-
0/10
معرفی ۵ دنباله سینمایی دی سی (DC) که از یاد بردهاید!
بیهویت و بیرمق
در کارنامه سینمایی دی سی (DC)، فیلم ها و دنباله هایی به چشم میخورند که به خاطر شکست بسیار تلخ خود، برای همیشه از یاد و خاطره هوادارها پاک شدهاند. در این مقاله، مروری بر ۵ دنباله سینمایی دی سی (DC) شکست خورده و فراموش شده داریم.
دنیای سینمایی دی سی (DC) همیشه سرزمین تضادهای عجیب و غریب بوده است. از یک طرف شاهکارهای ماندگاری مثل شوالیه تاریکی (The Dark Knight) و بتمن (The Batman) را داریم که استانداردهای ژانر ابرقهرمانی را جابهجا کردند و از سوی دیگر فاجعههایی مثل بتمن و رابین که به قدری بد بودند که تبدیل به سوژه خنده و سرگرمی شدند. با این حال، همه این عناوین به خاطر عملکرد درخشان یا افتضاح خود در یادها باقی ماندهاند. در این میان، دسته سومی هم وجود دارد که شاید بدترین سرنوشت را در میان تمام آثار داشته باشند.
این فیلمها نه آنقدر خوب و جذاب هستند که بتوان آنها را در گروه بهترین آثار دی سی قرار داد و نه آنقدر ارزش و اهمیت دارند که در لیست بدترین فیلمهای دی سی حضور داشته باشند. این فیلمها آنقدری بیاثر و بیارزش هستند که بعد از اتمام و تیتراژ پایانی، به سرعت از حافظه پاک میشوند و چه بسا حتی از ذهن و خاطره بسیاری از هوادارهای دو آتیشه دی سی نیز از بین رفتهاند. در این مقاله، به معرفی ۵ دنباله سینمایی دی سی (DC) میپردازیم که احتمالا همین الان هم فراموششان کردهاید. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۵. سوپرگرل (Supergirl)
اگرچه سوپرگرل از نظر فنی یک اسپینآف برای مجموعه فیلمهای سوپرمن کریستوفر ریو محسوب میشود، اما از نظر کیفی فرسنگها با دو قسمت اول آن فاصله دارد. در دهه ۸۰ میلادی، سازندگان سعی کردند با سوار شدن بر موج محبوبیت سوپرمن، دخترعموی او را هم وارد میدان کنند، اما نتیجه کار بیشتر شبیه به یک تئاتر بیخود و پرهزینه شد.
مشکل سوپرگرل فقط جلوههای ویژه افتضاح یا طراحی صحنه مقوایی آرگو سیتی نبود، بلکه مشکل اصلی، فیلمنامه بود؛ فیلمنامهای که نمیدانست میخواهد یک درام جدی باشد یا یک کمدی را به تصویر بکشد. با اینکه بازیگران بزرگی مثل پیتر اوتول (Peter O’Toole) و فی داناوی (Faye Dunaway) در فیلم حضور داشتند، اما حتی آنها هم نتوانستند این اثر را نجات دهند. تنها نقطه روشن، بازی هلن اسلیتر بود که معصومیت خاصی به کاراکتر بخشید.
۴. شزم! خشم خدایان (Shazam! Fury of the Gods)
قسمت اول شزم که در سال ۲۰۱۹ میلادی پخش شد، یک غافلگیر شیرین برای هوادارها بود. این فیلم تعادل خوبی بین اکشن، کمدی و حتی کمی ترس برقرار کرده بود. با این حال، دنباله شزم به نام خشم خدایان، چندان چنگی به دل نمیزد.
فیلم شزم! خشم خدایان که بخش عمده آن کمدی بیمزه و مسخره است، دو مشکل اساسی داشت. در گام اول، دختران اطلس (Daughters of Atlas) شرورهایی بیمزه هستند و در مقایسه با دکتر سیوانا (Dr. Sivana) و هفت گناه کبیره (Seven Deadly Sins) در فیلم اول، ابهت خاصی ندارند. اما مشکل بزرگتر، نقشآفرینی زکری لیوای (Zachary Levi) است. اشر انجل (Asher Angel) کاری را که باید انجام میداد، انجام داد.
او شخصیت بیلی بتسون (Billy Batson) را بالغتر به تصویر کشید. اما این بلوغ در بازی لیوای بازتابی ندارد و او کاملا مسیر اشتباهی را در پیش گرفته است. او در این فیلم حتی نسبت به روز اولی که قدرتهایش را به دست آورد، کودکانهتر رفتار میکند!
۳. واندر وومن ۱۹۸۴ (Wonder Woman 1984)
فیلم نخست واندر وومن به کارگردانی پتی جنکینز یک نقطه عطفی در سینمای ابرقهرمانی بود. واندر وومن، اولین فیلمی با محوریت یک قهرمان زن بود که به معنای واقعی کلمه، درخشید. با این حال، دنباله این فیلم به نام واندر وومن ۱۹۸۴، همه این موفقیتها خراب کرد و یک عقبگرد کامل بود!
واندر وومن ۱۹۸۴ فیلمی بیش از حد طولانی و کسلکننده بود. همچنین، لحن فیلم هم دلگرمکننده نبود. سازندگان سعی کردند حسوحال فیلمهای دهه ۸۰ را زنده کنند، اما هرگز در این زمینه موفق نشدند. از همه مهمتر، خط داستانی مربوط به بازگشت استیو ترور (کریس پاین) با آن ایده عجیب تسخیر بدن یک مرد دیگر، از نظر اخلاقی و منطقی برای بسیاری از مخاطبان غیرقابلهضم بود.
از سوی دیگر، جلوههای ویژه ضعیف بهویژه در طراحی چیتا و لباس طلایی دایانا و تبدیل شدن پدرو پاسکال به یک کاریکاتور از شرورهای کلاسیک، باعث شد تا این فیلم هیچ جایگاهی در بحثهای جدی طرفداران نداشته باشد. واندر وومن ۱۹۸۴ فیلمی است که حتی طرفداران سرسخت دیسی هم ترجیح میدهند وانمود کنند که هرگز وجود نداشته است!
۲. بازگشت سوامپ تینگ (The Return of Swamp Thing)
شاید بسیاری از مخاطبان نسل جدید دی سی حتی ندانند که سوامپ تینگ یا موجود مرداب در سینما حضور داشته است. این فیلم که دنبالهای بر اثر وس کریون بود، دقیقا در همان سالی اکران شد که تیم برتون با بتمن خود، فضایی تیره و جدی را به سینمای کمیکبوکی آورد. در مقابل، بازگشت سوامپ تینگ مسیر کاملا برعکسی را طی کرد.
این فیلم عملا یک اثر درجه دو بود که خودش را جدی نمیگرفت. در واقع، این دنباله بهجای اینکه یک داستان ترسناک و فلسفی را روایت کند، یک اکشن کمدی سطح پایین را به نمایش گذاشت که اشتباهی استراتژیک بود. لباس لاستیکی و ارزانقیمت قهرمان و دیالوگهای سطحی، نه برای طرفدارها و نه برای عموم مردم قابل قبول بود.
۱. جوکر: جنون مشترک (Joker: Folie à Deux)
و اما نوبت به صدرنشین لیست فراموششدنیها رسید. قسمت اول جوکر که در سال ۲۰۱۹ میلادی پخش شد، با بودجهای محدود، یک میلیارد دلار فروخت و اسکار گرفت. اما قسمت دوم با بودجهای سرسامآور که چیزی در حدود ۲۰۰ میلیون دلار، یک خودکشی برای جهان سینمایی دی سی بود!
تاد فیلیپس در اقدامی عجیب، تصمیم گرفت فیلمی بسازد که عملا علیه طرفداران قسمت اول بود. اینکه اتمسفر سنگین و روانشناختی را به یک موزیکال دادگاهی خستهکننده تبدیل کنند، ریسک بزرگی بود که متاسفانه جواب نداد. فیلم دو ساعت و بیست دقیقه زمان دارد، اما داستانش در همان ۲۰ دقیقه اول متوقف میشود. پایانبندی فیلم که هویت جوکر را پوچ و بیمعنی جلوه میدهد، حس خیانت را به همه هوادارها القا کرد. از طرفی، دریافت نمره D از سینمااسکور که برای یک فیلم کمیکبوکی فاجعه است، نشان داد که هر از چند گاهی، نساختن دنباله، بزرگترین لطف در حق یک شاهکار است.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با این دنبالههای سینمایی فراموششدنی در دنیای سینمایی دی سی (DC) چیست؟ آیا شما هم واقعا این فیلمها را فراموش کرده بودید یا هنوز گوشهای از ذهنتان را اشغال کردهاند؟ به نظر شما لقب ناامیدکنندهترین دنباله در این فهرست به کدام فیلم تعلق میگیرد؟ فراموش نکنید که نام فیلمهای پیشنهادی و نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید