-
0/10
ده بازی نقشآفرینی سال 2026 که باید آنها را در نظر داشته باشید
آثاری که بهتر است از هماکنون آنها را ویشلیست کنید
در این مطلب به معرفی ده بازی نقشآفرینی مهم از سال 2026 میپردازیم که باید آنها را ویشلیست کرده و به منظور تجربه مد نظر داشته باشید.
سال 2026 از نظر بسیاری از بازیها ظاهرا سال امیدوارکنندهای میرسد. ژانر نقشآفرینی یا همان RPG به دلایل خوبی یکی از محبوبترین ژانرها در دنیای بازی است زیرا اغلب به بازیکنان آزادی عمل زیادی در انتخاب نحوه تعامل با دنیا کاراکترهای طراحی شده در بازی میدهد.
در این مطلب نگاهی خواهیم داشت به برخی از بهترین و مورد انتظاترین بازیهای ژانر نقشآفرینی آینده که قرار است امسال به بازار بیایند. اگرچه امروزه از این اصطلاح بیشتر از همیشه استفاده میشود بدین معنی که بسیاری از بازیها در ژانرهای مختلف از عناصر ژانر نقشآفرینی استفاده میکنند، بازیهای این لیست قطعا قصد دارند به جایگاه RPG خود وفادار بمانند. چه از طریق ارائه جهانهای باز پیچیده به بازیکنان، چه سیستمهای کلاس متنوع برای انتخاب، این بازیها در میان موردانتظارترین انتشارهای سال 2026 هستند.
10 – بازی Alkahest
بازی Alkahest یک عنوان ماجراجویی نقشآفرینی قرون وسطایی و گریمدارک که با تریلر گیمپلی چشمگیر خود مخاطبان را تحت تاثیر قرار داده است، تمرکز بر سموم و روغنهای افسون شده برای از بین بردن گابلینها را در یک جهان بسیار سینمایی به نمایش میگذارد. با این حال این بازی چیزی فراتر از یک جشن بصری بوده به طوری که تنوع معجونها، زیورآلات و تواناییها نوید راهحلهای خلاقانه زیادی برای غلبه بر دشمنان و حرکت در محیط میدهد.
به نظر میرسد بازی Alkahest همچنین دارای عناصر پارکور باشد، با تمرکز بر سیاهچالها و نبرد در جهانی که به نظر میرسد برای انسانهای صرف، فوقالعاده خصمانه است. بازی فقط به اکشن هک اند اسلش (Hack-and-Slash) ختم نمیشود بلکه داستانی محور پسر یک ارباب کوچک روایت میکند که سعی میکند در پادشاهی Kadanor برای خود نامی دست و پا کند.
نکته جذاب در Alkahest، استفاده از نوعی سیستم روغن و سم به عنوان هسته اصلی گیمپلی بوده که تنها به ویژگی تزئینی در آن خلاصه نمیشود. بازیکن باید نوع آیتمها را با ضعف دشمن تطبیق دهد. ترکیب پارکور با فضای گریمدارک و طراحی سطح چاهمانند، یادآور بازی Dark Messiah است. هرچند بازی هنوز منتشر نشده، پتانسیل بالایی در ارائه اکشن خلاقانه به بازیکن دارد.
9 – بازی Chronicles: Medieval
بازی Chronicles: Medieval نه فقط در ژانر قرون وسطایی بلکه به طور کلی به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از موردانتظارترین بازیهای سال است. این عنوان اولیه از استودیوی مستقل Raw Power Games وعده یک تجربه سندباکس پویا و غولپیکر قرون وسطایی را میدهد که در آن بازیکنان در انتخاب نحوه زندگی خود آزاد هستند.
چه بخواهید یک تاجر فروتن باقی بمانید یا به عنوان یک شوالیه محترم از درجات بالا بروید، به نظر میرسد بازی Chronicles: Medieval به شما اجازه انجام همه این کارها را بدهد. اگرچه از نظر گیمپلی چیز زیادی ندیدهایم اما نشانههای اولیه همچنان خوب به نظر میرسند و فضا برای بازی مربوط به این دوران کاملا عالی است.
جاهطلبی Chronicles: Medieval در وعده شبیهسازی یک اقتصاد زنده کامل نهفته است، جایی که شخصیتهای غیرقابل بازی (NPC) شهرت شما را در مشاغل مختلف به خاطر میسپارند. برخلاف روایت خطی Kingdom Come: Deliverance، این عنوان سندباکس ظاهرا به شما اجازه میدهد در میانه بازی شغلتان را عوض کنید برای مثال از یک آهنگر به جاسوس تبدیل شوید و با پیامدهای سیستمی آن نیز مواجه شوید. اگر تیم سازنده در استودیو راپاور گیمز (Raw Power Games) بتواند از پس پیادهسازی صحیح این بازی و ایدههای آن بر بیاید میتواند در داستانپردازی برآمده از تعامل با آثاری چون Mount & Blade رقابت کند بدون آن که نیاز به مدیریت ارتش عظیم باشد.
8 – بازی Blind Descent
این روزها سخت است که یک بازی علمی-تخیلی بقا بر پایه کرفتیگ برجسته شود، اما بازی Blind Descent با جلوه بصری جذاب و تمرکز بر طراحی زیبای جهان دقیقا موفق به انجام این کار شده است. پس از سقوط اضطراری در یک سیاره بیگانه پر از گیاهان، حشرات، حیوانات و بسیاری از چیزهای دیگر باورنکردنی، شما باید اکولوژی یا بومشناسی این سیاره را بیاموزید و برای اینکه شانسی برای زنده ماندن داشته باشید، از آن به نفع خود استفاده کنید.
با این حال، به نظر میرسد این چیزی فراتر از کرفت و بقا باشد، با اسرار فراوان به مانند بازی Subnautica که باید آن را کشف کنید و جهانی که احساس میکند یادآور داستانهای کلارک اشتون اسمیت (Clark Ashton Smith) نویسنده آمریکایی است. البته همه چیز در اینجا فقط زیبایی و جلوه بصری نیست. چیزهای زیادی در زیر سطح در کمین هستند و وظیفه شما این است که دقیقا بفهمید در آن پایین چه چیزی وجود دارد.
7 – بازی Solasta 2
اینطور که پیداست اقتباس از عناوین رومیزی (Tabletop) تقریبا همیشه قرار است بازیهای عالی را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بازی Solasta 2 به نظر میرسد که میخواهد این روند را پس از موفقیت بازی اول ادامه دهد و اگر طرفدار بازیهای نقشآفرینی تاکتیکی نوبتی هستید، این بازی فانتزی نقشآفرینی مهم از سال 2026 نباید از رادار شما دور بماند. این ماجراجویی در جهان تخیلی Neokos روایت میشود و ده سال پس از بازی اول اتفاق میافتد، اگرچه به نظر میرسد که میتوان از آن به عنوان یک تجربه مستقل لذت برد.
اگر طرفدار بازی Baldur’s Gate 3 یا مجموعه اصلی Dragon Age هستید، این میتواند بازی مناسبی برای شما باشد. مانند بیشتر بازیهایی که از هر شکلی از قوانین D&D استفاده میکنند، انتخاب بازی در قلب هر خط ماموریت قرار دارد و تصمیمات شما اغلب تاثیرات بیشتری بر شخصیت شما و جهان اطرافتان میگذارند. از ماه گذشته این بازی وارد مرحله ارلی اکسس یا دسترسی زودهنگام شده است، بنابراین میتوانید وارد بازی شده و طعم آنچه قرار است زمانی که بازی بالاخره رسما منتشر شود را بچشید.
6 – بازی Light No Fire
پس از پروژه جاهطلبانه No Man’s Sky، سرمایهگذاری بعدی استودیوی هلو گیمز (Hello Games) با همان میزان از جاهطلبی به ژانر فانتزی میرود زیرا به دنبال آن است که یک سیاره پویای کامل را برای کاوش در اختیار بازیکنان قرار دهد. بازی Light No Fire که سفینههای فضایی را با جادو عوض کرده است، به نظر میرسد یک MMO امیدوارکننده باشد که واقعا هدفش به تصویر کشیده عظمت در ژانر MMO است.
اگرچه انتشار اولیه بازی No Man’s Sky ناامیدکننده بود، توسعهدهندگان به وضوح چیزهای زیادی یاد گرفتند و بازی را در طول زمان به طور قابل توجهی بهبود بخشیدند. به نظر میرسد که بازیکنان در میان بسیاری از چیزهای مختلف بتوانند آیتم بسازند، حیوانات را اهلی کنند و شخصیتها را شخصیسازی کنند. با این حال برخلاف نسخه اولیه No Man’s Sky به نظر میرسد این بار احتمال بسیار بیشتری برای ملاقات واقعی با سایر بازیکنان وجود دارد.
نوآوری اصلی در Light No Fire حرکت از تولید رویهای در کل یک جهان به تمرکز آن فناوری روی یک سیاره واحد و فوقالعاده پرجزئیات است. برخلاف وسعت منزویکننده No Man’s Sky، این طراحی تعامل بازیکنان را در فضایی مشترک به اندازه تقریبی زمین وادار میکند. اگر استودیو هلو گیمز موفق شود، میتواند تعریف کند که چگونه بازیهای جهانباز بزرگ (MMO) جهانهای پایدار و همیشه در حال تغییر را بدون نیاز به نمونههای مختلف مدیریت کنند.
5 – بازی Clockwork Revolution
یک بازی نقشآفرینی منحصربهفردتر که قرار است در مقطعی از سال 2026 منتشر شود، بازی Clockwork Revolution از استودیوی inXile Entertainment است. این بازی نقشآفرینی استیمپانک از سازندگان مجموعه Wasteland، یک شهر کامل را همراه با جناحهای سیاسی و انواع اختراعات عجیب و غریب در اختیار شما به منظور کاوش قرار میدهد.
چیزی که این بازی را چیزی فراتر از یک کپی ساده از بازی BioShock میکند، این حس است که جهان ظاهرا بسته به اقدامات شما تغییر میکند، و با تلفیق سفر در زمان با داستان بازی، به نظر میرسد بازیکنان قادر خواهند بود بر رویدادها و پیامدها در چندین خط زمانی تاثیر بگذارند. اگر از جمله افرادی باشید که از تجربه BioShock Infinite لذت بردهاید بهتر است برای تجربه این بازی نیز بسیار هیجانزده باشید.
آنچه بازی Clockwork Revolution را از دیگر بازیهای نقشآفرینی داستانمحور متمایز میکند، وعده این است که سفر در زمان فقط یک ترفند داستانی نیست، بلکه مکانیکی اصلی در گیمپلی است که جناحها و محیط شهر را فعالانه دگرگون میکند. برخلاف جابهجاییهای خطی واقعیت در Bioshock Infinite، این بازی ظاهرا خطوط زمانی منشعب با پیامدهای ماندگار ارائه میدهد و میتواند جهانی واکنشگرا بسازد که بسیاری از شبیهسازهای همهجانبه فقط به آن اشارهای سطحی کردهاند.
4 – بازی The Blood of the Dawnwalker
جدیدترین جنون در دنیای بازیهای خونآشامی، بازی The Blood of the Dawnwalker است. از یک تیم کوچک از توسعهدهندگان سابق بازی The Witcher، این جهان بازی بسیار اکشن و ظاهرا به خوبی پرداخته شده آمده است که در آن بازیکنان نقش یک دورگه انسان – خونآشام را بر عهده میگیرند.
این عنوان که دارای مبارزات سنگین و تاثیرگذار بوده که بلافاصله میتوان آن از سری بازیهای The Witcher به خاطر آورد، به طوری که دقیقا مشابه این مجموعه شامل یک قهرمان اصلی با تواناییهای ماوراء طبیعی و جهانی الهام گرفته از فولکلور اروپای شرقی است.
آنچه The Blood of the Dawnwalker را از دیگر بازیهای نقشآفرینی خونآشامی متمایز میکند، چرخه روز و شب نه فقط فضاسازی بلکه به عنوان مکانیزم اصلی است. قهرمان دورگه در نور خورشید ضعیف میشود اما شبها قویتر میگردد و بازیکن را مجبور میکند ماموریتها را بر اساس ساعت درونی بازی برنامهریزی کند. این لایه تاکتیکی، همراه با مبارزات الهامگرفته از سری ویچر، به بازیکنان صبور و زمانشناس پاداش میدهد نه فقط به سبک تهاجمی محض. باید توجه داشته باشیم که این بازی مناسب افرادی با روحیه ضعیف نبوده چرا که شامل مقدار زیادی از خشونت و خونریزی و عناصر وحشتی که از این ژانر انتظار داریم میشود.
3 – بازی Gothic 1 Remake
بازی بازسازیشده Gothic 1 یکی از موردانتظارترین بازسازیهایی است که در سالهای اخیر به خاطر آورده میشود. برای طرفداران مجموعه اصلی، این بازی نقشآفرینی فانتزی در کنار بهترینهای این ژانر قرار داشت و حتی با آثاری مانند بازیهای اولیه Witcher و Elder Scrolls رقابت میکرد. تحت مدیریت جدید، این مجموعه پس از 20 سال تعطیلی در حال بازگشت است و بر اساس تریلرهای اولیه بسیار امیدوارکننده به نظر میرسد.
علاوه بر آزادی تقریبا نامحدود، بازیهای Gothic همچنین به دلیل جهان و داستان غنی، شخصیتهای جالب و طراحی عالی ماموریتهایشان شناخته میشدند. به نظر میرسد این پروژه بازسازی یک فرصت بینقص باشد و اگر استودیوهای Piranha Bites و THQ Nordic حتی بتوانند 80 درصد بازی اصلی را تکرار کنند، به نظر میرسد که موفقیتی بزرگ خواهد بود.
2 – بازی The Expanse: Osiris Reborn
بازی The Expanse: Osiris Reborn که ادامهای بر بازی The Expanse: A Telltale Series ساخته استودیو تلتیل گیمز بوده، وعده یک تجربه به مراتب کمتر خطی و بازتر را میدهد که در همان جهان علمی – تخیلی روایت میشود. این بازی بر اساس مجموعه رمانهای جیمز اس. ای کوری (James S. A. Core) در میان کشتیها و سکونتگاههای فرازمینی مختلف رخ میدهد اما از نظر محتوای هارد ساینس (علوم طبیعی که مربوط به دنیای طبیعی بوده و شامل فیزیک، شیمی، زیستشناسی، هندسه و غیره میشود)، نسبتا واقعگرایانه باقی میماند.
برخلاف گیمپلی انتخابمحور و داستانمحور بازی اول، این دنباله به نظر میرسد که به معنای واقعی کلمه، از هر نظر ممکن بر بازی اصلی گسترش مییابد. این بار، به نظر میرسد یک بازی نقشآفرینی کامل با اکشن بیشتر و آزادی بیشتر باشد، اما با این حال انتخاب بازیکن در قلب آن قرار دارد.
برخلاف بازی قبلی، Osiris Reborn به ساختار نقشآفرینی کامل با اکتشاف باز روی آورده است. محدودیت هارد ساینس یعنی نبود سلاح لیزری و سفر فرانوری، بازیکن را به استفاده خلاقانه از جاذبه، اکسیژن و سلاحهای جنبشی وامیدارد. این محدودیت، غوطهوری را افزایش میدهد و هر انتخاب بازیکن را در دنیایی واقعگرایانه و زنده، سنگینتر جلوه میدهد.
1 – بازی Subnautica 2
علیرغم آنچه به نظر میرسد یک چرخه توسعه پرتلاطم بوده است، به نظر میرسد که بازی Subnautica 2، به عنوان دنبالهای بر ماجراجویی اکتشاف زیرآبی محبوب نسخه اول سرانجام ممکن است در سال 2026 بالاخره به دست مخاطبین برسد. این بازی بازیکنان را به اعماق زیر سطح آب با انواع موجودات دریایی بیگانه عجیب و خارقالعاده میبرد و قول میدهد که بیشتر از ماجراجویی دریایی و وحشتی را که بازی اول ایجاد کرد، ارائه دهد.
بازیکنان میتوانند با سرعت خودشان کاوش کنند و رازهای علمی – تخیلی مختلف را در طول مسیر کشف کنند، اما مکانیکهای گسترده ساخت پایگاه نیز وجود دارد، بنابراین شما واقعا میتوانید یک زندگی دوم را در زیر امواج زندگی کنید. اگرچه ما هنوز دقیقا نمیدانیم که بازی نهایی در زمان انتشار در چه وضعیتی خواهد بود، انتظارات برای این مجموعه بسیار بالا رفته است.
برخلاف بسیاری از دنبالهها که صرفا محتوا را گسترش میدهند بازی Subnautica 2 ظاهرا بر تنش روانی اکتشاف در اعماق دریا تمرکز بیشتری دارد. تغییر از یک پروتاگونیست تنها به کوآپ اختیاری میتواند حس انزوایی که بازی اول را موثر کرده بود، دگرگون کند. اما توسعهدهندگان تایید کردهاند که تجربه تکنفره همچنان پشتیبانی میشود و آن حس تنهایی وحشتآور حفظ میگردد.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید