با بازی Julie Delpy شروع می‌شود، دو مسافر که در قطاری به مقصد Vienna به هم می‌رسند و خیلی ناگهانی تصمیم می‌گیرند یک شب را کنار هم در شهر بگذرانند. قدم زدن در خیابان ها، کافه ها و پارک ها بهانه ای می‌شود برای گفت و گوهایی که از شوخی های ساده به بحث های جدی و فلسفی می‌رسند و تا سپیده دم، پیوندی شکل می‌گیرد که هم شکننده است و هم می‌تواند مسیر زندگی را عوض کند. این روایت، رمانس را نه در حرکت های نمایشی، بلکه در خود گفت و گو تعریف می‌کند و نشان می‌دهد یک فیلم عاشقانه انگلیسی می‌تواند بدون قهرمان بازی و بدون دشمن تراشی، فقط با دو آدم که حرف می‌زنند، تماشاگر را درگیر کند و معنای صمیمیت را از نو بسازد.

اهمیت کار وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم این فقط یک فیلم جدا افتاده نیست، بلکه آزمایشی سینمایی در بازه ای حدود ۲۷ ساله است. Richard Linklater همراه با Ethan Hawke و Julie Delpy تصمیم گرفتند هر ۹ سال یک بار به این رابطه برگردند و ببینند عشق در گذر زمان چه شکلی پیدا می‌کند، تصمیمی که برخلاف عادت رایج سینما است که همه چیز را با تیتراژ پایانی تمام شده فرض می‌کند. نتیجه، نگاهی صادقانه به فرسودگی، تغییر و بلوغ احساسات است؛ نگاهی که ثابت می‌کند رمانس می‌تواند درباره دوام آوردن باشد، نه فقط درباره شروع های درخشان، و این همان جایی است که ژانر از خیال پردازی صرف فاصله می‌گیرد و به تجربه زیسته نزدیک تر می‌شود.

۱. Eternal Sunshine of the Spotless Mind

پس از یک جدایی دردناک، Joel با بازی Jim Carrey با ناباوری می‌فهمد که Clementine با بازی Kate Winslet به سراغ یک فرایند پزشکی پیشرفته رفته تا تمام خاطره های مشترک را از ذهنش پاک کند. این خبر برای او ویران کننده است و از سر رنجش تصمیم می‌گیرد همان مسیر را انتخاب کند، اما هرچه روند پاک شدن خاطره ها جلوتر می‌رود، تردید جای خشم را می‌گیرد و او درمی‌یابد هنوز آماده رها کردن نیست. بخش میانی Eternal Sunshine of the Spotless Mind به یک تعقیب و گریز واقعی در ناخودآگاه شخصیت اصلی تبدیل می‌شود، جایی که او تلاش می‌کند تصویر Clementine را در گوشه های ذهن پنهان کند تا دست پزشک ها به آن نرسد. این روایت، با زبانی تصویری و ساختاری جسورانه، نشان می‌دهد یک فیلم عاشقانه انگلیسی می‌تواند فراتر از قصه گویی معمول عمل کند و به لایه های پنهان احساسات انسانی سرک بکشد.

این فیلم افسانه ساده انگارانه عشق کافی است را کنار می‌زند و به جایش ایده ای شجاعانه می‌نشاند: عشق ارزش تلاش کردن دارد. تا پیش از چنین نگاه هایی، بیشتر فیلم ها جدایی را شکست یا مرحله ای برای پشت سر گذاشتن نشان می‌دادند، اما این اثر پیشنهاد می‌کند دل‌شکستگی ها همان قدر در شکل دادن به هویت ما نقش دارند که شادی ها. نتیجه، تغییری جدی در نگاه ژانر است؛ تغییری که ثابت می‌کند سینما می‌تواند همزمان صادق، تاثیرگذار و مسئولانه باشد و مخاطب را وادار کند درباره آنچه دیده ایم دوباره فکر کنیم، نه فقط درباره آنچه دوست داشته ایم.

در نهایت، این مجموعه فیلم ها نشان می‌دهد که ژانر رمانتیک فراتر از قصه‌های ساده و پایان‌های خوش است و می‌تواند به بررسی عمیق احساسات انسانی، شکست، تنهایی و پیچیدگی های روابط بپردازد. چه در خیابان‌های آرام وین، کوه‌های دورافتاده وایومینگ یا هتل های پرجنب و جوش توکیو، فیلم عاشقانه انگلیسی مخاطب را با تجربه‌هایی مواجه می‌کند که واقعی، گاهی تلخ و گاهی امیدبخش هستند، و ثابت می‌کند عشق و پیوندهای انسانی همیشه قابل پیش‌بینی نیستند و ارزش توجه و تأمل دارند. این آثار یادآوری می‌کنند که قلب انسان نه فقط برای شروع عاشقانه‌ها، بلکه برای پذیرش تغییر، تلاش و صمیمیت عمیق طراحی شده است.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments